یادداشت روز

پشت ویترین «آزادی زنان»؛ HPJ چگونه زن را وارد معادله جنگ می‌کند؟ بی‌تاوان | پرونده ویژه

بی‌تاوان: یک زن با لباس نظامی، سلاح در دست و شعاری درباره آزادی؛ تصویری که قرار است مخاطب را به یک نتیجه مشخص برساند: زن مسلح یعنی زن آزاد. اما آیا واقعاً چنین است؟

بی‌تاوان در بررسی ساختار موسوم به HPJ، این پرسش را به نقطه آغاز بحث تبدیل می‌کند؛ نه اینکه صرفاً روایت تبلیغاتی یک گروه یا روایت مخالف آن را تکرار کند، بلکه باید پرسید پشت این تصویر رسانه‌ای چه ساختاری قرار دارد و زنان در این ساختار چه جایگاهی پیدا می‌کنند.

گزارش‌های منتشرشده درباره HPJ، این مجموعه را به‌عنوان ساختاری برای حضور و سازماندهی زنان در ارتباط با گروهک تروریستی PJAK معرفی می‌کنند.

اما آنچه کمتر درباره آن سؤال می‌شود، رابطه میان شعارهای مربوط به آزادی زنان و واقعیت یک ساختار مسلحانه است.

زن مسلح؛ یک تصویر، هزار پیام

در جنگ رسانه‌ای، تصویر اهمیت زیادی دارد.

تصویر یک زن با لباس نظامی می‌تواند در چند ثانیه روایتی کامل بسازد: شجاعت، مقاومت، برابری و آزادی.

اما تصویر فقط بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد.

آنچه در قاب دوربین دیده نمی‌شود، ساختار پشت تصویر است:

چه کسی این نیرو را جذب کرده؟

چه آموزش‌هایی دریافت کرده؟

چه کسی به او فرمان می‌دهد؟

مأموریت او چیست؟

و در صورت قرار گرفتن در معرض خطر، چه نهادی مسئولیت سرنوشت او را بر عهده دارد؟

این پرسش‌ها زمانی جدی‌تر می‌شوند که یک تشکیلات، فعالیت زنان را در قالب یک ساختار نظامی سازماندهی می‌کند.

مشکل از جایی شروع می‌شود که «آزادی» جای پاسخ‌گویی را می‌گیرد

حقوق زنان موضوعی نیست که بتوان با آن بازی کرد.

آزادی، برابری و حق انتخاب، مفاهیمی نیستند که بتوان آنها را صرفاً برای زیباتر کردن تصویر یک جریان سیاسی یا نظامی به کار برد.

اگر یک زن با اختیار خود وارد فعالیت نظامی شود، اصل انتخاب او یک بحث است.

اما اینکه یک تشکیلات مسلحانه، حضور زنان را به بخشی از ساختار خود تبدیل کند و سپس همین حضور را به‌عنوان سند «آزادی زنان» عرضه کند، موضوع دیگری است.

اینجا باید میان «حق انتخاب زن» و «استفاده تبلیغاتی از زن» تفاوت گذاشت.

HPJ؛ یک تشکیلات زنانه در دل یک پروژه بزرگ‌تر

نکته‌ای که در بررسی HPJ نباید نادیده گرفته شود، جایگاه آن در ساختار گسترده‌تر جریان‌های مسلحانه کُرد است.

در اینجا مسئله فقط این نیست که چند زن اسلحه به دست گرفته‌اند.

مسئله این است که یک ساختار مشخص برای حضور زنان در یک مجموعه مسلحانه شکل گرفته است.

همین واقعیت، چند سؤال اساسی ایجاد می‌کند:

آیا این نیروها صرفاً نقش حفاظتی دارند؟

آیا در آموزش و عملیات نظامی مشارکت می‌کنند؟

فرماندهی آنها چگونه انجام می‌شود؟

آیا مأموریت‌های آنها با سایر بخش‌های نظامی تفاوت دارد؟

و اساساً، چرا یک پروژه مدعی دفاع از حقوق زنان باید برای پیشبرد اهداف خود به ساختار نظامی نیاز داشته باشد؟

پاسخ به این پرسش‌ها باید مستند باشد؛ نه تبلیغاتی.

