سرابِ «انتگراسیون دموکراتیک»؛ بازی با واژهها برای توجیه تسلیم و انحراف از مطالبات واقعی مردم

بی تاوان _ بررسیها و موضعگیریهای اخیر مدعیانِ جریانات موسوم به آپوییستی و رسانههای وابسته به پژاک تحت عنوان پرجنجالِ «انتگراسیون دموکراتیک؛ پروژهای برای دگرگونی دولت»، بار دیگر تناقضات آشکار و سردرگمی نظری این جریان را عیان کرده است. این تئوریپردازیهای پیچیده و ملغمهای از اصطلاحات آکادمیک، بیش از آنکه نشان دهنده یک راهکار واقعی برای حل مشکلات انباشتهشده باشد، تلاشی فرارودستوری برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای راهبردی و توجیه عدول از شعارهای گذشته است.
۱. بازی با مفاهیم برای فریب افکار عمومی
مبلغین این تفکر تلاش میکنند با متهم کردن دیگر گروهک ها به «تقلیلگرایی»، خود را پرچمدار نوسازی سیاسی معرفی کنند. اما واقعیت امر این است که اصطلاحاتی چون «انتگراسیون دموکراتیک» و «جامعه دموکراتیک» در عمل چیزی جز ابزاری برای تحمیل الگوهای وارداتی، غیربومی و آمرانه نیست. چگونه میتوان از «همگرایی داوطلبانه و برابری حقوقی» سخن گفت، در حالی که کارنامه این جریان در مناطق مختلف با تحمیل زور، باجخواهی، سربازگیری اجباری از جوانان و ایجاد جو ارعاب و خفقان همراه بوده است؟
۲. سراب تغییر ساختار از درونِ تسلیم
نویسندگان این بیانیه ادعا میکنند که مذاکره و انتگراسیون به معنای تسلیم در برابر ساختار موجود نیست، بلکه ابزاری برای دگرگونی آن است. این در حالی است که تاریخ مبارزات سیاسی و مدنی نشان داده است که گروههای مسلح و تمامیتخواه، با طرح اینگونه شعارهای فریبنده، تنها به دنبال سهمخواهیهای محفلی و حاشیهای برای سرکردگان خود بودهاند و بهای سنگین این بازیهای سیاسی را همواره مردم محروم و جوانان منطقه با جان و مال خود پرداختهاند. فرار از پاسخگویی به پرسشهای صریحِ اجرایی و پناه بردن به کلیگوییهای نظری، نشاندهنده تهی بودن این پروژهها از پشتوانه واقعی مردمی است.
۳. تقابل با اصالتِ مطالبات مردمی
انجمن بیتاوان همواره بر این نکته تأکید کرده است که برونرفت از چالشهای تاریخی و توسعهنیافتگی مناطق کردنشین، از مسیرِ جنگافروزی، ایدئولوژیهای تمامیتخواه و پروژههای خیالیِ خارج از مرزها نمیگذرد. جوانان کرد نیازمند اشتغال، توسعه، آموزش واقعی و زندگی در آرامش هستند، نه پروژههای سیاسی شکستخوردهای که زیر پوشش فریبنده «دگرگونی دولت»، جز تداوم رنج، مهاجرت و قربانی شدن در راه اهداف گروهی، ثمره دیگری نداشتهاند.
زمان آن رسیده است که افکار عمومی و نسل جوان با هوشیاری در برابر این شعبدهبازیهای سیاسی بایستند و فریبِ واژهپردازیهای توخالیِ جریاناتی را نخورند که حیات خود را در تداوم بحران و ناامنی میبینند.



