گزارشگر

پژاک؛ پروژه‌ای که قندیل را به اتاق‌های اطلاعاتی غرب وصل می‌کند

بی‌تاوان؛ پژاک سال‌هاست تلاش می‌کند خود را یک جریان مستقل و بومی معرفی کند؛ اما آنچه در پسِ فعالیت این گروه مشاهده می‌شود، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد؛ تصویری از یک شبکه فرامرزی که در آن، میدان عملیات در کوهستان‌های شمال عراق قرار دارد، اما بخشی از ارتباطات و حمایت‌های سیاسی و اطلاعاتی آن، هزاران کیلومتر دورتر دنبال می‌شود.

در سال‌های گذشته، اظهارات و گزارش‌هایی درباره ارتباط برخی سرویس‌های اطلاعاتی غربی با گروه‌های مسلح کردی منتشر شده است؛ ادعاهایی که اگرچه درباره جزئیات آنها همچنان نیاز به اسناد مستقل و قابل راستی‌آزمایی وجود دارد، اما نمی‌توان از کنار آنها به سادگی عبور کرد.

ادعای افسر سابق CIA درباره پژاک

یکی از صریح‌ترین اظهارات در این زمینه از سوی رابرت بائر، افسر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، مطرح شده است.

بائر که سابقه فعالیت طولانی در خاورمیانه و شمال عراق دارد، مدعی شده است که آمریکا اطلاعاتی را در اختیار پژاک قرار می‌دهد تا این گروه بتواند در برابر تهدیدات جمهوری اسلامی ایران از خود محافظت کند.

اهمیت این اظهارات در آن است که بحث را از «حمایت سیاسی» فراتر می‌برد و مستقیماً به حوزه اطلاعاتی و امنیتی می‌کشاند.

اگر چنین ادعایی صحت داشته باشد، معنای آن روشن است: پژاک صرفاً با اتکا به نیروهای خود در کوهستان فعالیت نمی‌کند، بلکه ممکن است از اطلاعاتی بهره‌مند شده باشد که یک بازیگر قدرتمند خارجی در اختیار آن قرار داده است.

و در جنگ‌های نامتقارن، گاهی یک داده اطلاعاتی ارزشمندتر از ده‌ها قبضه سلاح است.

آلمان و یک پرونده قدیمی

اما پرونده حمایت‌های خارجی از پژاک تنها به آمریکا محدود نمی‌شود.

نام آلمان نیز سال‌هاست در حاشیه فعالیت رهبران و شبکه‌های سیاسی مرتبط با پژاک مطرح بوده است.

عبدالرحمن حاجی‌احمدی، از چهره‌های شناخته‌شده پژاک، سال‌ها در آلمان زندگی کرد و تابعیت آلمانی نیز داشت. همین مسئله بارها با اعتراض جمهوری اسلامی ایران روبه‌رو شد؛ به‌ویژه آنکه تهران او را از رهبران یک گروه مسلح می‌دانست.

در سال ۲۰۱۰ نیز حاجی‌احمدی در آلمان بازداشت شد، اما پس از مدتی آزاد شد و درخواست استرداد او به ایران نیز پذیرفته نشد.

این پرونده یک سؤال اساسی ایجاد کرد:

چگونه فردی که از سوی جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان رهبر یک گروه مسلح شناخته می‌شود، می‌تواند سال‌ها در خاک یک کشور اروپایی زندگی و فعالیت کند؟

پاسخ به این سؤال نیازمند بررسی اسناد و مناسبات امنیتی آن دوره است؛ اما واقعیت حضور رهبران پژاک در اروپا، بخشی از تصویری است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

BND و حلقه مفقوده حمایت اطلاعاتی

در کنار حضور سیاسی رهبران پژاک در اروپا، گزارش‌هایی نیز درباره توجه سرویس اطلاعات خارجی آلمان، BND، به این جریان منتشر شده است.

اگرچه درباره سطح دقیق این ارتباطات اطلاعات عمومی کافی وجود ندارد، اما مطرح شدن چنین گزارش‌هایی، پرسش دیگری را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد:

آیا برخی سرویس‌های اطلاعاتی غربی، گروه‌های مسلح کرد را صرفاً به‌عنوان بازیگران محلی می‌بینند یا آنها را به‌عنوان ابزاری برای فشار ژئوپلیتیکی بر تهران ارزیابی می‌کنند؟

این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فعالیت پژاک را در کنار رقابت گسترده‌تر آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی با جمهوری اسلامی ایران قرار دهیم.

۱۴۰۱؛ فرصتی برای بازفعال‌سازی شبکه‌های مسلح

اغتشاشات سال ۱۴۰۱ نیز بار دیگر موضوع فعالیت گروه‌های تروریستی مستقر در اقلیم کردستان عراق را به صدر تحولات امنیتی ایران بازگرداند.

در آن مقطع، جمهوری اسلامی ایران بارها گروه‌های تجزیه‌طلب کردی مستقر در شمال عراق را به تلاش برای انتقال سلاح، سازماندهی نیرو و ایجاد ناامنی در مناطق مرزی متهم کرد.

همزمان، گزارش‌هایی درباره افزایش حمایت‌های خارجی از مخالفان جمهوری اسلامی منتشر شد.

در چنین فضایی، مرز میان «اعتراض اجتماعی»، «فعالیت سیاسی خارج از کشور» و «تحرک گروه‌های مسلح» به یکی از موضوعات اصلی امنیتی ایران تبدیل شد.

برای پژاک نیز چنین شرایطی می‌توانست فرصتی برای خروج موقت از حاشیه و بازگرداندن نام این گروه به معادلات امنیتی ایران باشد.

قندیل فقط یک کوهستان نیست

اشتباه است اگر پژاک را صرفاً چند نیروی مسلح در ارتفاعات قندیل تصور کنیم.

یک گروه مسلح برای بقا به چیزی فراتر از نیروی نظامی نیاز دارد؛ به شبکه ارتباطی، منابع مالی، تبلیغات، امکانات لجستیکی، پشتیبانی سیاسی و اطلاعات نیازمند است.

از همین رو، برای شناخت واقعی پژاک باید به خارج از قندیل نیز نگاه کرد.

قندیل محل استقرار است؛ اما لزوماً محل شکل‌گیری تمام تصمیم‌ها نیست.

شبکه‌های سیاسی در اروپا، فعالیت‌های رسانه‌ای، ارتباطات خارجی و مناسبات احتمالی با برخی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، بخش دیگری از معادله‌ای هستند که بدون بررسی آنها نمی‌توان تصویر کاملی از پژاک ارائه کرد.

پروژه فشار بر ایران با ابزار گروه‌های مسلح؟

بی‌تاوان معتقد است مسئله اصلی، صرفاً وجود یا عدم وجود یک ارتباط مشخص میان پژاک و یک سرویس اطلاعاتی خارجی نیست؛ مسئله بزرگ‌تر، الگوی رفتاری قدرت‌های خارجی در استفاده از بازیگران مسلح غیردولتی برای فشار بر رقبای منطقه‌ای است.

در چنین الگویی، گروه مسلح می‌تواند تبدیل به ابزاری کم‌هزینه برای ایجاد فشار امنیتی در مرزها شود؛ بدون آنکه دولت حامی مستقیماً وارد یک جنگ تمام‌عیار شود.

به همین دلیل، هر ادعایی درباره حمایت اطلاعاتی یا لجستیکی آمریکا و کشورهای اروپایی از پژاک باید با دقت و سند بررسی شود؛ اما همزمان نباید پرسش‌های اساسی درباره ارتباطات خارجی این گروه را نیز نادیده گرفت.

پژاک خود را بازیگری مستقل معرفی می‌کند؛ اما پرونده ارتباطات خارجی آن هنوز پر از پرسش‌های بی‌پاسخ است.

پرسش‌هایی که پاسخ به آنها می‌تواند بخشی از پشت‌پرده فعالیت گروهی را روشن کند که سال‌هاست نامش با خشونت، ناامنی مرزی و پروژه‌های مسلحانه علیه ایران گره خورده است.

بی‌تاوان این پرونده را دنبال خواهد کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا