دعوای قدرت یا بحران هویت؛ چرا جریانهای تجزیهطلب در سراب شعارهای فانتزی گم شدهاند؟

بررسی تحولات و موضعگیریهای رسانهای جریانهای تجزیه طلب کردی نشان میدهد که این گروهها حتی پیش از دستیابی به هیچگونه پایگاه مردمی یا قدرت اجرایی، در چنبره تناقضات نظری و دعواهای گروهکی گرفتار شدهاند. انتشار مباحث اخیر میان «کومله» و «پژاک» پیرامون مفاهیمی چون «همگرایی دموکراتیک» و متهم کردن یکدیگر به «حل شدن هویت کُردی» یا «سادهلوحی سیاسی»، پرده از واقعیت تلخی برمیدارد که سالهاست مردم و جوانان خطه کُردستان هزینه آن را پرداخت میکنند.
از یک سو، طیفهای سنتیتر نظیر کومله با پافشاری بر مدلهای فرسوده فدرالیسم و کیانهای حزبی، به دنبال حفظ پایگاههای سازمانی و سهمخواهیهای سیاسی خود هستند و از سوی دیگر، جریانهای رادیکالتر با تئوریهای وارداتی و شعارهای فانتزی تلاش میکنند بحران مشروعیت خود را توجیه کنند. نتیجه این کشمکشهای فرسایشی، چیزی جز هدر رفتن سرمایههای انسانی، ایجاد ناامنی، عقبماندگی اقتصادی و قربانی شدن جوانانی نبوده که ناخواسته به میدان جنگ قدرت این گروهها کشیده شدهاند.
انجمن بیتاوان بار دیگر تأکید میکند که سرنوشت روشن و آرامش پایدار مردم عزیز کُردستان ایران، در گروی نفی خشونت، گروههای مسلح غیرقانونی و جریاناتی است که جز تفرقه و ویرانی دستاوردی نداشتهاند. امنیت و پیشرفت حقیقی در سایه همبستگی ملی و رد هرگونه تفکر واگرایانه معنا پیدا میکند.



