از پ.ک.ک به پژاک؛ انتقال سلاح یا پروژه صلح؟

انجمن بی تاوان: عبدالله اوجالان و سایر سرکردگان پ.ک.ک این روزها از «صلح»، «جامعه دموکراتیک» و «پایان درگیری» سخن میگویند. اما در همان حال، پرسشی جدی در برابر افکار عمومی قرار دارد؛ اگر پروژه صلح واقعی است، پس این همه ابهام درباره انتقال ظرفیتهای نظامی و سلاح از پ.ک.ک به پژاک از کجا نشأت میگیرد؟
صلح یک واژه تزئینی برای مصرف رسانهای نیست. صلح یعنی پایان خشونت، پایان ساختارهای مسلح و پایان بازی با جان جوانان منطقه. افکار عمومی حق دارد بپرسد چگونه میتوان از کنار گذاشتن سلاح سخن گفت، اما همزمان درباره جابهجایی توان نظامی میان شاخههای مختلف یک شبکه مسلح، سکوت اختیار کرد؟
اگر قرار باشد سلاحی که دیروز در اختیار پ.ک.ک بود، امروز در اختیار پژاک قرار گیرد، چه چیزی تغییر کرده است؟ آیا فقط نامها عوض شدهاند؟ آیا قرار است افکار عمومی با تغییر تابلوها، همان ساختارهای قدیمی را در قالبی جدید بپذیرد؟
رهبران پ.ک.ک باید به این پرسش پاسخ دهند که مفهوم «جامعه دموکراتیک» چگونه با تداوم ابهام درباره سلاح و ساختارهای مسلح سازگار است؟ آیا صلح قرار است به معنای خلع سلاح باشد یا صرفاً بازتوزیع سلاح در میان شاخههای مختلف؟
مردم کردستان و خانوادههایی که سالها هزینه جنگ و خشونت را پرداختهاند، بیش از هر چیز خواهان شفافیت هستند. آنان دیگر به شعارهای کلی و مبهم قانع نمیشوند. جامعه حق دارد بداند آیا سخن از صلح، مقدمه پایان خشونت است یا پوششی برای حفظ ابزارهای آن؟
امروز مهمترین چالش روایت صلحطلبانه پ.ک.ک، منتقدانش نیستند؛ بلکه تناقض میان شعار خلع سلاح و پرسشهای بیپاسخ درباره سرنوشت سلاحهاست. تا زمانی که پاسخ روشنی به این ابهامات داده نشود، هر ادعای صلحی با تردید افکار عمومی روبهرو خواهد شد.
صلح واقعی از مسیر شفافیت میگذرد؛ نه از مسیر ابهام. و افکار عمومی حق دارد بپرسد: آیا سلاحها کنار گذاشته شدهاند یا فقط از پ.ک.ک به پژاک منتقل شدهاند؟



