فرهنگستان

جغرافیای آرامش؛ وقتی سایه ترور از سر کردستان برود

انجمن بی تاوان: تصور کنید سپیده‌دمی در کوهستان‌های کردستان فرامی‌رسد که در آن طنین هیچ گلوله‌ای، سکوت سنگین صخره‌ها را نمی‌شکند. کردستانی را تجسم کنید که در آن واژه «مرز»، دیگر نه بوی باروت و اضطراب، که بوی تبادلات دوستانه و شکوفایی اقتصادی می‌دهد.

در این قابِ آرام، بزرگترین دغدغه‌ی یک خانواده کرد، نه پنهان کردن فرزندانشان از سایه‌ی شوم فریب و ربایش، بلکه انتخاب بهترین مدرسه برای آن‌هاست. تصویری را ببینید که در آن، سفره‌های مردم به جای آنکه زیر بار سنگین «اخاذی‌های اجباری» و «مالیات‌های خودخوانده» کوچک شود، با دسترنجِ امنِ خودشان رنگین شده است. جایی که کاسب و کشاورز، بدون ترس از تهدیدِ تفنگ، برای آبادانی خاکشان عرق می‌ریزند.

چقدر این تصویر زلال است؛ وقتی «کودکِ کرد» به جای آنکه در کوه‌های صعب‌عبور، سنگینیِ اسلحه را بر شانه‌های ظریفش تحمل کند، دست در دست پدر و مادرش در کوچه‌باغ‌های مریوان و مهاباد و سنندج قدم می‌زند. کردستانی بدون گروه‌های مسلح، یعنی کردستانی که در آن نخبگانش به جای مهاجرت یا حبس شدن در ایدئولوژی‌های ویرانگر، معمارانِ توسعه و تکنولوژی منطقه هستند.

این یک رویای دور نیست؛ تصویرِ کردستانی است که در آن «امنیت» یک کالای نایاب نیست، بلکه حق طبیعی هر خانه‌ای است. سرزمینی که در آن صدای خنده‌ی کودکان، جایگزین شعارهای توخالی جنگ‌طلبانه شده و آرامش، همچون بلوط‌های کهنسال زاگرس، ریشه‌هایش را در عمق جان این خاک دوانده است. کردستان، بدون سایه‌ی وحشت، همان بهشتی است که لیاقتش را دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا