کاسبانِ ویرانی در قندیل؛ چرا سخنگوی پژاک در رویای «جنگ جهانی سوم» و تخریب زیرساختهای ایران دستوپا میزند؟

بیتاوان – بازخوانی تاریخچه گروههای مسلح و فرقهگرا نشان میدهد که هرگاه این جریانها در بنبست کامل تشکیلاتی، انزوای اجتماعی و بیعملی راهبردی گرفتار میشوند، به سمت «کاسبکاری بحران» و «آيندهپژوهیهای جنگطلبانه» پناه میبرند. در تازهترین نمونه از این دست، «ریوار آبدانان»، از سرکردگان و سخنگوی فرقه تروریستی پژاک، در گفتوگو با ارگان رسانهای قندیل (ANF) که نسخههای ترجمهشده آن در خروجی رسانههای اسپانیاییزبان و آمریکای لاتین وابسته به پکک نیز بازنشر شده، در قامت یک مفسر ژئوپلیتیک ظاهر شده و از وقوع مرحلهای تازه از جنگ تمامعیار، تخریب زیرساختهای استراتژیک و آغاز «شکل جدیدی از جنگ جهانی سوم» در منطقه سخن گفته است.
بررسی دقیق اظهارات سخنگوی این گروهک تروریستی، بیش از آنکه تحلیلی بر معادلات خاورمیانه باشد، سندی گویا از استیصال درونی قندیل و ماهیت ضدایرانی و ضدمردمی این فرقه است که در چند محور قابل واکاوی است:
۱. اعتراف ناخواسته به شکست پروژه «تسلیمسازی» از طریق ترور و جنگ
نکته قابل تأمل در اظهارات آبدانان، اعتراف صریح او به ناکامی قدرتهای خارجی در به زانو درآوردن ایران است. سخنگوی پژاک در میانه لفاظیهای خود ناگزیر به این واقعیت اذعان میکند که آمریکا و اسرائیل با وجود بهکارگیری توان نظامی و سیاست ترورهای هدفمند، نتوانستهاند ساختار سیاسی ایران را تسلیم یا متلاشی کنند. این اعتراف از زبان گروهکی که تمام سرمایهگذاری سیاسی و تبلیغاتی خود را بر روی فروپاشی از بیرون و ورود به عنوان پیادهنظام مداخلهگران خارجی بنا کرده بود، به معنای اذعان به سوختن برگهای برنده قندیل در فاز نخست بحران است.
۲. تنفس مصنوعی به پیکر نیمهجان پژاک با سوختِ «جنگ جهانی سوم»
پس از تحولات اخیر در پرونده پکک، پیامهای امرالی و آشکار شدن بنبست تاریخی مبارزه مسلحانه، شاخه ایرانی این فرقه (پژاک) بیش از هر زمان دیگری با بحران هویت و ریزش نیرو مواجه است. کادرهای اسیر در قرارگاههای اجباری قندیل میپرسند قرار است تا چه زمانی تاوان توهمات سرکردگان فرقه را بدهند؟ در چنین فضایی، امثال «ریوار آبدانان» تنها یک راه برای جلوگیری از فروپاشی روانی نیروهای خود دارند: «وعده جنگ بزرگ در آینده نزدیک!» او با تصویرسازی از قریبالوقوع بودن «جنگ جهانی سوم» و «فاز نهایی حمله آمریکا و اسرائیل»، میکوشد به نیروهای سرخورده خود القا کند که هنوز ماموریت مزدوری آنها به پایان نرسیده و باید به امید ویرانی ایران در کوهستانها باقی بمانند.
۳. اشک تمساح با کلیدواژه «ترکمانچای» از سوی پیمانکاران تجزیه!
یکی از طنزهای تلخ در اظهارات اخیر سخنگوی پژاک، استفاده از کلیدواژه «عهدنامه ترکمانچای» و اشاره به نام برخی چهرههای سیاسی داخل ایران برای القای دلسوزی نسبت به منافع کشور است! این فرافکنی مضحک در حالی صورت میگیرد که کارنامه پکک و شاخه اقماری آن (پژاک) چیزی جز تلاش برای تکهتکه کردن جغرافیای منطقه، ایجاد کانتونهای وابسته به بیگانگان و ایفای نقش به عنوان کارت بازی سرویسهای اطلاعاتی متخاصم نبوده است. گروهکی که در همین مصاحبه با ذوقزدگی از «محاصره دریایی و هوایی ایران» و «تخریب گستردهتر زیرساختهای حیاتی کشور» استقبال میکند، چگونه به خود اجازه میدهد از منافع ملی و ترکمانچای سخن بگوید؟ زیرساختهایی که سخنگوی پژاک آرزوی نابودی آنها را در سر میپروراند، دارایی و شریان حیات همان مردم کُرد و ایرانی است که پژاک به دروغ خود را وکیل مدافع آنها میخواند.
۴. نقاب چندزبانه برای بزک کردن تروریسم در افکار عمومی جهان
انتشار هدفمند این اظهارات در بسترهای رسانهای اسپانیاییزبان و آمریکای لاتین، بخشی از پروژه دیرینه شبکه رسانهای پکک برای فریب افکار عمومی چپگرا در غرب و آمریکای لاتین است. فرقه پژاک در حالی در رسانههای اسپانیاییزبان از «مبارزه با هژمونی» و تحلیل روابط آمریکا، چین و روسیه سخن میگوید که در میدان عمل، تمام امید و حیات خود را به بمبافکنهای واشنگتن و تلآویو گره زده است؛ پارادوکس رسوایی که نشان میدهد این فرقه برای بقا، حاضر است در هر جغرافیایی، نقاب متناسب با همان مخاطب را به چهره بزند.
جمعبندی
اظهارات ریوار آبدانان بار دیگر ثابت کرد که حیات گروهک تروریستی پژاک در گرو «مرگ»، «جنگ» و «ویرانی» است. صلح، ثبات و عبور منطقه از بحران، به معنای مرگ سیاسی و تشکیلاتی فرقهای است که هیچ پایگاهی در میان مردم فهیم کردستان ندارد. از همین رو، وقتی پروژه آشوب و تسلیمسازی به بنبست میرسد، سرکردگان قندیل چارهای جز پناه بردن به اوهام آخرالزمانی و دعا برای وقوع «جنگ جهانی سوم» ندارند؛ سرابی که همچون چهار دهه گذشته، حاصلی جز تباهی بیشتر برای این فرقه به همراه نخواهد داشت.



