آشکار شدن اختلافات و انتقادات جداشدگان از پ.ک.ک نسبت به عبدالله اوجالان

بیتاوان: آیسل چوروککایا، از اعضای سابق پ.ک.ک، در واکنش به اظهارات منتسب به عبدالله اوجالان علیه خود، روایتی تند و جنجالی از سالهای عضویت، زندان، شکنجه و حضورش در کوهستان ارائه کرد و خطاب به رهبر سابق پ.ک.ک گفت: «من رسوا نشدم؛ تو شدی. قضاوت با صاحبان وجدان.»
چوروککایا در متنی که منتشر کرده، با اشاره به اظهارات عبدالله اوجالان در یکی از دیدارهای وکلا که در آن وی را «زنی رسوا» توصیف کرده بود، گفت پس از سالها سکوت در برابر سخنان و نوشتههای اوجالان و نزدیکانش، دیگر خود را ملزم به پاسخگویی میداند.
او مدعی شد که از دهه ۱۹۷۰ وارد فعالیتهای سیاسی مرتبط با جنبش کردستان شده، در سال ۱۹۷۸ خانه خود را ترک کرده و به فعالیت سازمانی در مناطق مختلف پرداخته است.
چوروککایا همچنین با اشاره به بازداشت خود در سال ۱۹۷۹ همراه با مظلوم دوغان و ییلدیریم مرگیت، از شکنجههای شدید در دوران زندان و تحمل ماهها بیماری و بستریشدن سخن گفت. وی تأکید کرد که در زندان دیاربکر در برابر شکنجه و فشارها تسلیم نشده و در چندین اعتصاب غذا و دو مرحله «روزه مرگ» شرکت کرده است.
به گفته او، پس از آزادی در سال ۱۹۸۶، با وجود بیماری شدید و انجام دو عمل جراحی، بار دیگر به کوهستان رفت و حدود شش سال در مناطق مختلف فعالیت کرد.
اما بخش جنجالیتر اظهارات چوروککایا، خطاب مستقیم او به عبدالله اوجالان است. وی مدعی شد که در سال ۱۹۹۱ به نزد اوجالان رفته و تنها پس از مشاهده رفتار و عملکرد او از نزدیک، به ماهیت واقعی آنچه «فرقه» میخواند پی برده و از آن جدا شده است.
چوروککایا سپس با مقایسه سرنوشت خود با اوجالان، او را به نداشتن تجربه سختیهای جنگ و زندگی در کوهستان متهم کرد و گفت:
«من این هستم؛ تو چه؟»
او همچنین به ماجرای دیدار اوجالان با نیروهای ترکیه اشاره کرد و با لحنی تحقیرآمیز مدعی شد که اوجالان در آن موقعیت رفتاری ترسخورده داشته و جملهای با مضمون آمادگی برای «خدمت به دولت» بر زبان آورده است.
چوروککایا در پایان، اختلاف خود با اوجالان را به یک قضاوت اخلاقی تبدیل کرد و نوشت:
«هر دوی ما در برابر افکار عمومی قرار داریم؛ هرکس رسواست، صاحبان وجدان قضاوت کنند.»
این اظهارات، بار دیگر اختلافات و انتقادات برخی جداشدگان پ.ک.ک نسبت به عبدالله اوجالان و ساختار رهبری این گروه را برجسته کرده است؛ اختلافاتی که بخشی از آن به تجربه اعضای سابق از مناسبات داخلی، شیوه رهبری و برخورد با منتقدان بازمیگردد.


