یادداشت روز

پیرمردهای قندیل در مواجهه با نسل Z؛ بحران هویت و شکاف نسلی در پژاک

انجمن بی تاوان: یکی از جدی‌ترین و در عین حال مکتوم‌ترین بحران‌های ساختاری که امروز فرقه پ.ک.ک و شاخه ایرانی آن (پژاک) با آن دست‌به‌گریبان هستند، «انسداد نسلی» و شکاف عمیق معرفتی میان کادر رهبری و بدنه جدید فریب‌خوردگان است.

چهل سال درجا زدن در ادبیات جنگ سرد
هسته سخت و تصمیم‌گیر در قندیل را افرادی تشکیل می‌دهند که تفکراتشان در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی و در بستر تروریسم چپ سنتی شکل گرفته است. ادبیات رسمی سازمان همچنان آمیخته با جزوات فرسوده، کلیدواژه‌های دگم مارکسیستی و پرستش مطلق و فرقه‌ای شخص «عبدالله اوجالان» است. در طرف مقابل، بخش عمده‌ای از افرادی که در سال‌های اخیر از طریق فضای مجازی یا فریب رسانه‌ای به دام این فرقه افتاده‌اند، نوجوانان و جوانان نسل جدید (نسل Z) هستند؛ نسلی که در دنیای اینترنت، ارتباطات سریع و تکثرگرایی رشد کرده است.

تناقض عمیق: از تیک‌تاک تا قرنطینه فرقه
پژاک در ویترین رسانه‌ای خود در پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک و اینستاگرام، تصویری مدرن، جذاب و مبتنی بر آزادی‌های فردی از خود به نمایش می‌گذارد. اما حقیقت درون‌سازمانی، یک شوک روانی بزرگ برای جذب‌شدگان جدید است. جوان نسلی که به دنبال هویت، ابراز وجود و رفاه بوده، ناگهان خود را در فضایی می‌بیند که در آن:
* داشتن هرگونه وسیله ارتباطی (گوشی، اینترنت) جرم محسوب می‌شود.
* حق اظهار نظر فردی وجود ندارد و ساختار تشکیلاتی بر پایه اطاعت محض و کورکورانه نظامی استوار است.
* کتابچه‌های ایدئولوژیک چهل سال پیش باید روزانه بازخوانی و حفظ شوند.

جلسات «پلتفرم»؛ ابزار سرکوب نافرمانی‌های مدرن
گزارش‌ها و اعترافات جداشدگان اخیر نشان می‌دهد که کادرهای قدیمی قندیل، کشش و توان درک روحیات، نیازها و حتی زبان نسل جدید را ندارند. در نتیجه، برای مهار نافرمانی‌ها، سرکشی‌ها و افسردگی‌های حاد جوانان در مقرها، به ابزارهای خشونت‌آمیز روانی متوسل می‌شوند. جلسات نقد و از خود انتقادی (تکمیل) که پیش از این ابزاری برای وفاداری تشکیلاتی بود، اکنون به دادگاه‌های تحقیر روزانه جوانانی تبدیل شده که نمی‌توانند خود را با رفتارهای دگم و بدوی کادرهای پیر تطبیق دهند.

فرجام بحران؛ ریزش بی‌سابقه و انسداد جانشینی
این شکاف عمیق، پژاک را با بحران جدی «جانشینی» مواجه کرده است. کادرهای قدیمی در حال پیر شدن و از کار افتادگی هستند و نسل جدید وارد شده به سازمان، نه انگیزه‌ای برای ماندن دارد و نه وفاداری ایدئولوژیکی به ساختار فرقه احساس می‌کند. آمار بالای فرار، خودکشی‌های مشکوک در مقرها و ریزش مداوم نیروها، همگی نشانه‌های بارز پدیده‌ای است که می‌توان آن را «بحران هویت و پیری مفرط در قندیل» نامید؛ بحرانی که نشان می‌دهد ساختارهای فرقه‌ای و تروریستی، فرسنگ‌ها با واقعیت و مطالبات نسل امروز فاصله دارند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا