اخبار

پژاک خودش اعتراف کرد؛ پروژه اوجالان برای زاگرس چیست؟

نشریه رسمی گروهک تروریستی پژاک با طرح مسئله هویت، فقر و سازمان‌دهی اجتماعی در زاگرس، فرصتی برای بازخوانی یک پرسش مهم فراهم کرده است: مرز میان رسیدگی به مشکلات واقعی مردم و پیشبرد یک الگوی سیاسی تشکیلاتی کجاست؟

انجمن بی‌تاوان | در شماره مورد بررسی از نشریه پژاک، زاگرس نه‌فقط به‌عنوان یک منطقه جغرافیایی، بلکه به‌مثابه عرصه‌ای از مسائل هویتی، اقتصادی و اجتماعی معرفی می‌شود. فقر، بیکاری، مهاجرت، مشکلات اجتماعی و نسبت جامعه با ساختارهای سیاسی، از محورهای برجسته این مطالب‌اند. در گفت‌وگوی این نشریه با مظلوم هفتن، از عناصر شورای مدیریتی پژاک، نیز بر ضرورت سازمان‌دهی اجتماعی و بازتعریف رابطه مردم با قدرت سیاسی تأکید شده است.

طرح این مسائل به‌خودی‌خود محل ایراد نیست؛ فقر، بیکاری و محرومیت مشکلاتی واقعی‌اند که نیازمند راه‌حل‌های عملی و پاسخ‌گویی نهادهای مسئول هستند. پرسش اساسی از جایی آغاز می‌شود که یک جریان مسلح، در کنار توصیف مشکلات جامعه، الگوی خاص خود را برای سازمان‌دهی و اداره آن مطرح می‌کند: این الگو قرار است به انتخاب آزادانه مردم خدمت کند یا جامعه را به مسیر سیاسی مورد نظر گروهک تروریستی هدایت کند؟

از زاگرس و هویت اجتماعی تا الگوی سیاسی اوجالان
در مطالب این شماره، موضوعاتی مانند هویت یارسانی و کُردی، مشارکت اجتماعی، سازمان‌دهی جامعه و الگوی «خودمدیریتی» مطرح شده‌اند. این مفاهیم به‌ظاهر ناظر بر مشارکت و حضور مردم در تصمیم‌گیری‌اند؛ اما برای ارزیابی آن‌ها، صرف استفاده از واژه‌هایی چون «مردم»، «دموکراسی» و «خودمدیریتی» کافی نیست.

معیار اصلی باید روشن باشد: چه کسانی تصمیم می‌گیرند؟ سازوکار انتخاب و برکناری تصمیم‌گیران چیست؟ مخالفان دیدگاه غالب چه جایگاهی دارند؟ آیا افراد می‌توانند بدون فشار سیاسی یا تشکیلاتی، الگوی پیشنهادی را نپذیرند؟ و مهم‌تر از همه، آیا جامعه در تعریف آینده خود اختیار واقعی دارد؟

این پرسش‌ها به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که یک جریان مسلح جدایی طلب، مفاهیم هویتی و اجتماعی را در چارچوب نظریه و برنامه سیاسی خود تفسیر می‌کند. بررسی نسبت گفتمان پژاک با اندیشه‌های عبدالله اوجالان نیز باید از همین زاویه صورت گیرد: نه با تکیه بر شعارها، بلکه با سنجش ساختار تصمیم‌گیری، میزان پاسخ‌گویی و جایگاه انتخاب آزادانه مردم.

مشکلات مردم؛ موضوع رسیدگی یا سرمایه گفتمان سیاسی؟
فقر، بیکاری، مهاجرت و احساس محرومیت، موضوعاتی نیستند که بتوان آن‌ها را به رقابت‌های سیاسی تقلیل داد. مردم مناطق زاگرس برای بهبود معیشت، فرصت‌های شغلی، آموزش، خدمات عمومی و حفظ کرامت و هویت خود، به برنامه‌های مشخص و قابل ارزیابی نیاز دارند.

