اخبار

اعتراف به ضعف اعتماد عمومی؛ چرا پژاک از ضرورت سازمان‌دهی دوباره جامعه سخن می‌گوید؟

وقتی یک گروهک تروریستی ـ مسلح از ضرورت سازمان‌دهی دوباره جامعه سخن می‌گوید، پرسش مهم این است: مشکل در جامعه است یا در توانایی تشکیلات برای جلب اعتماد و همراهی مردم؟

انجمن بی‌تاوان | سازمان‌دهی اجتماعی، مشارکت عمومی و جلب اعتماد مردم، از مفاهیمی هستند که در ادبیات سیاسی پژاک جایگاه ویژه‌ای دارند. در شماره هفدهم نشریه «آلترناتیو» نیز موضوعاتی همچون سازمان‌دهی جامعه، خودمدیریتی دموکراتیک و مسائل اجتماعی و هویتی زاگرس مطرح شده‌اند.

اما تکرار ضرورت سازمان‌دهی، پرسش مهمی را پیش می‌کشد: اگر یک جریان تروریستی مدعی برخورداری از پایگاه اجتماعی و توان بسیج مردم است، چرا همچنان بر بازسازمان‌دهی و تقویت ساختارهای اجتماعی تأکید می‌کند؟ آیا این تأکید صرفاً بخشی از برنامه سیاسی آن است یا نشان‌دهنده چالش‌هایی است که در مسیر جلب مشارکت پایدار مردم با آن روبه‌روست؟

برای پاسخ دقیق، باید میان آنچه پژاک صریحاً در نشریه خود بیان کرده و برداشتی که از این مطالب می‌توان داشت، تفاوت قائل شد. تأکید بر سازمان‌دهی مجدد به‌تنهایی اعتراف مستقیم به کاهش اعتماد عمومی نیست؛ اما زمینه‌ای برای بررسی انتقادی رابطه این تشکیلات با جامعه فراهم می‌کند.

سازمان‌دهی دوباره؛ ضرورت اجتماعی یا نیاز تشکیلاتی؟

پژاک در گفتمان خود، سازمان‌دهی جامعه را یکی از محورهای اصلی فعالیت‌هایش معرفی می‌کند. این مفهوم در ظاهر بر مشارکت مردم و نقش آنان در اداره امور اجتماعی تأکید دارد؛ بااین‌حال، پرسش اصلی درباره حدود و کیفیت این مشارکت است.

آیا سازمان‌دهی مورد نظر پژاک بر انتخاب آزادانه افراد و فعالیت مستقل جامعه استوار است؟ آیا شهروندان می‌توانند بدون وابستگی به این تشکیلات، نهادها و گروه‌های اجتماعی خود را ایجاد کنند؟ و آیا مخالفت با برنامه سیاسی پژاک، به‌عنوان یک حق مشروع پذیرفته می‌شود؟

از نگاه انجمن بی‌تاوان، این پرسش‌ها برای ارزیابی هر جریان سیاسی ضروری‌اند؛ به‌ویژه درباره گروهکی که همه آن را تروریستی می‌دانند و نسبت به پیوند فعالیت‌های مسلحانه با اهداف سیاسی و اجتماعی آن انتقاد دارد.

اعتماد عمومی با تبلیغات ساخته نمی‌شود

اعتماد اجتماعی محصول عملکرد، شفافیت، پاسخ‌گویی و احترام به انتخاب مردم است. هیچ تشکیلاتی صرفاً با انتشار نشریه، برگزاری نشست یا تکرار شعارهای سیاسی نمی‌تواند نمایندگی همه یک جامعه را اثبات کند.

اگر پژاک خود را مدافع مطالبات مردم زاگرس می‌داند، باید روشن کند چه برنامه‌های عملی و قابل سنجشی برای مشکلاتی مانند بیکاری، مهاجرت و محرومیت دارد. همچنین باید مشخص باشد مردم چگونه می‌توانند عملکرد این تشکیلات را ارزیابی کنند و در صورت مخالفت با سیاست‌های آن، چه امکان واقعی برای انتخاب مسیری متفاوت دارند.

نمایندگی مردم، ادعایی نیست که یک گروهک بتواند به‌تنهایی برای خود صادر کند. این ادعا تنها زمانی قابل ارزیابی است که امکان مشارکت آزادانه، نقد مستقل و مخالفت بدون فشار وجود داشته باشد.

مردم زاگرس؛ فراتر از پروژه‌های سیاسی

در مطالب نشریه پژاک، مسائل هویتی و اجتماعی زاگرس نیز مطرح شده‌اند. این مسائل اهمیت واقعی دارند و نباید به ابزار رقابت تشکیلاتی تبدیل شوند. مردم منطقه، با تنوع فرهنگی، هویتی و سیاسی خود، حق دارند درباره آینده‌شان مستقلانه تصمیم بگیرند.

از منظر انجمن بی‌تاوان، هیچ گروهک سیاسی یا مسلحی نباید خود را نماینده انحصاری مردم معرفی کند یا مطالبات اجتماعی را در خدمت یک پروژه سیاسی قرار دهد. مقابله با تروریسم و تجزیه‌طلبی، در کنار توجه به مشکلات واقعی جامعه، مستلزم دفاع از حق انتخاب آزادانه و استقلال شهروندان است.

پرسش‌هایی که پژاک نمی‌تواند با شعار پاسخ دهد

برای سنجش ادعای مردمی بودن یک تشکیلات، باید چند پرسش روشن مطرح کرد:

چه شواهد مستقلی برای میزان اعتماد و حمایت عمومی از این تشکیلات وجود دارد؟ آیا مردم می‌توانند آزادانه با برنامه‌های آن مخالفت کنند؟ آیا فعالیت اجتماعی مستقل از ساختار تشکیلاتی امکان‌پذیر است؟ برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی آن چه نتایج قابل سنجی داشته‌اند؟ چه سازوکاری برای پاسخ‌گویی درباره تصمیم‌ها و پیامدهای فعالیت‌های تشکیلات وجود دارد؟

تا زمانی که پاسخ‌های روشن و قابل ارزیابی به این پرسش‌ها ارائه نشود، نمی‌توان صرفاً از روی ادبیات تبلیغاتی درباره میزان اعتماد عمومی یا نمایندگی واقعی مردم داوری قطعی کرد.

جمع‌بندی؛ سازمان‌دهی جامعه برای مردم یا برای تشکیلات؟

تأکید پژاک بر سازمان‌دهی دوباره جامعه، موضوعی قابل بررسی و نقد است؛ اما تبدیل آن به «اعتراف قطعی به ضعف اعتماد عمومی» نیازمند شواهد بیشتری است. آنچه از این بحث می‌توان مطالبه کرد، شفافیت درباره اهداف، سازوکارهای مشارکت و نسبت میان فعالیت اجتماعی و برنامه تشکیلاتی است.

موضع انجمن بی‌تاوان روشن است: امنیت و آینده مردم نباید در خدمت اهداف گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب قرار گیرد. اعتماد عمومی با شعار و ادعای نمایندگی به دست نمی‌آید؛ معیار آن، احترام به حق انتخاب مردم، پاسخ‌گویی و پرهیز از تحمیل سیاسی و خشونت است.

پرسش نهایی همچنان پابرجاست: پژاک از سازمان‌دهی دوباره جامعه سخن می‌گوید؛ اما چه تضمینی وجود دارد که این سازمان‌دهی به تقویت اختیار مردم بینجامد، نه گسترش نفوذ تشکیلات؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا