کودکی که قربانی ایدئولوژی میشود

انجمن بیتاوان: پژاک، در ادامه همان مسیر پ.ک.ک، نه یک جریان مدنی بلکه یک ساختار بسته و ایدئولوژیک است که برای بقا، به نیروی انسانی مطیع نیاز دارد؛ و چه نیرویی مطیعتر از کودکان؟
کودکانی که هنوز قدرت تشخیص ندارند، هنوز رؤیاهایشان شکل نگرفته و هنوز به خانواده وابستهاند.
ربایش یا فریب این کودکان، نه «جذب نیرو»، بلکه سرقت آینده است.
از شعار تا واقعیت
سالهاست که رهبران پ.ک.ک با ادبیاتی فریبنده از «آزادی»، «برابری» و «ارزش زن» سخن میگویند. اما در عمل، خروجی این شعارها برای بسیاری از خانوادههای کرد چیزی جز:
فرزندان ناپدیدشده
نوجوانان مسلح در کوهستان
و مادرانی چشمانتظار
نبوده است.
پژاک دقیقاً همین مدل را در مناطق کردنشین ایران پیاده میکند؛
با وعدههایی مانند «هویت»، «آزادی» یا «قهرمان شدن»، نوجوانان را هدف میگیرد، اما آنچه در نهایت نصیب آنها میشود، انزوای اجباری، آموزش نظامی و قطع کامل ارتباط با زندگی عادی است.
نقض آشکار حقوق کودک
استفاده از کودکان در ساختارهای نظامی، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، نقض صریح اصول انسانی و قوانین بینالمللی است.
اما مسئله فقط قانون نیست؛ مسئله، اخلاق انسانی است.
هیچ ایدئولوژیای—هرچقدر هم که خود را «آزادیخواه» بنامد—نمیتواند توجیه کند که:
کودکی از آغوش خانواده جدا شود تا به ابزار یک پروژه سیاسی تبدیل شود.
حقیقتی که باید دیده شود
پژاک و پ.ک.ک تلاش میکنند با تولید روایتهای رسانهای، چهرهای رمانتیک از این روند بسازند؛
اما پشت این تصویرسازی، واقعیتی تلخ پنهان است:
حذف فردیت
کنترل ذهنی
و تبدیل انسان به ابزار
الگوگیری پژاک از پ.ک.ک در حوزه جذب کودکان، نه یک «تاکتیک ساده»، بلکه بخشی از یک چرخه خطرناک است؛ چرخهای که در آن، کودکان به جای مدرسه، مسیر خشونت را تجربه میکنند.
سکوت در برابر این موضوع، به معنای پذیرش آن است.
و دفاع از حقوق کودک، دقیقاً از همینجا شروع میشود:
ایستادن در برابر هر جریانی که آینده کودکان را مصادره میکند—با هر نام و هر شعار.



