اخبار

جعبه سیاه ۱۹۷۲؛ چگونه پ‌ک‌ک در آزمایشگاه اطلاعاتی طراحی شد و جوانان کُرد را قربانی کرد؟

بی تاوان: دهه‌هاست که فرقه تروریستی پ‌ک‌ک با شعارهای فریبنده‌ای همچون «رهایی» و «مبارزه با فاشیسم»، هزاران جوان کُرد را به کام مرگ فرستاده و خانواده‌های بی‌شماری را داغدار کرده است. اما بازخوانی اسناد پرونده‌های قضایی و امنیتی ترکیه، به‌ویژه پرونده «ارگنه‌کون»، حقیقت تلخ دیگری را فاش می‌کند: پ‌ک‌ک نه یک جنبش اصیل مردمی، بلکه پروژه‌ای مهندسی‌شده برای قلع‌وقمع جنبش‌های مدنی کُرد و قربانی کردن نسلی از جوانان بی‌گناه در بازی سرویس‌های اطلاعاتی بوده است.

معمای زندان ماماک؛ آزادی مشکوک در میانه چوبه‌های دار
نقطه آغازین این پازل امنیتی به آوریل ۱۹۷۲ و زندان نظامی مخوف «ماماک» در آنکارا بازمی‌گردد. در روزهایی که رهبران شاخص جریان‌های چپ‌گرای ترکیه همچون «دنیز گزمیش»، «حسین اینان» و «یوسف اصلان» یکی پس از دیگری به پای چوبه دار فرستاده می‌شدند، عبدالله اوجالان تنها پس از هفت ماه بازداشت، به طرز معجزه‌آسایی از همان زندان آزاد شد!
اینکه چرا و با چه توافقی اوجالان از زندان نظامی ماماک آزاد شد، پرونده‌ای است که نه دولت ترکیه و نه رهبری پ‌ک‌ک هرگز حاضر به افشای آن نشده‌اند. اهمیت این «جعبه سیاه» زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم هر کس به این پرونده نزدیک شد، به طرز مشکوکی حذف گردید؛ از «اوغور مومجو»، روزنامه‌نگار و پژوهشگر برجسته‌ای که در حال نگارش کتابی درباره روابط پنهان سرویس اطلاعاتی ترکیه (میت) و اوجالان بود و در ژانویه ۱۹۹۳ ترور شد، تا «ژنرال اشرف بیتلیس» که در سانحه مشکوک سقوط هواپیما جان باخت.

مهندسی خشونت؛ نابودی جنبش‌های اصیل کُرد به دست اوجالان
تحلیل وقایع سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹ نشان می‌دهد که اوجالان بلافاصله پس از آزادی از زندان ماماک، مأموریتی دوجانبه را کلید زد که نتیجه آن دقیقاً در راستای اهداف کلان امنیتی آنکارا بود:
۱. تصفیه جریان‌های چپ (۱۹۷۲-۱۹۷۷): اوجالان با تشکیل هسته اولیه «آپوچی‌ها» در آنکارا، پروژه شکاف میان نیروهای چپ کُرد و تُرک را آغاز کرد و با متهم کردن سازمان‌های چپ‌گرا به «ارتجاع»، عملاً به تضعیف و فروپاشی درونی آن‌ها کمک کرد.
۲. حمام خون در مناطق کردنشین (۱۹۷۷-۱۹۷۹): زمانی که اوجالان فعالیت خود را به مناطق کردنشین منتقل کرد، احزاب و تشکل‌های سیاسی، فرهنگی و مدنی قدرتمندی همچون DDKD (انجمن‌های فرهنگی انقلابی شرق)، KUK، جنبش رزگاری، کاوه و حزب دموکرات در اوج نفوذ مردمی و روشنفکری بودند. اوجالان به جای مبارزه با ساختار قدرت، لوله تفنگ خود را به سمت این احزاب کُرد چرخاند و با برچسب‌های ایدئولوژیک نظیر «بورژوا»، «پاشڤه‌رو (مرتجع)» و «خائن»، جنگی خونین و برادرکشانه را به راه انداخت. این خشونت سازمان‌یافته، از یک‌سو رقبای سیاسی کُرد را از میدان به در کرد و از سوی دیگر، بهانه لازم را برای سرکوب سراسری و کودتای نظامی ۱۹۸۰ فراهم ساخت.

ردپای «پیلوت نجات»؛ حلقه وصل میت و رهبری پ‌ک‌ک
در تمام مراحل شکل‌گیری گروه آپوچی و تأسیس پ‌ک‌ک، نام یک شخصیت مرموز به چشم می‌خورد: «نجات کایا» معروف به «پیلوت نجات». او که خلبان و فردی متمول بود، نه تنها تأمین مالی هسته اولیه پ‌ک‌ک را بر عهده داشت و به عنوان دست راست اوجالان عمل می‌کرد، بلکه عامل اصلی آزادی اوجالان از زندان ماماک و سپس فراری دادن او به سوریه بود.
نکته تکان‌دهنده اینجاست که خود عبدالله اوجالان بعدها در کتاب «زبان و عمل انقلاب» (Devrimin Dili ve Eylemi) صراحتاً اعتراف کرد که پیلوت نجات با سازمان اطلاعات ترکیه (میت) ارتباط داشته است! مرگ مشکوک پیلوت نجات در سال ۱۹۸۲ در جریان سقوط یک هواپیمای سم‌پاش و ماجرای نبش قبر او در سال ۲۰۱۴ در جریان پرونده «ارگنه‌کون»، نشان می‌دهد که چگونه ردپای طراحان اصلی پ‌ک‌ک یکی پس از دیگری پاک شده است.

خیانت بزرگ ۱۹۷۹؛ رهبری که گریخت و اعضایی که قربانی شدند
شاید تاریک‌ترین بخش این تاریخچه که ماهیت ضدبشری رهبری پ‌ک‌ک را حتی نسبت به اعضای خودش عیان می‌سازد، رویدادهای پیش از کودتای سپتامبر ۱۹۸۰ باشد. بر اساس اسناد و اعترافات بعدی، اوجالان ۱۴ ماه پیش از وقوع کودتای نظامی از زمان و جزئیات آن مطلع شده بود و به کمک همان کانال‌های پنهان به سوریه گریخت.
با این حال، او حتی به یک نفر از کادرها و اعضای رده‌پایین گروه خود هشدار نداد! نتیجه چه بود؟ در جریان کودتای ۱۹۸۰، تمام احزاب ملی و روشنفکری کُرد به همراه صدها تن از اعضای فریب‌خورده پ‌ک‌ک در داخل کشور قلع‌وقمع و زندانی شدند، در حالی که اوجالان در امن‌ترین نقطه دمشق نشسته بود تا پس از پاکسازی کامل صحنه از رقبای سیاسی کُرد، خود را به عنوان تنها رهبر بلامنازع معرفی کند.

سخن پایانی بی‌تاوان:
بازخوانی پرونده سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۰ نشان می‌دهد که پ‌ک‌ک از همان نطفه، بر پایه «معامله‌های اطلاعاتی»، «ترور رقبای کُرد» و «قربانی کردن اعضای رده‌پایین برای بقای رهبر» بنا شده است. سازمان تروریستی که بنیان‌گذارش برای تثبیت قدرت خود، حتی یاران و اعضای فریب‌خورده‌اش را بدون هشدار در برابر تیغ کودتا رها کرد، امروز نیز جوانان و نوجوانان را تنها به عنوان «سپر بلا» و ابزار معامله‌های پنهان خود می‌بیند. آگاهی از این تاریخ پنهان، نخستین گام برای نجات نسل جوان از دام فرقه‌ای است که جز ویرانی و مرگ برای جامعه کُرد ارمغانی نداشته است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا