۳۳ سال ممنوعیت پ.ک.ک در آلمان؛ نام عوض میشود، تهدید از نگاه برلین باقی میماند

بی تاوان: ممنوعیت پ.ک.ک در آلمان وارد چهارمین دهه شده است؛ اما برخلاف انتظار، اعلام انحلال این سازمان در سال ۲۰۲۵ هنوز به پایان نگاه امنیتی برلین منجر نشده است. برای آلمان، مسئله فقط نام «پ.ک.ک» نیست؛ بلکه شبکهها، ساختارها و گروههای مرتبطی است که در منطقه همچنان فعالاند. پژاک یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره است؛ گروهی که دولت آلمان پیشتر آن را یک شاخه مسلح ایرانی-کردِ پ.ک.ک توصیف کرده بود.
پ.ک.ک ممنوع است؛ اما پرونده هنوز بسته نشده
۲۶ نوامبر ۱۹۹۳، دولت آلمان فعالیتهای پ.ک.ک را در این کشور ممنوع کرد. از آن زمان تاکنون، این ممنوعیت یکی از ثابتترین بخشهای سیاست امنیتی برلین در قبال ساختارهای مرتبط با پ.ک.ک بوده است.
دولت آلمان در طول سالهای گذشته بارها تأکید کرده که ممنوعیت پ.ک.ک را اقدامی مرتبط با امنیت داخلی، نظم عمومی و مقابله با فعالیتهای مجرمانه میداند.
اما سه دهه بعد، یک واقعیت مهم تغییر کرده است: پ.ک.ک در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که مبارزه مسلحانه را پایان میدهد و تشکیلات خود را منحل میکند.
عبدالله اوجالان در فوریه ۲۰۲۵ خواستار انحلال سازمان و کنار گذاشتن سلاح شد و پ.ک.ک در ماه مه همان سال این تصمیم را اعلام کرد. در ژوئیه ۲۰۲۵ نیز روند نمادین تحویل سلاح آغاز شد.
اما برلین هنوز پرونده را مختومه نمیداند.
چرا آلمان هنوز پ.ک.ک را تهدید میبیند؟
پاسخ را نباید فقط در نام پ.ک.ک جستوجو کرد.
در نگاه امنیتی آلمان، ساختار پ.ک.ک در طول سالها صرفاً یک سازمان واحد با یک نام ثابت نبوده است. شبکهای از سازمانها، گروههای سیاسی، ساختارهای اجتماعی و تشکیلات مسلحانه در منطقه با این جریان ارتباط داشتهاند.
همین موضوع یکی از دلایل اصلی است که باعث میشود اعلام انحلال پ.ک.ک بهتنهایی برای پایان نگرانیهای امنیتی برلین کافی نباشد.
دولت آلمان سالهاست ساختارهای اروپایی مرتبط با پ.ک.ک را زیر نظر دارد و حتی در اسناد رسمی پارلمان این کشور، از وجود پیوندهای سازمانی میان پ.ک.ک و برخی ساختارهای دیگر سخن گفته شده است.
در واقع، برای دستگاه امنیتی آلمان سؤال اصلی این نیست که «نام پ.ک.ک باقی مانده یا نه»؛ سؤال این است که آیا شبکهای که دههها تحت رهبری و ایدئولوژی پ.ک.ک شکل گرفته، واقعاً از بین رفته است؟
پژاک؛ حلقهای که نمیتوان نادیده گرفت
یکی از مهمترین نمونهها پژاک (PJAK) است.
این موضوع صرفاً ادعای سیاسی ترکیه یا ایران نیست. دولت آلمان در پاسخ رسمی به پارلمان این کشور در سال ۲۰۱۰، پژاک را یک «شاخه مسلح ایرانی-کردِ پ.ک.ک» توصیف کرده بود و اعلام کرده بود که پژاک در آلمان ساختار مستقل مشخصی ندارد و با توجه به سلطه ساختارهای غیرقانونی پ.ک.ک، میتوان انتظار داشت همان شبکهها منافع پژاک را نیز دنبال کنند.
این موضع تاریخی آلمان اهمیت زیادی دارد.
زیرا اگر برلین هنوز معتقد باشد که میان ساختارهای پ.ک.ک و پژاک پیوندهای سازمانی وجود دارد، طبیعی است که انحلال اعلامشده پ.ک.ک را پایان خودکار تهدید نداند.
به بیان روشنتر:
اگر یک نام حذف شود اما ساختار، نیروی انسانی، شبکههای ارتباطی و شاخههای مسلح مرتبط با آن همچنان وجود داشته باشند، آیا میتوان گفت تهدید نیز از بین رفته است؟
این دقیقاً همان پرسشی است که دستگاههای امنیتی اروپا با آن مواجهاند.
پ.ک.ک فقط یک نام نیست
در سالهای گذشته، نامهای مختلفی در ارتباط با جریان نزدیک به پ.ک.ک در منطقه مطرح شدهاند؛ از پژاک در ایران گرفته تا ساختارهای مسلح و سیاسی در سوریه و عراق.
البته این گروهها از نظر حقوقی و سیاسی الزاماً وضعیت یکسانی ندارند. برای نمونه، پ.ک.ک در اتحادیه اروپا در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دارد، اما همه گروههایی که ترکیه یا دیگر بازیگران منطقهای آنها را وابسته به پ.ک.ک میدانند، در همان فهرست حقوقی قرار ندارند.
همین تفاوت، یکی از پیچیدهترین بخشهای سیاست اروپا در قبال جریانهای کرد است.
از یک طرف، پ.ک.ک همچنان در چارچوب امنیتی اروپا قرار دارد؛ از طرف دیگر، برخی نیروهای کردی در سالهای گذشته در مبارزه با داعش به شرکای مهم کشورهای غربی تبدیل شدند.
این همان دوگانگی است که سیاست اروپا در خاورمیانه را به یک معادله پرتناقض تبدیل کرده است.
آلمان از تجربه گذشته عبور نکرده است
برلین تنها به گذشته نگاه نمیکند؛ بلکه به تجربه سه دهه فعالیت پ.ک.ک در اروپا نیز توجه دارد.
اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان همچنان پ.ک.ک را در چارچوب افراطگرایی خارجی بررسی میکند و ممنوعیت سال ۱۹۹۳ را بخشی از چارچوب امنیتی خود میداند.
از نگاه نهادهای امنیتی، مسئله فقط عملیات مسلحانه در ترکیه یا عراق نیست. فعالیتهای جذب نیرو، تأمین مالی، شبکههای سازمانی و بسیج هواداران در اروپا نیز اهمیت دارد.
حتی در سال ۲۰۲۶، دولت آلمان در پاسخ به پارلمان درباره وضعیت امنیتی کردها در این کشور، از وجود ظرفیت تنش و درگیری میان هواداران پ.ک.ک و مخالفان آنها سخن گفته است.
بنابراین، برای برلین، پرونده پ.ک.ک صرفاً یک پرونده تاریخی نیست که با اعلام انحلال سازمان بسته شود.
اما یک تناقض بزرگتر وجود دارد
اینجاست که سیاست آلمان با یک پرسش جدی روبهرو میشود.
اگر پ.ک.ک همچنان یک تهدید امنیتی محسوب میشود، چرا غرب در مقاطع مختلف با نیروهایی در سوریه که از سوی ترکیه و برخی منابع به پ.ک.ک مرتبط دانسته میشوند، همکاری کرده است؟
و اگر اعلام انحلال پ.ک.ک باید بهعنوان یک تحول واقعی سیاسی پذیرفته شود، چرا ممنوعیت این سازمان در آلمان و جایگاه آن در چارچوب ضدتروریسم اروپا همچنان بدون تغییر اساسی ادامه دارد؟
نمیتوان همزمان از پایان جنگ سخن گفت و با منطق امنیتی دوران جنگ برای همیشه سیاستگذاری کرد.
اما از سوی دیگر، نمیتوان صرفاً با تغییر نامها و اعلامهای سیاسی، وجود ساختارهای مسلح مرتبط را نادیده گرفت.
