از کوهستان تا خیابان؛ چرا دو ستون اصلی پ.ک.ک در حال فروریختن است؟

انجمن بیتاوان: گروه پ.ک.ک طی بیش از چهار دهه فعالیت مسلحانه، راهبرد خود را بر دو ستون اصلی استوار کرده بود: «جنگ چریکی» و «بسیج اجتماعی». این دو مؤلفه برای سالها به این گروه امکان داد تا در مناطق کوهستانی حضور خود را حفظ کرده و همزمان بخشی از جامعه را با اهداف خود همراه سازد. با این حال، تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که هر دو ستون راهبردی پ.ک.ک با چالشهای جدی و کمسابقه مواجه شدهاند؛ چالشهایی که آینده این گروه را بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام قرار داده است.
پایان مزیت کوهستان؛ چالش فناوریهای نوین
پ.ک.ک برای سالها از جغرافیای کوهستانی جنوب شرق ترکیه و شمال عراق به عنوان مهمترین مزیت عملیاتی خود بهره میبرد. استقرار در مناطق صعبالعبور، استفاده از غارها و انجام حملات چریکی ناگهانی، بخش مهمی از دکترین نظامی این گروه را تشکیل میداد.
اما پیشرفت فناوریهای شناسایی و گسترش استفاده از پهپادهای اطلاعاتی و رزمی، معادلات گذشته را به شکل قابل توجهی تغییر داده است. آنچه زمانی «پناهگاه امن» تلقی میشد، امروز بیش از گذشته در معرض رصد و هدفگیری قرار دارد. در چنین شرایطی، قابلیت مانور نیروهای مسلح غیرمنظم بهطور محسوسی کاهش یافته و هزینههای عملیاتی برای این گروه افزایش پیدا کرده است.
در نتیجه، پ.ک.ک با وضعیتی روبهرو شده که در آن حفظ نیروها و تداوم فعالیت نظامی، دشوارتر از گذشته شده است. بسیاری از مناطقی که روزگاری به عنوان عمق استراتژیک این گروه شناخته میشدند، اکنون دیگر کارکرد سابق را ندارند و مفهوم «امنیت ناشی از جغرافیا» با چالشهای جدی مواجه شده است.
فاصله گرفتن جامعه از پروژه جنگ
دومین ستون راهبردی پ.ک.ک، اتکا به بسیج اجتماعی و بهرهبرداری از اعتراضات و تحرکات خیابانی بود. این گروه تلاش میکرد با ایجاد فشار اجتماعی و سیاسی، موقعیت خود را در معادلات منطقهای تقویت کند.
با این حال، پس از دههها درگیری و خشونت، بخش قابل توجهی از جامعه محلی بیش از گذشته نسبت به پیامدهای جنگ حساس شده است. خسارتهای انسانی، آسیب به زیرساختها، مهاجرت اجباری ساکنان برخی مناطق و طولانی شدن چرخه ناامنی، موجب شده تا بسیاری از شهروندان تمایل کمتری به همراهی با رویکردهای مبتنی بر خشونت داشته باشند.
امروز فراخوانهای سیاسی و میدانی وابسته به این جریان، دیگر با همان میزان استقبال گذشته روبهرو نیست. جامعهای که هزینههای سنگین منازعه را تجربه کرده، بیش از هر چیز به دنبال ثبات، توسعه و امنیت پایدار است؛ موضوعی که شکاف میان خواستههای عمومی و راهبردهای سنتی پ.ک.ک را عمیقتر کرده است.
پ.ک.ک میان فشار فناوری و کاهش نفوذ اجتماعی
واقعیت این است که پ.ک.ک اکنون همزمان با دو چالش بنیادین مواجه است؛ از یک سو تغییر ماهیت جنگ و گسترش فناوریهای نوین نظامی، مزیتهای سنتی این گروه را محدود کرده و از سوی دیگر کاهش همراهی اجتماعی، ظرفیت بسیج مردمی آن را تحت تأثیر قرار داده است.
این وضعیت نشان میدهد که پ.ک.ک بیش از آنکه با یک بحران مقطعی روبهرو باشد، درگیر یک بحران ساختاری است؛ بحرانی که ریشه در تغییر شرایط میدان نبرد و تحولات اجتماعی منطقه دارد. در چنین فضایی، آینده این گروه بیش از هر زمان دیگری به توانایی آن در سازگاری با واقعیتهای جدید وابسته خواهد بود؛ واقعیتهایی که دیگر شباهت چندانی به دهههای گذشته ندارند.