در مقابل، هر جریان سیاسی که این مشکلات را در مرکز گفتمان خود قرار می‌دهد، باید توضیح دهد راه‌حل عملی‌اش چیست. چه برنامه‌ای برای ایجاد اشتغال دارد؟ منابع مالی و اجرایی آن از کجا تأمین می‌شود؟ چگونه می‌توان نتایج وعده‌ها را سنجید؟ و چه سازوکاری برای پاسخ‌گو کردن مسئولان در نظر گرفته شده است؟

نشریه سیاسی می‌تواند مشکلات را توصیف کند؛ اما توصیف محرومیت به‌تنهایی به معنای حل آن نیست. همچنین، تأکید بر ضرورت سازمان‌دهی جامعه، بدون روشن شدن حدود اختیارات، شیوه مشارکت داوطلبانه و حق مخالفت، برای اثبات مردمی بودن یک الگو کفایت نمی‌کند.

هویت مردم، ملک انحصاری هیچ گروهکی نیست
یکی از محورهای مطرح‌شده در این نشریه، مسئله هویت یارسانی و کُردی است. هویت‌های فرهنگی و اجتماعی، بخشی از زندگی و تجربه تاریخی مردم‌اند؛ اما هیچ جریان مسلح تروریستی نباید خود را صاحب انحصاری تعریف این هویت‌ها یا سخنگوی بی‌رقیب همه اعضای یک جامعه بداند.

جامعه یارسان و دیگر جوامع منطقه، مانند هر جامعه دیگری، از دیدگاه‌ها، تجربه‌ها و انتخاب‌های متنوعی برخوردارند. احترام به این تنوع مستلزم آن است که افراد بتوانند درباره هویت، آینده و شیوه مشارکت سیاسی خود مستقلانه تصمیم بگیرند؛ بدون آنکه مخالفت با یک جریان سیاسی به معنای نفی هویت یا تعلق اجتماعی آنان تلقی شود.

بنابراین، پرسش از پژاک روشن است: آیا هویت و مطالبات اجتماعی مردم، با همه تنوع درونی آن‌ها، مستقل از برنامه گروهکی به رسمیت شناخته می‌شود؟ یا قرار است این مسائل عمدتاً در چارچوب یک روایت سیاسی مشخص معنا پیدا کنند؟ پاسخ به این پرسش باید در عملکرد و سازوکارهای واقعی جست‌وجو شود، نه فقط در ادبیات تبلیغاتی.

معیار داوری، شعار نیست؛ حق انتخاب و پاسخ‌گویی است
برای ارزیابی گفتمان پژاک درباره زاگرس و نسبت آن با اندیشه‌های اوجالان، چند معیار اساسی وجود دارد: شفافیت ساختار تصمیم‌گیری، مشارکت داوطلبانه، احترام به دیدگاه مخالف، پاسخ‌گویی درباره وعده‌های اقتصادی و اجتماعی و تضمین استقلال انتخاب شهروندان.

اگر الگویی واقعاً مدعی دفاع از جامعه و مشارکت مردم است، باید نشان دهد که مردم می‌توانند آن را نقد کنند، درباره آن تصمیم بگیرند و حتی آن را نپذیرند؛ بدون آنکه از حقوق، هویت یا امنیت اجتماعی خود محروم شوند.

پرسش محوری بی‌تاوان این است: وقتی پژاک از هویت، سازمان‌دهی جامعه و خودمدیریتی سخن می‌گوید، چه تضمین عملی برای اختیار مستقل مردم، حق مخالفت و پاسخ‌گویی ساختار سیاسی پیشنهادی خود ارائه می‌کند؟

تا زمانی که این پرسش‌ها با شواهد روشن و سازوکارهای قابل سنجش پاسخ داده نشوند، نباید واژه‌های جذاب سیاسی را معادل مشارکت واقعی، حل مشکلات اجتماعی یا نمایندگی همه مردم دانست. زاگرس و جوامع ساکن آن، پیش از آنکه موضوع رقابت روایت‌های سیاسی باشند، سزاوار راه‌حل‌های عملی، احترام به تنوع و حق تعیین آزادانه مسیر آینده خود هستند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا