اخبار

پژاک در سودای سهم‌خواهی از آشوب

انجمن بی تاوان: اظهارات اخیر سیامند معینی، از سرکردگان سابق پژاک، درباره «لزوم آمادگی کردها برای تحولات احتمالی در ایران» را نمی‌توان صرفاً یک تحلیل سیاسی یا ارزیابی از شرایط منطقه دانست. این سخنان بیش از هر چیز، بازتاب تلاش جریانی است که سال‌هاست در حاشیه تحولات واقعی جامعه ایران قرار گرفته و اکنون می‌کوشد از فضای پرتنش منطقه برای بازتعریف جایگاه خود بهره‌برداری کند.

پژاک و فرقه مادر آن، پ.ک.ک، طی دو دهه گذشته همواره از بحران‌ها، جنگ‌ها و بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای به عنوان فرصتی برای توسعه نفوذ سیاسی و تشکیلاتی خود استفاده کرده‌اند. از عراق و سوریه گرفته تا تحولات مرزی ایران، هرجا نشانه‌ای از آشوب و خلأ قدرت دیده شده، این جریان تلاش کرده است خود را به عنوان یک بازیگر تعیین‌کننده معرفی کند؛ حتی اگر در عمل از پشتوانه اجتماعی لازم برخوردار نبوده باشد.

اظهارات معینی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. او از «آمادگی برای تغییرات» سخن می‌گوید، اما توضیح نمی‌دهد گروهی که سال‌ها نتوانسته اعتماد بخش قابل توجهی از جامعه کرد ایران را جلب کند، چگونه می‌خواهد در معادلات آینده کشور نقشی ایفا کند. واقعیت آن است که ادعای نمایندگی کردهای ایران از سوی پژاک، بیش از آنکه بر واقعیت‌های اجتماعی استوار باشد، بر تبلیغات رسانه‌ای و بازنمایی اغراق‌آمیز از توان و نفوذ این گروه تکیه دارد.

پژاک در حالی از آینده ایران سخن می‌گوید که هنوز با پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی درباره گذشته خود مواجه است؛ از سرنوشت جوانانی که جذب ساختارهای نظامی این گروه شدند تا خانواده‌هایی که سال‌هاست خواستار پاسخگویی درباره فرزندان خود هستند. همچنین وابستگی ایدئولوژیک و تشکیلاتی این گروه به پ.ک.ک، همواره این پرسش را مطرح کرده است که آیا پژاک اساساً یک بازیگر مستقل ایرانی محسوب می‌شود یا بخشی از پروژه‌ای فرامرزی است که اهداف خود را در قالبی جدید دنبال می‌کند؟

آنچه از سخنان اخیر سرکردگان پژاک برمی‌آید، نه نشانه‌ای از قدرت و نفوذ، بلکه نگرانی از حذف شدن از معادلاتی است که در حال شکل‌گیری هستند. به همین دلیل، هر تحول منطقه‌ای بهانه‌ای می‌شود تا این گروه بار دیگر خود را در مرکز توجه قرار دهد و برای آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته، مطالبه سهم کند.

اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که جامعه ایران، از جمله جامعه کرد، بیش از هر چیز به دنبال ثبات، توسعه، مشارکت مدنی و حل مسالمت‌آمیز مطالبات است؛ مسیری که با ادبیات نظامی‌گرایانه و سابقه خشونت‌محور گروه‌هایی مانند پژاک فاصله‌ای جدی دارد.

از این منظر، سخنان سیامند معینی را باید نه یک تحلیل واقع‌بینانه از آینده ایران، بلکه تلاشی برای سهم‌خواهی سیاسی از فضایی دانست که هنوز در حد گمانه‌زنی و احتمال است. سهم‌خواهی از آشوب، راهبردی است که شاید بتواند برای مدتی نام یک گروه را در رسانه‌ها زنده نگه دارد، اما نمی‌تواند جایگزین مشروعیت اجتماعی، کارنامه قابل دفاع و پایگاه واقعی مردمی شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا