رمزگشایی از یادداشت جدید نورالدین دمیرتاش؛ دموکراسی ادعایی یا توجیه میلیتاریسم پ.ک.ک و پژاک؟

بی تاوان: اخیراً نورالدین دمیرتاش (شیار)، از مهرههای فکری و ساختاری پ.ک.ک، در یادداشتی با ادبیاتی اتوکشیده و استفاده از واژگان پرطمطراقی چون «مدرنیته دموکراتیک»، «سازماندهی اجتماعی» و «پراکتیک روزمره»، مدعی شده که ایدئولوژی آپوئیسم باید به تمام شئون زندگی جامعه، محلات و روستاها نفوذ کند.
اما ترجمه عملی این ادبیات شبهفلسفی برای خانوادههای کُرد در مناطق مرزی ایران، عراق، سوریه و ترکیه چیست؟ مرور تجربیات چند دهه گذشته نشان میدهد که پشت این واژهسازیهای بهظاهر پیشرو، واقعیتی تلخ پنهان شده است:
۱. مصادره نهادهای زیستی و مدنی
دمیرتاش صراحتاً خواستار نفوذ ساختار ایدئولوژیک تشکیلات در آموزش، اقتصاد و ساختارهای خرد جامعه شده است. این رویکرد پیش از آنکه نشانه «مردمسالاری» باشد، نمود عینی یک سیستم تمامیتخواه (توتالیتار) است؛ سازوکاری که در آن حق انتخاب، زیست طبیعی خانوادگی و آرامش بومی روستاها و شهرها باید قربانی فرامین سازمانی و کنترل تکصدایی شود.
۲. هدفگیری جوانان با برچسب فریبنده «روحیه فدایی»
نکته محوری و خطرناک این یادداشت، تأکید دوباره بر «روحیه فدایی» و نقشآفرینی جوانان است. پژاک و شاخههای اقماری پ.ک.ک دهههاست که با استفاده از شعارهای جذاب و سوءاستفاده از محرومیتهای اقتصادی-آموزشی منطقه، نوجوانان و جوانان را فریب داده و به عنوان نیروی تسلیحاتی به کوهستان میکشانند. آنچه در بیانیهها «فدایی ساختن برای آزادی» نامیده میشود، در واقعیتِ روی زمین، چیزی جز قطع امید خانوادهها، آوارگی پشت مرزها و تباه شدن عمر جوانان در درگیریهای بیسرانجام نبوده است.
۳. تضاد آشکار شعار «صلح و آزادی» با میلیتاریسم
دمیرتاش در متن خود از یکسو ادعای پیگیری فرآیند صلح و جامعه دموکراتیک را مطرح میکند و از سوی دیگر خواستار بسیج فدایی و تعمیق تقابل میشود. گروههایی چون پژاک نمیتوانند همزمان مدعی حقوق مدنی جامعه باشند و هم کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی را اسیر چرخدندههای جنگ مسلحانه کنند. کارنامه پژاک در نقض حقوق کودکان، ترورهای کور و باجگیریهای مرزی، گواه روشنی بر فاصله عمیق میان شعارهای روی کاغذ و واقعیت میدانی است.
کلام آخر:
جامعه کُرد بیش از هر زمان دیگری به آموزش مدرن، آرامش، فرصتهای اقتصادی و امنیت نیازمند است. وارد کردن تفکرات میلیتاریستی و انتحاری در مناسبات روزمره خانوادهها و محلات، گامی در جهت توسعه نیست؛ بلکه تلاشی آگاهانه برای بازتولید خشونت و محروم نگه داشتن جوانان از مسیر طبیعی زندگی، تحصیل و آبادانی سرزمین مادری است.



