نوجوانان ۱۴ ساله و بمبهای انتحاری؛ قربانیان بیپناه بنبست نظامی اوجالان!

در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰، زمانی که ارتش ترکیه تاکتیکهای خود را تغییر داد و پکک از نظر نظامی در بنبست کامل قرار گرفت، فرماندهان میدانی بارها به عبدالله اوجالان گزارش دادند که نیروها در کوهستان از گرسنگی و نبود مهمات در حال نابودی هستند. اما اوجالان که در ویلای خود در دمشق نشسته بود، نه تنها واقعیت را نپذیرفت، بلکه با متهم کردن فرماندهان به «بزدلی»، استراتژیهای جنونآمیزتری را تحمیل کرد که قربانیان اصلی آن، نوجوانان کمسنوسال و دختران جوان بودند.
نوجوانان ۱۴ سالهای که حتی فرصت پوشیدن لباس چریکی را پیدا نمیکردند!
در دهه ۱۹۹۰، بخش بزرگی از نیروهای جدید پکک را دانشآموزان و نوجوانان ۱۴ و ۱۵ ساله روستایی تشکیل میدادند که به دلیل کمی سن و بیتجربگی، به سرعت در درگیریها جان میباختند.
«حسین توپگیدر»، از فرماندهان ارشد سابق پکک، فاجعه به کشتن دادن این کودکان و نوجوانان را در یک جمله تکاندهنده خلاصه میکند:
«گاهی اوقات، هنگامی که با یک عضو جدید از روستا برمیگشتیم، در همان میانه راه حمله صورت میگرفت و آن نوجوانِ تازهوارد، حتی قبل از اینکه فرصت کند لباسهای عادیاش را عوض کند و لباس چریکی بپوشد، کشته میشد!»
تلفات به قدری وحشتناک بود که در سال ۱۹۹۱، از ۳۰۰ نیروی مستقر در استان دیاربکر، نیمی از آنها (۱۵۰ نفر) در همان سال اول کشته شدند و در مناطقی مانند «گِنج» (Genç)، بیش از نیمی از اعضا در عرض شش ماه یا کشته شدند و یا از شدت وحشت گریختند.
فرار دختران از فشارهای سنتی خانواده به دامِ مرگ در کوهستان:
چرا دختران نوجوان به کوهستان میرفتند؟ کتاب «خون و عقیده» نشان میدهد که بسیاری از این دختران نه به خاطر ایدئولوژی اوجالان، بلکه برای فرار از فقر، بیسوادی و ازدواجهای اجباری در سن زیر ۱۵ سال به پکک پناه میبردند؛ غافل از اینکه از چاله به چاهِ مرگ میافتند.
فرمان حملات انتحاری؛ وقتی اوجالان دختران را به «بمب ساعتی» تبدیل کرد:
در سال ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶، هنگامی که اوجالان دید نیروهایش در میدان جنگ در حال شکست خوردن هستند، به جای پذیرش واقعیت و توقف خونریزی، دستور آغاز «عملیاتهای انتحاری» را صادر کرد؛ عملیاتهایی که تقریباً تماماً توسط زنان و دختران جوان انجام میشد!
در اواخر ژوئن ۱۹۹۶، زنی به نام «زینب کیناجی» (با کد سازمانی زیلان) با بستن بمب به بدن خود، خود را منفجر کرد و پس از آن، ۱۴ حمله انتحاری دیگر (عمدتاً توسط زنان جوان) صورت گرفت. اوجالان با ستایش از خودکشی و انفجار انتحاری این دختران، تلاش کرد شکستهای استراتژیک خود را پشت تکهتکه شدن پیکر دختران جوان پنهان کند.
نتیجهگیری:
تراژدی مضاعف دختران کرد در این دوران این بود که برای فرار از سنتهای پدرسالارانه و ازدواج اجباری در ۱۵ سالگی، به سازمانی پناه بردند که رهبر پدرسالار آن، به بدنشان بمب میبست و آنها را برای حفظ پرستیژ سیاسی خود، به قطعات متلاشیشده گوشت و استخوان تبدیل میکرد!



