ویترین فرامدرن، واقعیت فرسوده: رمزگشایی از تناقض واژگان دموکراتیک در ساختار ملوکالطوایفی پژاک

انجمن بیتاوان: در ادبیات رسمی و اسناد سازمانی گروهک تروریستی و تجزیه طلب پژاک، با حجم انبوهی از واژگان شیک، مدرن و عاریهای مواجه میشویم؛ ترمینولوژی خاصی مانند «کنفدرالیسم دموکراتیک»، «کمونهای خودگردان»، «اکولوژی اجتماعی» و «شوراهای افقی». این کلمات ویترینی را میسازند که در نگاه اول، مخاطب ناآشنا یا جوانِ جویای تغییر را مجذوب خود میکند. اما وقتی پوسته این ادبیات وارداتی قرن بیست و یکمی را کنار میزنیم، با یک تناقض بنیادین روبرو میشویم: پیادهسازی یک ایدئولوژی توتالیتر و پیشامدرن در بستر یک فرقه شبهنظامی.
تئوریهای وارداتی در خدمت سلاح
پژاک مدعی است که مدل اداره جامعه را بر اساس «دموکراسی مستقیم» و حذف قدرت مرکزی پیش میبرد. اما نخستین پرسش تحلیلی این است: در کجای جهان، یک ساختار مبتنی بر شورا و دموکراسی، توسط هستههای بسته نظامی و چریکی اداره میشود؟
در یک جامعه یا ساختار دموکراتیک، سلاح و نیروی نظامی همواره تحت فرمان نهاد مدنی و اراده عمومی قرار دارد. اما در ساختار قندیلنشین پژاک، نهادهای به اصطلاح مدنی، شوراها و کمونها، چیزی جز ارگانهای پوششی و ویترینهای تبلیغاتی برای تایید و اجرای دستوراتی که در اتاقهای تاریک فرماندهی نظامی صادر میشوند، نیستند. اراده گریلا بر اراده مدنی تفوق مطلق دارد.
بازتولید روابط ملوکالطوایفی و عشیرهای
بزرگترین طنز سیاسی در اساسنامه پژاک، ادعای مبارزه با ساختارهای سنتی و عشیرهای است، در حالی که عملکرد آنها بازتولید همان روابط پیشامدرن با پوششی جدید است:
کیش شخصیت و بیعت مطلق: در این ساختار، جایگاه عبدالله اوجالان فراتر از یک رهبر فکری، به مرتبه یک «پیشوای قدسی» ارتقا یافته است. اعضا موظف به وفاداری و بیعت مطلق با تفکرات او هستند؛ رفتاری که دقیقاً کپیبرداری از روابط مریدی و مرادی سنتی یا اطاعت کورکورانه در قبیله است. سلب مالکیت بر خویشتن: دموکراسی مدرن بر پایه «حقوق فردی» و «اصالت انسان» بنا شده است. در پژاک، فردیت به طور کامل سرکوب میشود. اعضا حق ازدواج، حق مالکیت، حق انتخاب مسیر زندگی و حتی حق اندیشیدن مستقل را ندارند. انسانها در این ساختار، نه شهروندانی با حق رای، بلکه مهرههایی پیاده در خدمت ماشین جنگی فرقه هستند.
انجمن بیتاوان بارها در گزارشهای خود نشان داده است که چگونه این گروهک، با سوءاستفاده از مفاهیم جذابی چون محیطزیست و حقوق زنان، به دنبال جذب و فریب جوانان است. دموکراسی ادعایی در اساسنامه پژاک، تنها یک «ماسک زبانی» برای پنهان کردن ماهیت خشن، عمودی و اقتدارگرایانه جریانی است که هنوز در اتمسفر جنگهای چریکی قرن گذشته تنفس میکند.



