نقدی بر منطق انتقام پژاک
بیتاوان: بیانیه اخیر مرکز اطلاع رسانی شاخه نظامی گروه جدایی طلب و تروریستی پژاک موسوم به ی.ر.ک درباره ترور فیزیکی یک شهروند غیر نظامی در منطقه مهاباد، بیش از آنکه پاسخی روشن به افکار عمومی باشد، حاوی ماهیت تروریستی و افراطی پژاک با ادعاهایی سنگین درباره افرادی است که به همکاری با جمهوری اسلامی متهم شده اند.
در منطق پژاک که برگرفته از منطق گروه مادر یعنی پ.ک.ک است کردها به دو دسته تقسیم میشوند یا باید اجبارا طرفدار پژاک باشند و در غیر این صورت مزدور و خائن هستند. سئوال اینجاست آیا ادعای دفاع از حقوق مردم کرد، می تواند توجیهی برای حذف فیزیکی انسان ها بر اساس اتهام های اثبات نشده و ادعایی باشد؟
آیا یک گروه مسلح جدایی طلب و افراطی اجازه دارد برای شهروندان عادی یا منتقدان و غیرنظامیان با بهانه و ادعای همکاری با جمهوری اسلامی ، حکم اعدام صادر کند و افرادی را مخفیانه برای ترور این افراد به داخل کشور اعزام کند؟
به لحاظ حقوقی و نیز انسانی یکی از نگرانکننده ترین بخش های این بیانیه، تبدیل ادعا و اتهام به حکم قطعی است. در متن، افرادی خائن و مزدور معرفی میشوند، اما هیچگونه مدارک مستقل و قابل راستیآزمایی برای اثبات این ادعا ارائه نمیشود . ضمن اینکه از دیدگاه پژاک هر شهروند کرد که در دستگاه های دولتی همچون: شهرداری، اداره آب، شرکت برق، اداره منابع طبیعی، فرمانداری و…. اشتغال دارد مزدور و جیره خوار حکومت محسوب میشود و مستحق مجازات مرگ است.
این مسئله به ویژه زمانی حساس تر میشود که پای جان انسان ها در میان است. نمی توان یک فرد غیرنظامی را صرفا به دلیل اشتغال در دوایر دولتی و با ادعای همکاری با دولت، مستحق مرگ دانست. چنین رویکردی میتواند زمینه را برای اشتباه، انتقام شخصی، تسویه حساب های سیاسی و قربانی شدن افراد بیگناه فراهم کند.
چگونه است گروهی که ادعای مبارزه برای احقاق حق مردم کرد را دارد با ترور و قتل به ایجاد ترس در میان همان مردم اقدام میکند . مردم حق دارند بدانند اتهام ها بر چه اساسی مطرح شده اند، چه مدارکی وجود دارد و چرا اشتغال در دوایر دولتی به مثابه مزدوری و خیانت تلقی میشود.
اگر پژاک مدعی حفاظت از جان و کرامت انسانها است. چرا با ترور غیر نظامیان و شهروندان عادی بر اساس تصمیم یک ساختار مسلح، بدون فرآیند قضایی مستقل و بدون امکان دفاع، همان منطقی را بازتولید میکند که در آن جان انسانها تابع تشخیص صاحبان قدرت و سلاح میشود؟
همچنین انتشار یا تهدید به انتشار تصاویر “اقدام انتقام جویانه” نمی تواند نشانه عدالت باشد. انتقام، هرگز جای عدالت را نمیگیرد اما پژاک همچنان بر چرخه ای از اتهام، انتقام و تهدید متمرکز دارد.
گروه مسلح و جدایی طلب پژاک خود را هم زمان دادستان، قاضی و مجری حکم میداند و در همان حال ادعای ساختن جامعه ای آزاد و عادلانه را دارد.
ادعای مبارزه برای حقوق مردم کرد با مشی مسلحانه، جنگ و ترور فیزیکی غیر نظامیان به هیچ سرانجامی نخواهد رسید و مردم کرد بهتر از هر کسی میدانند که برغم برخی کاستی ها و کمبود ها و مشکلات اقتصادی و حتی سیاسی، هیچ آرمان سیاسی و قومی آنقدر مقدس نیست که بتوان سلاح و ترور را جایگزین سیاست، گفتگو و مطالبه گری مسالمت آمیز کرد.

