وقتی «آزادی» به شعار تقلیل مییابد!

انجمن بی تاوان: بیانیههای رسمی و متون تبلیغاتی زمانی معنا دارند که در عمل نیز بازتاب پیدا کنند؛ در غیر این صورت، چیزی جز واژهآراییهای تهی نیستند. متنی که از سوی پژاک منتشر شده و در آن از «آزادیهای اساسی»، «برابری» و «دموکراسی» سخن به میان میآید، بیش از آنکه یک موضعگیری اصولی باشد، تلاشی است برای بازسازی چهرهای که با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد.
پرسش اساسی اینجاست: چگونه جریانی که خود در معرض انتقادات جدی درباره ساختار درونی، نحوه مدیریت نیروها و میزان تحمل (اختلاف نظر) قرار دارد، میتواند داعیهدار گسترش آزادیهای اساسی در سطح جامعه باشد؟ ادعای دفاع از آزادی، زمانی اعتبار مییابد که ابتدا در درون همان ساختار به رسمیت شناخته شود؛ نه آنکه صرفاً بهعنوان یک ابزار تبلیغاتی به کار رود.
تجربه نشان داده است که فاصله میان شعار و عمل، بزرگترین چالش چنین جریانهایی است. تأکید بر مفاهیمی مانند «خودمدیریتی دموکراتیک» یا «جامعه آزاد» بدون ارائه شواهد ملموس از تحقق آن در درون سازمان، نهتنها اقناعکننده نیست، بلکه به تضعیف همان مفاهیم نیز منجر میشود.
واقعیت این است که مفاهیم بنیادینی چون آزادی، برابری و حقوق اساسی، بیش از هر چیز نیازمند صداقت در اجرا هستند. هر جریانی که این مفاهیم را دستاویز قرار دهد اما در عمل نتواند حداقلهای آن را در درون خود رعایت کند، ناگزیر با این پرسش مواجه خواهد شد که آیا «آزادی» برای او یک اصل است یا صرفاً یک شعار؟
در نهایت، افکار عمومی بیش از هر چیز به عملکرد مینگرد، نه به بیانیهها. و این همان نقطهای است که تناقضها، بیش از هر واژهای، خود را آشکار میکنند.



