اخبار

مناقشه پژاک و دمکرات؛ جدال بر سر قدرت، نه پاسخ‌گویی به مردم

بی‌تاوان: اختلاف امیر کریمی با حزب منحله دمکرات کردستان ایران، فرصتی برای بازخوانی عملکرد دو جریان تجزیه طلب است؛ جریان هایی که ادعاهای سیاسی و تاریخی‌شان باید در برابر معیارهای پاسخ‌گویی، حقوق مردم و پیامدهای فعالیت‌هایشان سنجیده شود.

مناقشه میان امیر کریمی، سرکرده مشترک پژاک، و گروهک دمکرات را نمی‌توان صرفاً جدالی لفظی میان دو جریان تجزیه طلب کردی دانست. این اختلاف، بار دیگر مسئله‌ای اساسی را مطرح می‌کند: جریان هایی که خود را نماینده مطالبات مردم کرد معرفی می‌کنند، تا چه اندازه حاضرند عملکرد، ساختار قدرت و پیامدهای تصمیم‌هایشان را در معرض ارزیابی عمومی قرار دهند؟

در این میان، نه ادعاهای پژاک درباره مدرن‌گرایی و ساختار سیاسی باید بدون بررسی پذیرفته شود و نه سابقه تاریخی و ادعاهای دموکرات می‌تواند آن را از نقد و پاسخ‌گویی معاف کند. هیچ جریانی صرفاً به دلیل پیشینه تاریخی، شعارهای ایدئولوژیک یا ادعای نمایندگی یک قوم، حق انحصاری سخن‌گفتن به نام مردم را به دست نمی‌آورد.

پژاک؛ فاصله میان ادعاهای سیاسی و معیارهای پاسخ‌گویی
پژاک در گفتمان خود از مفاهیمی همچون جامعه دموکراتیک، آزادی و برابری سخن می‌گوید. با این حال، ارزیابی این ادعاها مستلزم بررسی دقیق ساختار تصمیم‌گیری، میزان استقلال اعضا، نحوه پاسخ‌گویی سرکردگان و جایگاه واقعی حقوق فردی در گروه است.

پرسش اساسی این است که آیا ساختار قدرت در پژاک با تصویری که این گروه از جامعه مطلوب خود ارائه می‌کند، مطابقت دارد؟ اعضا تا چه اندازه در تصمیم‌های اساسی نقش دارند و چه سازوکارهایی برای نقد تصمیم‌های مدیریت و پاسخ‌خواستن از مسئولان وجود دارد؟

این پرسش‌ها با حمله به رقبای سیاسی پاسخ داده نمی‌شوند. اگر پژاک مدعی برخورداری از الگویی متفاوت و پیشرو است، باید امکان ارزیابی مستقل ادعاهایش را فراهم کند. تکرار مفاهیم ایدئولوژیک، جایگزین شفافیت و شواهد قابل بررسی نیست.

دمکرات؛ سابقه تاریخی، مجوز مصونیت از نقد نیست
در سوی دیگر، گروهک دمکرات کردستان ایران نیز نمی‌تواند صرفاً با تکیه بر سابقه تاریخی و نقش خود در تحولات سیاسی، از پرسش‌های انتقادی فاصله بگیرد.

پیشینه تاریخی یک گروهک، به‌تنهایی پاسخ‌گوی مسائل امروز آن نیست. میزان پایبندی به اصول اعلام‌شده، نحوه تصمیم‌گیری، پاسخ‌گویی سرکردگان، جایگاه نسل‌های جدید و زنان و ارزیابی نتایج عملی سیاست‌ها، همگی موضوعاتی هستند که باید درباره این گروهک نیز بررسی شوند.

اگر دمکرات بر ساختار تشکیلاتی، تجربه سیاسی و نقش تاریخی خود تأکید می‌کند، لازم است این ادعاها با عملکرد قابل ارزیابی همراه باشند. سابقه مبارزه یا فداکاری اعضا، هر اندازه مهم باشد، نمی‌تواند جایگزین پاسخ‌گویی درباره تصمیم‌های گذشته و حال شود.

همچنین، نقد ادعاهای پژاک به معنای تأیید خودکار روایت دمکرات نیست. دو طرف باید بر اساس معیارهای یکسان سنجیده شوند؛ نه اینکه خطاهای یک طرف، به ابزاری برای توجیه عملکرد طرف دیگر تبدیل شود.

رقابت بر سر نمایندگی مردم؛ چه کسی حق سخن‌گفتن به نام آنان را دارد؟
یکی از مسائل مهم در رقابت جریان های کردی، ادعای نمایندگی مطالبات مردم و تفسیر انحصاری از هویت و آینده سیاسی آنان است.

اما هیچ حزب یا گروه مسلحی نمی‌تواند صرفاً بر اساس ادعای تاریخی، ایدئولوژیک یا تشکیلاتی، خود را سخنگوی تمام مردم یک منطقه یا یک ملت معرفی کند. جامعه از دیدگاه‌ها، خواسته‌ها و اولویت‌های متنوعی برخوردار است و هیچ تشکیلاتی نباید اراده خود را به‌جای اراده همه مردم بنشاند.

این اصل درباره پژاک، دموکرات، کومله و سایر جریان‌های سیاسی و مسلح نیز صدق می‌کند. اختلاف میان این تشکیلات‌ها، به‌خودی‌خود اثبات نمی‌کند که کدام‌یک نماینده واقعی مردم است؛ همان‌طور که مخالفت با یک گروه، به معنای تأیید رقیب آن نیست.

مسئله فعالیت مسلحانه و هزینه‌های انسانی
در ارزیابی گروه‌های مسلح، مسئله صرفاً به اختلافات ایدئولوژیک یا رقابت بر سر نفوذ سیاسی محدود نمی‌شود. پیامدهای فعالیت مسلحانه، خطرهای امنیتی، هزینه‌های انسانی و تأثیر این فعالیت‌ها بر زندگی مردم نیز باید در مرکز بررسی قرار گیرد.

پژاک و دیگر تشکیلات مسلح باید در برابر پرسش‌های مربوط به تصمیم‌های نظامی، مسئولیت‌های تشکیلاتی و پیامدهای فعالیت‌های خود پاسخ‌گو باشند. گروهک دمکرات نیز، در هر مورد مرتبط با فعالیت مسلحانه و تصمیم‌های سیاسی یا نظامی خود، باید با همین معیارهای مستند ارزیابی شود.

مخالفت با تروریسم و خشونت سازمان‌یافته نباید تابع وابستگی حزبی باشد. نمی‌توان خشونت را هنگامی که رقیب مرتکب آن می‌شود محکوم کرد، اما درباره عملکرد تشکیلات مورد حمایت خود سکوت اختیار کرد.

البته هرگونه انتساب مشخص درباره وقوع جرم، مسئولیت اشخاص یا پیامدهای یک عملیات باید بر اساس شواهد معتبر بررسی شود؛ نه صرفاً بر مبنای اتهام‌های متقابل.

مناقشه اخیر، اگر صرفاً به ردوبدل‌شدن اتهام‌ها و تلاش برای بی‌اعتبارکردن رقیب محدود بماند، چیزی به شناخت واقعیت‌های سیاسی اضافه نخواهد کرد. ارزش واقعی چنین مناقشه‌ای زمانی آشکار می‌شود که ادعاهای هر دو طرف در معرض بررسی قرار گیرند.

پژاک باید درباره فاصله احتمالی میان شعارهای دموکراتیک و عملکرد تشکیلاتی خود پاسخ‌گو باشد. دمکرات نیز باید بداند که سابقه تاریخی و انتقاد از رقیب، آن را از ارزیابی مستقل عملکردش بی‌نیاز نمی‌کند.

انجمن بی‌تاوان با رویکرد ضد تروریسم و مخالف تجزیه‌طلبی، دفاع از مردم را در گرو پذیرش بی‌چون‌وچرای هیچ تشکیلاتی نمی‌داند. معیار ارزیابی هر جریان، نه شدت ادعاهای آن و نه دشمنی‌اش با رقیب، بلکه شواهد، عملکرد و پیامدهای تصمیم‌های آن است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا