شادی تلخ در شمال سوریه؛ وقتی کارنامه پ.ک.ک پناه بردن به بدتر را رقم میزند

بی تاوان: تصاویر و گزارشهای اخیر از کوچه و خیابانهای شمال و شمالشرق سوریه حاوی یک پیام تکاندهنده و قابل تامل است: ابراز خرسندی اهالی از پایان سلطه شاخههای مسلح پ.ک.ک. اما پشت این هلهلهها و جشنهای خیابانی، حقیقتی به غایت تلخ و دردناک نهفته است؛ استقبالی نه از سر همپیمانی با تفکر افراطی نیروهای وابسته به جولانی، بلکه نمادی از خستگی مفرط جامعه محلی از سالها اختناق، تحمیل ایدئولوژیک و ستم ساختاری پ.ک.ک.
کارنامه سالهای حضور پ.ک.ک در شمال سوریه سرشار از اقداماتی بود که جامعه بومی اعم از کرد، عرب و ترکمان را به ستوه آورد:
کودکسربازی و ربایش نوجوانان: خانوادههایی که سالها در حسرت بازگشت فرزندان فریبخورده یا ربودهشده خود به سر بردند.
سرکوب هرگونه صدای مخالف: بستن احزاب مستقل، ترور و بازداشت منتقدان مدنی و سیاسی کرد و غیرکرد.
تغییر بافت جمعیتی و باجگیری سیستماتیک: فشارهای اقتصادی طاقتفرسا و مدیریت انحصاری منابع به نفع کادرهای اعزامی از قندیل.
این حجم از فشار روانی و امنیتی به نقطهای رسید که امروز، جامعهای خسته و بیپناه برای رهایی از چنگال یک ساختار میلیتاریستی، حتی به استقرار نیروهایی با سوابق تندروانه و شبهداعشی نیز به چشم یک گشایش کوتاهمدت مینگرد. این پارادوکس، رسواترین سند برای کسانی است که سالها حضور پ.ک.ک را «دموکراسی و همزیستی» جلوه میدادند.
شادی مردم شمال سوریه نه تاییدی بر جریان جولانی و افراطگرایی، بلکه رای منفی قطعی و نفرت عمیق افکار عمومی از دههها خشونتپراکنی پ.ک.ک است؛ روایتی از مردمی بیتاوان که برای نفس کشیدن، ناچار به تماشای تغییر پرچمها میان بازیگران مسلح نشستهاند.



