یادداشت روز

پشت پرده «ژنئولوژی» کژار؛ اعتراف به مریدپروری از اوجالان و فریب دختران با دوک نخ‌ریسی!

بی‌تاوان _ بررسی شماره ۳۲ مجله «ژنئولوژی» نشان می‌دهد چگونه شاخه زنان فرقه تروریستی پژاک (کژار) تلاش می‌کند خشونت مسلحانه، تجزیه‌طلبی و تروریسم را در قالب واژه‌های شیک شبه‌آکادمیک و اسطوره‌بافی‌های مبتذل به خورد مخاطب دهد.

شوم‌ترین ابزار فرقه‌های تروریستی برای تداوم حیات خود، بهره‌گیری از نقاب‌های انحرافی و واژه‌سازی‌های دل‌ربا برای شستشوی مغزی جوانان است. شماره ۳۲ فصلنامه شبه‌نظری «ژنئولوژی» که توسط کژار/پژاک ترجمه و منتشر شده، نمونه‌ای کامل از دستگاه دروغ‌پراکنی و ابزار جذب این گروهک تروریستی است.
بررسی دقیق مطالب این شماره به روشنی ثابت می‌کند که هدف اصالت‌بخشی به «زن» نیست، بلکه تبدیل دختران کرد به گوشت دم توپ برای فرقه پ.ک.ک و ارتقای ایدئولوژی خشونت‌طلبانه عبدالله اوجالان است.

۱. اعتراف صریح به شاگردی قاتل امرالی (عبدالله اوجالان)
بزرگ‌ترین رسوایی این نشریه در مقاله چییدم دوغا با عنوان «پیوند آزادی زنان با کنفدرالیسم زنان» رقم خورده است. نویسنده برخلاف ادعاهای آکادمیک و زن‌محور فرقه، رسماً اعتراف می‌کند که زیربنا و شالوده فکری تمامی این مباحث مستقیماً متعلق به سرکرده تروریست‌ها، عبدالله اوجالان است.
نویسنده صراحتاً قید می‌کند که ایده‌ها و فرمول‌بندی‌های ارائه شده حاصل دفاعیات ۵ جلدی اوجالان در زندان امرالی است. این اعتراف آشکار ثابت می‌کند «ژنئولوژی» هیچ ارتباطی با حقوق زن یا علم اجتماعی ندارد، بلکه صرفاً «رساله ایدئولوژیک اوجالان» است که با لایه‌ای از الفاظ فمینیستی تزئین شده تا جنایات پ.ک.ک و پژاک را مشروع جلوه دهد.

۲. مصادره ابزارهای سنتی؛ از دوک نخ‌ریسی («تشی») تا کلاشینکف!
در مقاله فیگن آراس با عنوان «کنفدرالیسم زنان جهان و تکثیر دیدارهای آنان»، فرقه با بی‌شرمی به سراغ فرهنگ باستانی و بومی زاگرس‌نشینان رفته است. نویسنده با دست‌مایه قرار دادن ابزار سنتی نخ‌ریسی یعنی «تشی» و پیوند زدن آن با ایزدبانوان سومری، آکادی و هلنی (مانند ایشتار و آتنا)، سعی دارد ساختار تشکیلات تروریستی کژار و پژاک را به دانش باستانی زنان گره بزند!
این خرافه‌بافی و شاعرانه‌سازی نمادهای بومی، ترفندی کثیف برای تطهیر فرقه‌ای است که کارنامه‌اش سرشار از ترور، دزدی کودکان و تباهی خانواده‌های کرد است. فرقه تلاش می‌کند دوک نخ‌ریسی مادران زاگرس را که نماد زندگی و صلح بوده، به رمزی برای جذب دختران به مقرهای نمدار و تاریک قندیل و سلاح کشیدن بر روی هم‌وطنانشان تبدیل کند.

۳. «خوددفاعی» و «کمون‌ها»؛ واژه‌سازی شوم برای تجزیه‌طلبی و تروریسم
در سراسر مقالات این شماره (به‌ویژه مقالات چیدم دوغا و غربت آیدوغان)، حملات تندی علیه ساختار «دولت-ملت» صورت گرفته و فرمول «کنفدرالیسم دمکراتیک» و تشکیل «کمون‌ها و شوراهای مستقل» تبلیغ شده است.
پشت این کلمات دهان‌پُرکن، دو هدف شوم نهفته است:
نخست، تجزیه‌طلبی و آنارشی: تضعیف یکپارچگی ملی کشورها و ایجاد ساختارهای موازی برای فروپاشی امنیت اقلیم و مرزها.
دوم، مشروعیت‌بخشی به تروریسم تحت عنوان «خوددفاعی»: فرقه اصطلاح «خوددفاعی» (خو پاراستن) را بارها تکرار می‌کند تا مسلح کردن دختران نوجوان، دزدیدن کودکان و اقدامات تروریستی علیه مردم منطقه را «دفاع مشروع در برابر حاکمیت» جا بزند!

۴. مصادره خائنانه شعارها و همسویی با اهداف ضدایرانی
این نشریه با مانور بر روی شعار «ژن، ژیان، ئازادی»، تلاش دارد خود را پیشاهنگ جنبش‌های زنانه جا بزند؛ حال آنکه کارنامه واقعی پژاک و کژار، سلب اساسی‌ترین حق زنان (یعنی حق زندگی، مادر شدن، تحصیل و داشتن خانواده) است. دخترانی که وارد ساختار فرقه‌ای پژاک می‌شوند، حق ازدواج، تفکر مستقل و ارتباط با خانواده را ندارند و هرگونه نقد با شکنجه و حذف فیزیکی پاسخ داده می‌شود.
حرف زدن فرقه از «آزادی زن» درست مانند تبلیغ صلح توسط فروشندگان سلاح است!

شماره ۳۲ مجله ژنئولوژی بار دیگر چهره واقعی فرقه‌های تروریستی پژاک و کژار را برملا ساخت. این مجله نه یک نشریه علمی و پژوهشی، بلکه دفترچه راهنمای فریب و فرقه گرایی است که به دستورسازان امرالی متصل است.
انجمن بی‌تاوان ضمن هشدار به خانواده‌ها و جوانان آگاه زاگرس، اعلام می‌دارد که راه رهایی و عزت زنان، از مسیر ثبات، آگاهی و هویت اصیل ایرانی-اسلامی می‌گذرد، نه تسلیم شدن در برابر ایدئولوژی‌های انحرافی و سرکرده تروریست‌هایی که حاصلی جز مرگ و ویرانی برای منطقه نداشته‌اند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا