حذف و ترور دگراندیشان کرد؛ جنگ پکک با احزاب کردی پیش از جنگ با دولت!

بیتاوان _ کسانی که با تاریخ شکلگیری پکک آشنایی ندارند، تصور میکنند این گروه از روز نخست برای دفاع از حقوق کردها در برابر دولت ترکیه سلاح به دست گرفت. اما اسناد تاریخی و اعترافات بنیانگذاران پکک در کتاب «خون و عقیده» حقیقت تلخ دیگری را نشان میدهد: در سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰، اصلیترین هدف حملات مسلحانه پکک نه ارتش ترکیه، بلکه سایر احزاب، روشنفکران و گروههای سیاسی کرد بودند که حاضر نبودند سلطه عبدالله اوجالان را بپذیرند!
هر کس با ما نیست، حق زنده ماندن ندارد!
در اواخر دهه ۱۹۷۰، گروهها و نشریات متعدد کردی (همچون حزب سوسیالیست کردستان به رهبری کمال بورکای، کاوا، ریزگاری، کوک و…) در حال فعالیت فرهنگی و سیاسی بودند. اما اوجالان که هیچ سابقه سیاسی مشخصی نداشت و از سوی روشنفکران کرد جدی گرفته نمیشد، تصمیم گرفت با استفاده از خشونت عریان، تمامی رقبای کرد خود را از صحنه حذف کند.
طرفداران اوجالان برای کنترل قهوهخانهها، مدارس و اتحادیهها در شهرهای کردنشین، با چوب و چماق و سلاح گرم به جان اعضای سایر گروههای کرد و چپ افتادند. در سال ۱۹۷۷، هنگامی که دو تن از فعالان حزبی در منطقه غازیعینتاب اعلام کردند که میخواهند از گروه اوجالان جدا شوند، بلافاصله توسط عوامل پکک به قتل رسیدند. در مارس ۱۹۷۹ نیز یکی از فعالان حزب مسالمتجوی کمال بورکای در شهر دوغوبایزید توسط پکک ترور شد.
اعتراف صریح کادرهای اولیه پکک به «استالینیسم خونین»:
چرا پکک به جای مبارزه با دولت، مشغول برادرکشی و ترور سایر کردها بود؟ دو تن از چهرههای کلیدی سابق پکک در کتاب «خون و عقیده» به صراحت پاسخ میدهند:
* سلیم چوروککایا (از اولین کادرهای پکک): «ما به سوسیالیسم از نوع استالینی آن اعتقاد داشتیم! الگوی ما دهه ۱۹۲۰ شوروی بود؛ اینکه چگونه حزب کمونیست روسیه تمام احزاب دیگر را ممنوع کرد و دستهها و رقبا را از بین برد. ما این را یک امر کاملاً مثبت میدیدیم و میخواستیم دقیقاً همان کار را در کردستان انجام دهیم!»
* مهمت جان یوجه (ایدئولوگ سابق پکک که ۲۰ سال در زندان بود): «در آن دوران دیدگاه ما این بود که تنها نظر درست، نظر خودمان است و بقیه به بورژوازی خدمت میکنند. و وقتی دیگران را مشروع نمیدانی، برای آنها حق حیات و زنده ماندن هم قائل نیستی!»
هشدار تاریخی یک زن کرد در سال ۱۹۸۲: «پکک به خون نیاز دارد!»
پس از کودتای ۱۹۸۰ و فرار گروهها به سوریه و اروپا، اوجالان که در انزوا قرار گرفته بود، ظاهراً ابراز پشیمانی کرد و خواستار ائتلاف با سایر گروهها شد. کمال بورکای رو در روی اوجالان در دمشق ایستاد و به او گفت: «اینها اشتباه نبود! تو آدمهای ما را کشتی، تو آگاهانه این روش را انتخاب کردی و سعی کردی ما را دشمن مردم خودمان نشان دهی!»
در همان زمان، زمانی که گروه چپگرای «دِو-یول» فریب وعدههای اوجالان را خورد و با او ائتلاف کرد، «خدیجه یاشار» (از رهبران گروه کردی آلا ریزگاری) هشدار تاریخی و دقیقی به آنها داد: «حرفهای این مرد (اوجالان) را باور نکنید؛ او هرگز تغییر نخواهد کرد، پکک برای زنده ماندن به خون نیاز دارد!»
دیری نگذشت که پیشبینی خدیجه یاشار درست از آب درآمد؛ پکک دوباره دستگیری و اعدام اعضا و رقبا را از سر گرفت و ائتلاف فروپاشید.
نتیجهگیری:
انحصارطلبی خونین پکک از همان روز نخست شکلگیری، فضای سیاسی جامعه کرد را از روشنفکران، نیروهای دموکرات و احزاب میانهرو خالی کرد و جامعه را در بنبست «خشونت یا سکوت» قرار داد.



