یادداشت روز

از فراخوان صلح امرالی تا سرگردانی پژاک؛ آیا مبارزه مسلحانه گروهک‌های تجزیه طلب کُرد به پایان راه رسیده است؟

انجمن بی تاوان: اعلام رسمی و ویدئویی عبدالله اوجالان از زندان امرالی مبنی بر پایان مبارزه مسلحانه و انحلال گروه کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)، زلزله‌ای سیاسی در اردوگاه شبه‌نظامیان چپ‌گرای منطقه ایجاد کرد. این چرخش تاریخی و زمین‌گذاشتن سلاح پس از چهار دهه لجاجت ایدئولوژیک، بیش از هر چیز مهر باطلی بر تفکر فرسوده «مبارزه مسلحانه» زد؛ تفکری که عایدی آن برای مردم منطقه چیزی جز ترور، ناامنی، عقب‌ماندگی اقتصادی و داغدار شدن هزاران خانواده کُرد نبود.

اما در این میان، وضعیت شاخه ایرانی این جریان، یعنی گروهک تروریستی پژاک، به دلیل تلاقی این انحلال با تحولات نظامی منطقه و رویارویی ایران با آمریکا و اسرائیل، به مایه سرگردانی عمیق و بن‌بست کامل اعضای آن تبدیل شده است.

۱. فروپاشی ستون فقرات ایدئولوژیک و لجستیکی

پژاک حیات سیاسی، نظامی و حتی بیانیه‌های عقیدتی خود را مستقیماً از تفکرات اوجالان و قندیل وام می‌گرفت. با انحلال رسمی پ‌ک‌ک و تغییر فاز آن به فعالیت‌های قانونی، پژاک عملاً «سرپرست» و منبع اصلی تأمین مالی، تسلیحاتی و لجستیکی خود را از دست داده است. سرکردگان این گروهک اکنون در بن‌بست شدیدی قرار دارند:

از یک‌سو نافرمانی از دستور صریح اوجالان، مشروعیتِ ادعایی آن‌ها را در میان هوادارانشان نابود می‌کند.
از سوی دیگر، پایان فاز مسلحانه به معنای از دست رفتن هویت تروریستی و کاسبی‌های نامشروع آن‌ها (مانند قاچاق و اخاظی از مردم بومی) است.

۲. قمار روی اسب بازنده؛ ترکش‌های جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل

عامل دیگری که سرگردانی پژاک را به اوج رسانده، تحولات نظامی اخیر و رویارویی مستقیم جمهوری اسلامی ایران با جبهه آمریکا و اسرائیل است. سران پژاک سال‌ها با این توهم که در صورت بروز یک درگیری بزرگ، می‌توانند به عنوان پیاده‌نظامِ غرب جبهه‌ای جدید در مرزهای غربی ایران باز کنند، نیروهای خود را امیدوار نگه داشته بودند. اما واقعیت‌های میدان، خط بطلانی بر این محاسبات کشید:

ترس از اقتدار موشکی ایران: ضربات سنگین و نقطه‌زن ایران به عمق مواضع رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های منطقه‌ای، پیام صریحی به گروهک‌های اقماری بود. سران پژاک به‌خوبی درک کرده‌اند که در صورت هرگونه حماقت مرزی، مقرهای آن‌ها در قندیل نخستین بانک اهداف موشک‌های ایران خواهند بود.
وحشت بدنه و خیانت اربابان غربی: تجربه تاریخی نشان داده که آمریکا در بزنگاه‌ها، جریان‌های کُرد را فدای منافع کلان خود می‌کند. بدنه فریب‌خورده پژاک اکنون خود را در آستانه ورود به جنگی می‌بیند که هیچ افق پیروزی در آن وجود ندارد و این امر، نرخ فرار و تسلیم شدن نیروها را به شدت افزایش داده است.

۳. سرگردانی و انشقاق در اردوگاه قندیل

گزارش‌های رسیده از پایگاه‌های فرعی این گروهک نشان می‌دهد که بدنه نیروها دچار سردرگمی شدید و ریزش بی‌سابقه شده است. نیروهای پایگاه‌ها و جوانان فریب‌خورده می‌پرسند: «اگر کوهستان و اسلحه راه حل نیست و رهبر بزرگ جریان دست به انحلال زده، ما برای چه کسی و چه هدفی در حال جنگ و آوارگی هستیم؟»* این تناقض باعث ایجاد موجی از فرارهای مخفیانه و تشدید برخورد‌های حذفی درون‌گروهی شده است.

۴. کارنامه سیاه؛ هزینه‌ای که مرزنشینان دادند

انجمن بی‌تاوان بارها با انتشار مستندات و گفتگو با خانواده‌های قربانیان ترور افشا کرده است که رویکرد مسلحانه این گروهک‌ها، هرگز برای «حقوق کردها» نبوده، بلکه ابزاری برای باج‌گیری سیاسی بود. ربودن کودکان و نوجوانان کُرد، ترور کادرهای محلی و معلمان، و ناامن کردن فضای اقتصادی کردستان ایران، تنها دستاورد ملموس پژاک در این سال‌ها بوده است.

نتیجه‌گیری و افق پیش‌رو
خلع سلاح و انحلال پ‌ک‌ک و هم‌زمان آشکار شدن وزن واقعی قدرت‌ها در نبرد اخیر، اثبات کرد که تروریسم مسلحانه قومی به بن‌بست کامل رسیده است. پژاک امروز یک شبح سرگردان در کوهستان‌هاست که نه راه پیش دارد و نه راه پس.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی، فشار خود را بر سران باقی‌مانده این گروهک افزایش دهند تا با پذیرش این واقعیت تاریخی، به گروگان‌گیری جوانان کُرد پایان داده و اسلحه را زمین بگذارند؛ چرا که مسیر توسعه و احقاق حقوق، تنها از بستر امنیت، قانون و تمامیت ارضی کشور می‌گذرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا