«دانش بومی» یا انزوای فرقهای؟ پاسخی به ادعای پژاک درباره سنتهای زیستی زاگرس

بیتاوان _ در نشریه شماره ۱۹ «آلترناتیو»، سخنگویان پژاک مکرراً بر تخریب «دانش بومی» و ضرورت احیای سازگاری سنتی مردم محلی با طبیعت تأکید کردهاند. این فرقه تروریستی تلاش دارد خود را وارث یا حافظ خرد زیستمحیطی جوامع بومی کردستان نشان دهد.
اما نگاهی به ساختار و رفتار تشکیلاتی پژاک نشان میدهد که رفتار این فرقه دقیقاً در نقطه مقابل «فرهنگ و دانش بومی» عشایر و روستاییان زاگرس قرار دارد: ۱. گسست اجباری پیوندهای خونی و خویشاوندی: هسته اصلی فرهنگ بومی زاگرس، خانواده، انسجام ایلی و سنت همیاری خانوادگی است. پژاک با فریب یا جذب افراد، نخستین کاری که انجام میدهد قطع کامل ارتباط عاطفی و زیستی جوانان با والدین، طایفه و سنتهای اجدادیشان است. تشکیلاتی که ساختار اولیه بومی یعنی «خانواده» را منهدم میکند، نمیتواند پاسدار «دانش بومی» باشد. ۲. نابود کردن شیوههای سنتی دامداری و ییلاق: مردم بومی زاگرس قرنها با رعایت ظرفیت مراتع کوچ میکردند. با ورود تروریستهای مسلح به ارتفاعات مرزی و تصرف کورهها و چراگاههای مرتفع به عنوان کمینگاه، مسیرهای سنتی کوچ ایلها و دامداران مسدود، ناامن و آلوده به مین شد. این خودبزرگپنداران نظامی بودند که دامداری سنتی را به زانو درآوردند. ۳. تحمیل یک ایدئولوژی غیربومی و وارداتی: مفاهیمی چون «مدرنیته دموکراتیک» کپیبرداری ناقصی از تئوریهای وارداتی آنارشیستی و تفکرات عبدالله اوجالان است که هیچ سنخیتی با زیستبوم، باورهای اصیل و فرهنگ کُردی مردم این خطه ندارد.
انجمن مردمی بیتاوان یادآور میشود که دانش بومی زاگرس، دانشی زنده در دل روستاها، کانون خانوادهها و مزارع است، نه تئوریهایی ترجمهای که در تاریکی غارهای تروریستی زمزمه میشود.



