اخبار

دانشگاه یا قتلگاه؟ روایت تکان‌دهنده از شکنجه، زنده‌به‌گور کردن و اعدام دانشجویان کرد توسط پ‌ک‌ک

بی تاوان: در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰، موجی از دانشجویان و جوانان تحصیل‌کرده کرد، تحت تأثیر فضای احساسی و تبلیغات پ‌ک‌ک، دانشگاه و زندگی خود را رها کردند و با رویای مبارزه برای آزادی به کوهستان‌ها و اردوگاه‌های این گروه در دره بقاع (لبنان) و شمال عراق پیوستند. اما آنچه در انتظار این جوانانِ پرشور و بی‌تاوان بود، نه آزادی بود و نه دموکراسی؛ بلکه پارانویای بیمارگونه، شکنجه‌های قرون‌وسطایی و جوخه‌های اعدام خودی بود.
کشتار ۱۲ دانشجوی دانشگاه اسکی‌شهیر در بدو ورود!
فرماندهان کم‌سواد پ‌ک‌ک و شخص عبدالله اوجالان، از ورود جوانان تحصیل‌کرده‌ای که عادت به فکر کردن، پرسشگری و بحث کردن داشتند، به شدت هراسناک بودند. در سال ۱۹۸۹، اوجالان بخشنامه‌ای صادر کرد و هشدار داد که ممکن است در میان نیروهای جدید، «نفوذی و جاسوس» وجود داشته باشد. همین یک جمله کافی بود تا حمام خونی در درون تشکیلات به راه بیفتد.
در یکی از فجیع‌ترین موارد در سال ۱۹۸۹، حدود ۱۲ دانشجو از دانشگاه «اسکی‌شهیر» به رهبری دانشجویی به نام «مهمت» با هزاران امید به کوه‌های جودی رفتند تا به پ‌ک‌ک بپیوندند. تنها به این بهانه واهی که پدر یکی از دختران دانشجو پلیس بوده است، برچسب «جاسوس» به تمام این گروه زده شد! تنها چند روز پس از تقسیم شدن این دانشجویان در واحدهای نظامی، تک‌تک آن‌ها توسط پ‌ک‌ک اعدام شدند. در بهار ۱۹۹۰، خودِ «مهمت» (راهنمایی که آن‌ها را آورده بود) نیز دستگیر شد؛ برای گرفتن اعتراف دروغین، نایلون داغ و ذوب‌شده بر روی شکمش ریختند و سپس او را نیز به قتل رساندند!
زنده‌به‌گور کردن یک دانش‌آموز دبیرستانی و خفه کردن دختر ۱۵ ساله!
شهادت کادرهای سابق پ‌ک‌ک در کتاب «خون و عقیده» مو بر تن انسان راست می‌کند:
زنده‌به‌گور کردن در زاگرس: یکی از کادرهای سابق شهادت می‌دهد: «در آن زمان شکنجه کردن در درون پ‌ک‌ک مد شده بود. چیزهایی می‌شنیدی که باورنکردنی بود؛ مثلاً دانش‌آموز دبیرستانی اهل شهر وان را در کوه‌های زاگرس زنده به گور کردند، در حالی که تا آخرین لحظه‌ای که خاک رویش می‌ریختند فریاد می‌زد: من جاسوس نیستم! گناهش چه بود؟ شاید فقط زیاد سؤال می‌پرسید!»
اعدام اشتباهی به خاطر تشابه اسمی: در پاییز ۱۹۸۹ در منطقه بوتان، دستور اعدام فردی به نام «کاراسو» صادر شد. تیم اعدام رفت و یک نفر را کشت. فردای آن روز، «کاراسو» را زنده در اردوگاه دیدند! مشخص شد تیم اعدام به دلیل تشابه اسمی، یک جوان دیگر را اشتباهی اعدام کرده است! فرمانده سابق پ‌ک‌ک می‌گوید: «ارزش جان انسان در پ‌ک‌ک صفر بود.»
خفه کردن دختر ۱۵ ساله در استانبول: در ژانویه ۱۹۹۴، دختر نوجوان ۱۵ ساله‌ای که هنگام رفتن به کوهستان دستگیر و سپس آزاد شده بود، توسط عوامل پ‌ک‌ک در استانبول ربوده شد. سه هفته بعد، جسد خفه‌شده این کودک ۱۵ ساله در جنگل‌های اطراف استانبول پیدا شد و پ‌ک‌ک خانواده‌اش را تهدید کرد که حتی حق ندارند در مراسم تدفین او شرکت کنند!
دروغ بزرگ به خانواده‌های چشم‌انتظار:
دردناک‌ترین بخش این جنایات، فریب دادن مادران و پدران داغدار بود. یکی از فرماندهان ارشد سابق فاش می‌کند: «فرزند یک خانواده را در درون تشکیلات اعدام می‌کردند، اما به خانواده‌اش می‌گفتند او در منطقه‌ای دور برای مبارزه است و دسترسی به او ممکن نیست! خانواده‌ها سال‌ها فکر می‌کردند جگرگوشه‌شان زنده است. پ‌ک‌ک حزبی بود که به مردم تکیه داشت، اما جان مردم برایش هیچ اهمیتی نداشت.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا