پوستاندازی اژدها؛ آیا انحلال شاخههای پکک پایان تروریسم است یا آغاز نفوذ قانونی؟

بیتاوان: در ماههای اخیر، خبرهایی مبنی بر «انحلال»، «خلع سلاح مستقل» و «ادغام» شاخههای نظامی وابسته به فرقه تروریستی پکک در ارتش و نهادهای امنیتی سوریه و عراق، و همچنین مذاکرات چارچوبمند با ترکیه، در رسانههای بینالمللی بازتاب یافته است. در نگاه اول، شاید به نظر برسد که دههها خونریزی، کودکسربازی و گروگانگیری اراده مردم منطقه تحت لوای شبهدولتهای خودخوانده به پایان رسیده است؛ اما بررسی دقیق این تحولات، پرده از یک فریب بزرگ استراتژیک برمیدارد.
بازی دولایه؛ تغییر لباس از «چریک کوهستان» به «مأمور رسمی دولت» آنچه امروز در شمال شرق سوریه (توسط SDF) و در شنگال عراق (توسط YBŞ و YJŞ) رخ میدهد، انحلال واقعی یک ساختار فرقهای نیست، بلکه یک «نفوذ سازمانیافته به درون دولتها» است:
در سوریه، بیش از ۱۰ تا ۱۲ هزار تن از نیروهای SDF بدون آنکه پیوندهای تشکیلاتی خود را قطع کنند، در قالب چهار تیپ در حسکه، قامشلی، درک و کوبانی وارد بدنه ارتش شدهاند؛ آن هم تحت فرماندهی همان افسران سابق خودشان! نیروهای امنیتی آنها (آسایش) نیز مستقیماً در وزارت کشور ادغام شدهاند. در شنگال عراق، ۴,۱۶۵ تن از نیروهای وابسته به پکک با توافق با بغداد، لباس شبهنظامی را درآورده و وارد سیستم امنیتی فدرال شدهاند. در ترکیه نیز بهرهبرداری از مسیرهای قانونی جدید در دستور کار قرار گرفته است.
چرا این الگو خطرناکتر از گذشته است؟ در ساختار فرقهای پکک، «سلاح» و «لباس» تنها ابزارند؛ هسته اصلی، اطاعت بیچونوچرا از رهبری ایدئولوژیک (عبدالله اوجالان) و حفظ شبکه پنهان تشکیلاتی است. این فرقه با درک بنبست نظامی در منطقه، دست به یک معامله خطرناک زده است: واگذاری پرچمها و عناوین مستقل، در ازای دریافت «مصونیت قانونی، بودجه دولتی و مشروعیت رسمی».
وقتی هزاران نیروی آموزشدیده در مکتب ایدئولوژیک اوجالان، بدون پاکسازی فکری و ساختاری وارد ارتش و وزارت کشور سوریه و عراق میشوند، دیگر یک گروه یاغی و غیرقانونی نیستند که بتوان با آنها مقابله کرد؛ بلکه تبدیل به «دولت در سایه» میشوند. آنها اکنون با مهر، بودجه و سلاح رسمی دولتهای میزبان، بر امنیت و اداره مناطق محلی مسلط میمانند، در حالی که همچنان از یک مرکزیت فراملی و فرقهای فرمان میگیرند.
کلام آخر انجمن بیتاوان
تجربه تاریخی نشان داده است که ساختارهای فرقهای و تروریستی با تغییر نام و یونیفرم، ماهیت ضدبشری خود را از دست نمیدهند. ادغام نیروهایی که سالها عامل ناامنی، سربازگیری اجباری و سرکوب منتقدان بودهاند در نهادهای رسمی امنیتی، نه تنها صلح پایدار به همراه ندارد، بلکه به معنای قانونی کردن حضور یک شبکه مافیایی و فرقهای در شریانهای حیاتی کشورهای منطقه است. صلح واقعی تنها با انحلال کامل شبکه ایدئولوژیک، رهایی اسیران ذهنی و تشکیلاتی این فرقه، و پاسخگویی آمران خشونت در برابر عدالت محقق میشود، نه با تغییر تابلوی پادگانها.



