عملیات «گربه چکمهپوش» و سایه گروهکهای تجزیهطلب کردی

انجمن بیتاوان: رژیم صهیونیستی در چهار دهه گذشته بارها نشان داده است که برای اجرای عملیاتهای اطلاعاتی و خرابکارانه، صرفاً به توان سرویسهای خود متکی نیست؛ بلکه همواره از شبکههای نیابتی، عناصر محلی و گروههای مسلح برای تکمیل زنجیره نفوذ استفاده میکند. در این میان، گروهکهای تجزیهطلب کردی به دلیل استقرار در مناطق مرزی، ساختار مخفی، وابستگی خارجی و سابقه همکاری با بازیگران فرامنطقهای، همواره یکی از گزینههای مورد توجه در معادلات امنیتی بودهاند.
«گربه چکمهپوش»؛ نامی تازه برای یک الگوی قدیمی
عملیات موسوم به «گربه چکمهپوش» بار دیگر این پرسش را در فضای امنیتی منطقه مطرح کرد که رژیم صهیونیستی چگونه توانسته است شبکهای از اطلاعات میدانی، مسیرهای نفوذ و ظرفیتهای پشتیبانی را در اختیار بگیرد.
در حالی که درباره جزئیات این عملیات روایتهای متفاوتی مطرح شده، یک واقعیت انکارناپذیر است؛ هیچ عملیات پیچیده اطلاعاتی بدون برخورداری از شبکههای محلی، پشتیبانی لجستیکی و منابع انسانی قابل اجرا نیست.
از همین رو، توجه تحلیلگران به بازیگران غیردولتی و گروههای مسلح فعال در پیرامون مرزهای ایران، موضوعی طبیعی و قابل بررسی است.
گروهکهای تجزیهطلب؛ سرمایهای برای پروژه بیثباتسازی
گروهکهای تجزیهطلب کردی سالهاست که با شعار دفاع از حقوق قومیتها فعالیت میکنند، اما در عمل، کارنامه آنان بیش از آنکه به توسعه و امنیت مناطق کردنشین گره خورده باشد، با خشونت، اقدامات مسلحانه و وابستگی به حمایت خارجی شناخته میشود.
این گروهکها به واسطه حضور در مناطق مرزی، شناخت جغرافیا، شبکههای ارتباطی و توان جابهجایی مخفیانه، از ظرفیتهایی برخوردارند که در صورت سوءاستفاده بازیگران خارجی، میتواند به بخشی از زنجیره عملیاتهای اطلاعاتی تبدیل شود.
به همین دلیل، هرگونه بررسی درباره عملیاتهای پیچیده امنیتی، بدون توجه به نقش احتمالی این ظرفیتها، تحلیلی ناقص خواهد بود.
اقلیم کردستان؛ حلقهای آسیبپذیر در معادلات امنیتی
سالهاست که اقلیم کردستان عراق به دلیل حضور همزمان گروهکهای مسلح، ضعف کنترل دولت مرکزی و رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، به یکی از کانونهای مهم فعالیتهای اطلاعاتی تبدیل شده است.
استقرار گروهکهای تجزیهطلب ایرانی در این منطقه، نه تنها امنیت مرزها را با چالش مواجه کرده، بلکه زمینه سوءاستفاده بازیگران خارجی از این ظرفیتها را نیز افزایش داده است.
واقعیت آن است که هرگاه یک گروه مسلح برای ادامه حیات خود به حمایت مالی، سیاسی و امنیتی قدرتهای خارجی وابسته شود، استقلال تصمیمگیری خود را از دست میدهد و به ابزاری در پروژههای بزرگتر تبدیل میشود.
مردم کرد؛ قربانیان اصلی این بازی خطرناک
سرکردگان گروهکهای تجزیهطلب همواره تلاش کردهاند خود را مدافع مردم کرد معرفی کنند، اما تجربه چند دهه گذشته تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
هر بار که این گروهها در مسیر منافع بازیگران خارجی حرکت کردهاند، نخستین قربانیان آن مردم مناطق کردنشین بودهاند؛ مردمی که ناامنی، درگیری، رکود اقتصادی و محرومیت را بیش از هر کس دیگر تحمل کردهاند.
از سوی دیگر، جوانان کرد نیز بارها به عنوان نیروی انسانی این گروهها به میدان فرستاده شدهاند؛ در حالی که تصمیمگیرندگان اصلی، در حاشیه امن اقامت داشته و هزینهای برای سیاستهای خود پرداخت نکردهاند.
ضرورت بررسی مستند و پرهیز از قضاوت شتابزده
در عین حال، هر تحلیل امنیتی باید بر پایه اسناد، شواهد و دادههای قابل اتکا استوار باشد. نسبت دادن نقش مستقیم به هر گروه یا بازیگر، بدون ارائه مدارک معتبر، کمکی به شناخت واقعیت نمیکند و میتواند تحلیل را از مسیر حرفهای خارج سازد.
آنچه تاکنون قابل مشاهده است، وجود ظرفیتهایی است که در صورت بهرهبرداری بازیگران خارجی، میتواند در خدمت عملیاتهای اطلاعاتی قرار گیرد؛ موضوعی که نیازمند بررسی دقیق، مستند و فارغ از هیجان رسانهای است.
جمعبندی
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، شناخت سازوکارهای جنگ ترکیبی و شبکههای نفوذ است. تجربه منطقه نشان داده است که دشمنان ثبات و امنیت، برای پیشبرد اهداف خود از هر شکاف اجتماعی، قومی و جغرافیایی بهره میگیرند.
در چنین شرایطی، هر گروه مسلحی که موجودیت خود را بر حمایت خارجی بنا کرده و از ابزار خشونت برای تحقق اهداف سیاسی استفاده میکند، ناخواسته یا آگاهانه میتواند در مسیر پروژههای بیثباتساز قرار گیرد.
حفظ امنیت ملی، تقویت همبستگی اجتماعی و هوشیاری در برابر جنگ اطلاعاتی، مؤثرترین پاسخ به این الگوهای پیچیده و چندلایه است.