نباید در دام ادعاهای بی‌سند افتاد

بی‌تاوان در نقد خود یک خط قرمز روشن دارد:

نقد شدید، مجوز انتشار ادعای اثبات‌نشده نیست.

نمی‌توان نقش عملیاتی مشخصی را به فردی نسبت داد، مگر اینکه برای آن سند مستقل وجود داشته باشد.

همچنین نمی‌توان تمام اعضای یک تشکیلات را یکسان فرض کرد.

اما این احتیاط به هیچ وجه به معنای چشم‌پوشی از اصل مسئله نیست.

اگر درباره ساختار، آموزش و سازماندهی نظامی یک تشکیلات گزارش منتشر شده، بررسی آن کاملاً مشروع است.

اتفاقاً رسانه‌ای که مدعی نگاه تحقیقی است باید همین‌جا وارد شود:

چه چیزی مستند است؟ چه چیزی ادعاست؟ و چه چیزی هنوز نیازمند تحقیق بیشتر است؟

پشت قاب قهرمانانه، هزینه جنگ ایستاده است

تصویر زن مسلح ممکن است برای مخاطب، تصویر قدرت باشد.

اما جنگ، فقط قدرت نیست.

جنگ هزینه دارد.

مرگ دارد.

مجروحیت دارد.

ترس دارد.

و انسان‌هایی دارد که ممکن است سال‌ها درگیر پیامدهای آن شوند.

به همین دلیل، هرگاه یک جریان سیاسی از تصویر زنان مسلح برای ساختن روایت قهرمانانه استفاده می‌کند، رسانه باید نیمه دیگر تصویر را هم نشان دهد.

قهرمان‌سازی بدون توضیح هزینه‌ها، تبلیغات است؛ نه گزارش.

سؤال بی‌تاوان

مسئله این نیست که زن نباید در عرصه سیاسی یا اجتماعی حضور داشته باشد.

اتفاقاً برعکس.

مسئله این است که زن نباید به ابزار مشروعیت‌بخشی به خشونت و فعالیت مسلحانه تبدیل شود.

اگر HPJ مدعی دفاع از زنان است، باید درباره حقوق و اختیار زنان عضو خود شفاف باشد.

اگر ساختاری نظامی است، باید درباره مأموریت و سازماندهی آن پاسخ‌گو باشد.

و اگر تصویر زن مسلح را نماد آزادی معرفی می‌کند، باید بتواند به یک پرسش ساده پاسخ دهد:

آزادی از چه چیزی؟

و مهم‌تر:

به چه قیمتی؟ جمع‌بندی

بی‌تاوان معتقد است برای فهم پدیده HPJ نباید اسیر دو روایت افراطی شد؛ نه تبلیغات گروه‌های مسلح را باید حقیقت نهایی دانست و نه هر ادعای مخالف آنها را بدون سند پذیرفت.

راه سوم روشن است:

ساختار را بررسی کنیم.

اسناد را مطالبه کنیم.

مأموریت‌ها را بشناسیم.

و میان واقعیت و تبلیغات مرز بگذاریم.

زن آزاد، زنی است که حق انتخاب دارد؛ نه زنی که صرفاً به دلیل قرار گرفتن در قاب تبلیغاتی یک گروه مسلح، «نماد آزادی» نامیده شود.

سلاح را نباید پشت واژه آزادی پنهان کرد.

و هیچ تشکیلاتی نباید پشت نام «حقوق زنان» از پاسخ‌گویی فرار کند.

بی‌تاوان؛ روایت ماجراهایی که پشت ویترین تبلیغات پنهان می‌مانند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا