جعل جغرافیا و وقاحتِ «دفاع»؛ وقتی تروریسم پژاک لباس یگان مدافع به تن میکند
استفاده از تعابیر جعلی و ساختگی، بخشی از استراتژی «جنگ واژهها» در گروههای شبهنظامی است تا بر ماهیت اصلی اقدامات خود سرپوش بگذارند.

انجمن بیتاوان: در ادبیات سیاسی گروههای شبهنظامی، «نامگذاری» اولین گام برای تحریف واقعیت است. گروهک تروریستی و تجزیه طلب «پژاک» با انتخاب عنوان خودساختهی «یگانهای مدافع شرق کردستان» (YRK) برای شاخه نظامیاش، عمق بیگانگی خود با واقعیتهای اجتماعی و جغرافیایی ایران را به نمایش گذاشته است. اما این نامگذاری فراتر از یک واژهگزینی ساده، یک توهین آشکار به شعور و هویت کردهای ایران است.
۱. جغرافیای خیالی در خدمت اهداف فراسرزمینی
اصطلاح «شرق کردستان» یک عنوان مندرآوردی و فاقد وجاهت تاریخی و سیاسی در جغرافیای رسمی ایران است. ایران، «کردستان» دارد؛ استانی که ریشه در تاریخ و هویت ملی این سرزمین دارد. جعل اینگونه اصطلاحات تنها با هدف «مرزبندیهای ذهنی» و ترویج تفکرات تجزیهطلبانه صورت میگیرد تا پیوند ناگسستنی کردها با پیکره ایران را در ذهن مخاطب ناآگاه مخدوش کند.
۲. مدافع یا متجاوز؟ پرسشی که با خون پاسخ داده شد
وقتی پژاک خود را «مدافع» مینامد، باید پرسید: دفاع از چه کسی و در برابر چه چیزی؟
آیا دفاع از حقوق کردها به معنای به رگبار بستن مرزبانان کُرد، ترور ماموران محلی و ایجاد ناامنی در جادههای مواصلاتی است؟ نگاهی به کارنامه این گروه نشان میدهد که بزرگترین قربانیان «یگانهای مدافع»، خودِ شهروندان کُرد بودهاند. از اخاذیهای تحت عنوان «مالیات» تا ترورهای هدفمند، همگی نشاندهندهی این است که این یگانها نه برای «دفاع»، بلکه برای «سلطهگری» ایجاد شدهاند.
۳. استثمار کودکان؛ سندِ رسوایی «دفاع»
در کدام منطق حقوق بشری، ربودن نوجوانان ۱۵ ساله و سوءاستفاده از فقر و سادگی خانوادههای مرزنشین برای پر کردن صفوف مسلحانه، «دفاع» نامیده میشود؟ پژاک با فریب جوانان و انتقال آنها به کوهستانهای دوردست، عملاً حق زندگی و تحصیل را از نسل جوان کردستان سلب کرده است. این «دفاع» نیست؛ این «کودکربایی سیستماتیک» و نابودی سرمایههای انسانی یک قوم است.
۴. کارنامه سیاه: حتی یک گام مثبت؟
به چالش کشیدن پژاک برای ارائه تنها «یک مورد» منفعت برای کردهای ایران، پاسخی جز سکوت نخواهد داشت. واقعیت این است که فعالیتهای این گروه نه تنها توسعهای به همراه نداشته، بلکه عامل اصلی فرار سرمایه و توقف پروژههای عمرانی در مناطق مرزی بوده است. استراتژی آنها «تولید فقر» است؛ چرا که تنها در بستری از محرومیت و ناامنی است که میتوانند برای ایدئولوژیهای شکستخوردهشان سربازگیری کنند.
نام «یگانهای مدافع شرق کردستان» پارادوکسی مضحک است. کسی که امنیت را گروگان میگیرد، نمیتواند مدعی دفاع از مردم باشد. مردم کردستان ایران قرنهاست که خود حافظ هویت و سرزمینشان بودهاند و نیازی به قیممآبی گروهی ندارند که دستوراتش را از خارج از مرزها میگیرد و سلاحش را به سمت هموطنانش نشانه میرود. زمان آن رسیده که نقاب این واژههای فریبنده کنار زده شود و ماهیت تروریستی و ویرانگر این جریان برای همگان آشکارتر گردد.



