
بیتاوان: سازمانهایی که با شعار «دموکراسی» و «آزادی» جوانان را جذب میکنند، در درون خود چگونه اداره میشوند؟ بررسی ساختار درونی پکک در کتاب «خون و عقیده» نشان میدهد که این سازمان از همان سالهای نخست، بر پایه مدل استالینیستی دههی ۱۹۲۰ شوروی و دیکتاتوری مطلق فردی بنا شد؛ ساختاری که در آن کوچکترین انتقاد یا درخواست برای دموکراسی درونی، تنها یک مجازات داشت: برچسب خیانت و گلوله!
رأیگیری مخفی با نوشتن نام و نام خانوادگی!
«چتین گونگور» (با نام سازمانی سمیر)، از کادرهای باسابقه، باهوش و ردهبالای پکک در اروپا بود که در سال ۱۹۸۲ (کنگره دوم) به ساختار شدیداً استبدادی حزب اعتراض کرد. یکی از اعتراضات ساده او به روش مضحک رأیگیری در پکک بود: در sogenannten «رأیگیری مخفی» حزب، اعضا مجبور بودند نام و نام خانوادگی خود را بالای برگه رأی بنویسند!
سمیر معتقد بود پکک نباید کورکورانه منتظر دستورات یک فرد از دمشق بماند و در نامهای نوشت: «فعالیتهای حزب نمیتواند صرفاً با این جمله پیش برود که “رفیق علی (اوجالان) خودش همه چیز را حل میکند”؛ نباید در این دنیای خیالی زندگی کنیم.»
ترور در قلب اروپا؛ مجازات درخواست دموکراسی:
پاسخ اوجالان به درخواست اصلاحات درونی چه بود؟ ابتدا سمیر را در آپارتمانی در شهر کلن آلمان زندانی کردند که او موفق به فرار شد. سپس نشریه رسمی حزب (سرخوبون) در سال ۱۹۸۴ نام او را به عنوان «خائن» منتشر کرد؛ که در ادبیات پکک به معنای صدور حکم اعدام بود.
سرانجام در یک شب ماه نوامبر ۱۹۸۵، در حالی که سمیر در نشستی در استکهلم سوئد شرکت کرده بود، ضاربی از پشت سر به او نزدیک شد و با شلیک گلوله به سرش، او را به قتل رساند. پکک با صدور اطلاعیهای قاتل را «میهنپرست» نامید و اوجالان صراحتاً اعلام کرد: «سمیر هر کجا که بود، قرار بود کشته شود!»
بین سالهای ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵، اوجالان دستور قتل دستکم ۱۱ نفر از کادرهای ارشد فعلی و سابق پکک (از جمله چندین زن همچون «سایمه آشکین» و «اوین» و اعضایی در اروپا مانند «انور آتا» و «مراد بایراکلی») را صرفاً به دلیل ارتباط با سمیر یا داشتن روحیه انتقادی صادر کرد.
تراژدی «مهمت جاهیت شنر»؛ قهرمان زندان دیاربکر که به دستور اوجالان ترور شد:
شاید تلخترین نمونه از خودکامگی اوجالان، سرنوشت «مهمت جاهیت شنر» باشد. شنر از مقاومترین زندانیان سیاسی در زندان مخوف دیاربکر بود که ۸ سال زیر بدترین شکنجهها مقاومت کرد و پس از آزادی در سال ۱۹۸۹ به اردوگاه پکک رفت. اما وقتی از نزدیک شاهد اعدامهای خودسرانه نیروهای جدید و دیکتاتوری اوجالان شد، در کنگره چهارم (دسامبر ۱۹۹۰) لب به انتقاد گشود و گفت:
«اگر اشتباهی در جنگ رخ داده، همه ما مقصریم، اما بیایید ببینیم دستور کشتار روستاهای ماردین (لکه ننگ تاریخ حزب ما) را چه کسی شخصاً صادر کرد؟ اوجالان! وقتی در آکادمی ۱۲ نیروی جدید به جرم جاسوسی کشته شدند، چه کسی مسئول آکادمی را منصوب کرده بود؟ باز هم اوجالان!»
واکنش اوجالان فوری و خونین بود. شنر بلافاصله دستگیر و به «جاسوسی» متهم شد. او توانست فرار کند، اما در ۱ نوامبر ۱۹۹۱ در شهر قامیشلو سوریه، تیم ترور اوجالان به مخفیگاه او حمله کرد و این زندانی سیاسی سابق را به همراه یک دختر جوان (به نام دیلان) به گلوله بست و کشت.
نتیجهگیری:
همانطور که «حسین توپگیدر» (از بنیانگذاران پکک) میگوید: «در سیستم اوجالان، هر پیروزی به نام حزب و شخص رهبر ثبت میشد، و هر شکست و جنایتی گردن زیردستان میافتاد؛ چون نقد کردن استراتژی به معنای نقد کردن اوجالان بود، و نقد کردن اوجالان ممنوع و مساوی با مرگ بود!»