این تناقض، دقیقاً نقطهای است که سیاست آلمان در آن گیر کرده است.
ترکیه هم دیگر در نقطه سالهای گذشته نیست
تحولات سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ شرایط را حتی پیچیدهتر کرده است.
در ۱۰ اوت ۲۰۲۶، پارلمان ترکیه قانونی را برای ایجاد چارچوب حقوقی خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک تصویب کرد. این قانون سازوکارهایی را برای بازگشت و ادغام برخی اعضای سابق پ.ک.ک در جامعه پیشبینی میکند و اجرای آن به تأیید روند کامل خلع سلاح و انحلال وابسته است.
این تحول نشان میدهد که حتی در آنکارا نیز مسئله وارد مرحلهای جدید شده است.
اما همین قانون یک نکته مهم را روشن میکند: انحلال پ.ک.ک هنوز یک فرآیند است، نه یک واقعیت کاملاً تثبیتشده.
تا زمانی که خلع سلاح، انحلال ساختارها و وضعیت نیروهای وابسته بهطور کامل تعیین تکلیف نشود، کشورهای اروپایی نیز دلایل خود را برای حفظ نگاه امنیتی خواهند داشت.
مسئله اصلی؛ انحلال واقعی یا تغییر شکل؟
در نهایت، پرسش اساسی برای آلمان این است:
آیا پ.ک.ک واقعاً منحل شده یا صرفاً وارد مرحلهای تازه از سازماندهی سیاسی و منطقهای شده است؟
پاسخ این پرسش برای برلین اهمیت حیاتی دارد.
اگر روند انحلال واقعی و کامل باشد و گروههای مرتبط نیز از فعالیت مسلحانه فاصله بگیرند، ادامه ممنوعیت سهدههای نیازمند بازنگری جدی خواهد بود.
اما اگر ساختارهای نظامی یا شبکههای وابسته در قالبهای جدید باقی بمانند، طبیعی است که دستگاههای امنیتی آلمان همچنان آن را ادامه همان تهدید با نامی متفاوت ارزیابی کنند.
پژاک در این میان یک نمونه کلیدی است؛ زیرا خود دولت آلمان در گذشته آن را شاخه مسلح ایرانی-کرد پ.ک.ک معرفی کرده است.
۳۳ سال بعد؛ پایان یک نام یا پایان یک ساختار؟
ممنوعیت پ.ک.ک در آلمان در سال ۱۹۹۳ آغاز شد؛ امروز در سال ۲۰۲۶، بیش از سه دهه از آن گذشته است.
در این فاصله، پ.ک.ک بارها نامها، ساختارها و روشهای فعالیت خود را تغییر داده، جنگ در منطقه شکلهای مختلفی پیدا کرده و اکنون نیز سازمان از پایان مبارزه مسلحانه و انحلال سخن گفته است.
اما از نگاه برلین، تا زمانی که شبکههای مرتبط و شاخههایی که بهعنوان بخشی از منظومه پ.ک.ک شناخته میشوند، پابرجا باشند، نمیتوان با یک اعلام سیاسی همه نگرانیهای امنیتی را کنار گذاشت.
در این میان، پژاک تنها یک نام فرعی نیست؛ بلکه نمونهای است از اینکه چرا برای دستگاه امنیتی آلمان، مسئله پ.ک.ک فراتر از یک عنوان سازمانی است.
اکنون توپ در زمین پ.ک.ک و شاخهها و ساختارهای مرتبط با آن است:
اگر قرار است فصل مبارزه مسلحانه واقعاً بسته شود، باید پایان آن در میدان عمل نیز دیده شود؛ نه فقط در بیانیهها.
و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، آنگاه این سؤال اجتنابناپذیر خواهد بود:
آیا آلمان همچنان میتواند ممنوعیتی را که ۳۳ سال پیش وضع شده، بدون بازنگری ادامه دهد؟
این همان آزمونی است که سیاست برلین در قبال پ.ک.ک و مسئله کردها در سالهای آینده با آن روبهرو خواهد شد.

