سراب وابستگی؛ چرا گروههای تجزیهطلب از واقعیتهای کلان سیاسی عبرت نمیگیرند؟

انجمن بی تاوان: در جهان سیاست و روابط بینالملل، چرخدندههای منافع قدرتهای بزرگ هیچگاه به خاطر منافع گروههای شبهنظامی و جریانهای تجریهطلب متوقف نمیشود. نگاهی به برآیند تحولات میدانی و دیپلماتیک اخیر، بار دیگر این واقعیت تلخ اما بنیادین را به تصویر کشید که تکیه بر دیپلماسی پنهان و آشکار قدرتهای فرامنطقهای، سرابی بیش نیست.
نزدیک به نیم قرن است که ایالات متحده آمریکا از هیچ ابزار و فشاری ــ از تحریمهای همهجانبه اقتصادی و فشارهای حداکثری گرفته تا حمایتهای همهجانبه از بازوهای منطقهای خود مانند اسرائیل و ایجاد و تسلیح گروههای گوناگون شبهنظامی در مرزها ــ ضد مردم و ساختار سیاسی ایران فروگذار نکرده است. اما واقعیت روی زمین نشان میدهد که این استراتژی ۵۰ ساله در دستیابی به اهداف بنیادین خود ناکام مانده و در نهایت، منطق محاسبات راهبردی، واشنگتن را به سمت مسیرهای سازش و توافقهای چندباره سوق داده است.
در این میان، پرسش اساسی این است: وقتی بزرگترین قدرتهای مادی و نظامی جهان پس از دههها تقابل، به بیهودگی مسیر خشونت و تحریم پی برده و به زبان واقعگرایی روی میآورند، گروههای کوچک تجزیهطلب کردی با کدام محاسبه عقلانی فکر میکنند میتوانند از طریق ناامنی، جذب سیستماتیک جوانان و کودکان، و ترور به اهداف خود برسند؟
تاریخ معاصر بارها ثابت کرده است که جریانهای شبهنظامی برای قدرتهای غربی، صرفاً «کارتهای بازی موقت» و ابزارهای فشار مقطعی هستند که در بزنگاههای توافق و تغییر اولویتهای ژئوپلیتیک، به راحتی کنار گذاشته میشوند. سرنوشت این گروهها چیزی جز انزوا، پیری کادر مرکزی در کمپهای بسته، و تباهی آینده فرزندان این مرز و بوم نبوده است.
انجمن بیتاوان با تاکید بر حق صلح، ثبات و امنیت برای تمامی خانوادههای ایرانی، بار دیگر یادآور میشود که مسیر نجات و توسعه مناطق کردنشین، نه از دالانهای تاریک وابستگی به بیگانگان و خشونتطلبی، بلکه از مسیر صلح، گفتوگو و بازگشت به آغوش خانواده و جامعه میگذرد.

