از «پیشنهاد بیشرمانه» تا «اراده خلق»؛ کالبدشکافی دیکتاتوری تکنفره اوجالان و تناقض سران پ.ک.ک

بی تاوان – در حالی که هواداران پ.ک.ک سعی دارند موضعگیریهای اخیر عبدالله اوجالان درباره تعیین تکلیف برای مناطق کردنشین سوریه و انحلال این گروه را یک «تاکتیک مذاکراتی» جلوه دهند، بررسی اسناد درونتشکیلاتی و چرخش ۱۸۰ درجهای سران پ.ک.ک، پرده از یک ساختار توتالیتر و کاملاً وابسته به تصمیمات ایمرالی و سرویس اطلاعاتی ترکیه برمیدارد.
الهیات رهبری و حذف «شخص دوم»
ساختار قدرت در پ.ک.ک نه یک ساختار حزبی مدرن، بلکه نوعی «تئولوژی سیاسی» و کیش شخصیت مطلق است. شعار بنیادین «بیرهبر زندگی ممکن نیست» و پروژه موسوم به «کشتن شخص دوم» (حذف سیستماتیک هر فردی که پتانسیل جانشینی یا همطرازی با اوجالان را داشته باشد)، نشان میدهد که در این تشکیلات، رهبر جایگاهی قدسی و خطاناپذیر دارد. ایده «خلق انسان نوین» در ایدئولوژی اوجالان، بازتولید همان نگاه فاشیستی و توتالیتر به انسان است که فردیت و اراده آزاد را در برابر اراده پیشوا ذوب میکند.
سلب اراده از شمال سوریه؛ واقعیت روی میز یا قانون تشکیلاتی؟
اظهارات اخیر اوجالان در دیدار با نمایندگان «حزب برابری و دموکراسی خلقها» (DEM Parti) مبنی بر اینکه «من و دولت ترکیه درباره شمال سوریه تصمیم نهایی را میگیریم و مظلوم عبدی حق تصمیمگیری ندارد»، یک بلوف سیاسی در اتاق مذاکره نیست. بر اساس اساسنامه «ک.ج.ک» (KCK) — که به اذعان خود اوجالان در صفحه ۲۳۹ کتاب «رهایی دموکراتیک» (Demokratik Kurtuluş) در تعامل با سازمان اطلاعات ترکیه (میت) شکل گرفته است — اوجالان صرفاً یک رهبر سیاسی نیست، بلکه «نهاد رهبری» و مرجع نهایی تصمیمگیری برای تمام مناطق کردنشین است.
پرسش بنیادین اینجاست: چرا فردی که هرگز در هیچ فرآیند دموکراتیکی انتخاب نشده، باید با شراکت دولتی که از سال ۲۰۱۵ کمر به نابودی شمال سوریه بسته و حتی در جریان محاصره کوبانی مسیر ورود داعش را از گذرگاه «مرشدپینار» هموار کرد، برای سرنوشت هزاران کرد سوری تصمیم بگیرد؟
چرخش بزرگ قندیل: چگونه «پیشنهاد بیشرمانه» به «تصمیم خلق» تبدیل شد؟
آشکارترین تناقض این ساختار دیکتاتوری در مواضع اخیر چهرههای ارشدی چون «مصطفی قرهسو» و «بسه هوزات» دیده میشود. زمانی که موضوع انحلال پ.ک.ک و ادغام (اینتگراسیون) در سیستم ترکیه از طریق ایمرالی مطرح شد، این دو سرکرده ارشد آن را یک «پیشنهاد بیشرمانه و غیراخلاقی» (Ahlaksız Teklif) از سوی دولت ترکیه نامیدند که اوجالان صرفاً حامل آن بوده است.
با این حال، پس از مدت کوتاهی، سران قندیل دقیقاً همان «پیشنهاد بیشرمانه» را پذیرفتند، حکم به انحلال دادند و آماده ادغام شدند. توجیه آنها برای این عقبنشینی فضاحتبار یک جمله بود: «ما یک جنبش رهبرمحور هستیم و هر چه رهبر بخواهد انجام میدهیم.» جریانی که با تکیه بر «اصل پیشوا» (مشابه ساختار نازیسم که رهبر را معصوم از خطا میداند) اراده اعضا و فرماندهان میدانی خود را سرکوب میکند، امروز در یک فریبکاری آشکار تلاش دارد تسلیمنامهای را که دیروز «پیشنهاد غیراخلاقی دولت ترکیه» میخواند، به عنوان «خواست و تصمیم خلق» به افکار عمومی قالب کند.



