اخبار

کالبدشکافی یک اسطوره‌سازی دروغین؛ چگونه پ.ک.ک بر جنازه رهاشده «بریتان» قمار سیاسی کرد؟

در ادبیات فرقه‌ای پ.ک.ک و شاخه ایرانی آن (پژاک)، «شهادت» نه یک ارزش انسانی، بلکه ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌های نظامی و تصفیه‌حساب‌های درون‌گروهی است. بررسی پرونده «گلناز کاراتاش» با کد سازمانی «بریتان»، یکی از تاریک‌ترین نمونه‌های «سندرم جسدخواری سیاسی» در این تشکیلات را فاش می‌کند: دختری که در زمان حیات توسط فرماندهان حزب طرد شد، در زمان مجروحیت توسط هم‌رزمانش در کوه رها گردید، و پس از مرگ، به تخته پازلی برای معاملات سیاسی رهبران قندیل تبدیل شد.

هر سال در اواخر ماه اکتبر، رسانه‌های وابسته به پ.ک.ک و پژاک با آب‌وتاب فراوان داستان حماسی زنی به نام «بریتان» را بازگو می‌کنند که در سال ۱۹۹۲، برای تسلیم نشدن به نیروهای پیشمرگه، آخرین گلوله‌اش را شلیک کرد و خود را از صخره‌های بلند به پایین پرتاب نمود. اما پشت این روایت سینمایی و احساسی که دهه‌هاست برای شستشوی مغزی دختران جوان و ترغیب آن‌ها به خودکشی‌های ایدئولوژیک (تحت نام فدایی) استفاده می‌شود، چه حقیقتی نهفته است؟

سرکوب در زندگی، تقدیس در مرگ گلناز کاراتاش (بریتان) تنها ۱۸ ماه در صفوف پ.ک.ک حضور داشت. برخلاف تصویر مطیعی که امروز از او ساخته شده، شاهدان عینی درون تشکیلات گواهی می‌دهند که او به دلیل روحیه معترض و تسلیم‌ناپذیرش در برابر استبداد فرماندهان محلی پ.ک.ک، بارها در نشست‌های درون‌تشکیلاتی مورد محاکمه، تحقیر و طرد قرار گرفته بود. فرقه‌ای که در زمان حیات، کرامت انسانی او را له کرده بود، برای جنازه او برنامه‌ای دیگر داشت.

واقعیت روز ۲۴ اکتبر ۱۹۹۲؛ رها کردن هم‌رزم در میدان برخلاف روایت رسمی حزب، هیچ شاهدی بر لحظه جان باختن بریتان وجود ندارد. در اکتبر ۱۹۹۲، در جریان درگیری‌های منطقه «لیلکان» (خاکورک) میان پ.ک.ک و نیروهای اتحادیه میهنی کردستان (YNK)، بریتان به شدت مجروح می‌شود. در همان ساعات، عثمان اوجالان (فرمانده وقت منطقه) پس از شکست سنگین نظامی، در حال مذاکره برای آتش‌بس و انتقال ۲۰۰۰ نیروی پ.ک.ک به کمپ «زلی» در مرز ایران بود. هنگام تخلیه سنگرها، نیروهای پ.ک.ک تمامی مجروحان را به پایین تپه منتقل می‌کنند؛ اما به یک دلیل ساده و تکان‌دهنده، بریتان را جا می‌گذارند: جثه بلند بریتان و صعب‌العبور بودن صخره‌ها! هم‌رزمانش زحمت حمل بدن مجروح او را به خود نمی‌دهند و او را در کوهستان به حال خود رها می‌کنند تا بمیرد. در حالی که سایر زخمی‌های همان سنگر در بیمارستان‌های اربیل درمان شدند، بریتان در تنهایی مطلق و در نتیجه خیانت هم‌قطارانش جان باخت.

سناریوسازی در دمشق؛ تولد یک دروغ بزرگ عبدالله اوجالان که در کاخ امن خود در دمشق مستقر بود، از فروپاشی نظامی نیروهایش به شدت هراس داشت. او برای جلوگیری از ریزش نیروها نیازمند یک «قهرمان اسطوره‌ای» بود. بنابراین، از فاصله هزاران کیلومتری، بدون آنکه حتی یک نفر از سرنوشت بریتان خبر داشته باشد، داستانی خیالی از پرتاب شدن او از صخره و شعار دادن علیه پیشمرگه‌ها را ابداع و به عنوان دستورالعمل رسمی به تشکیلات ابلاغ کرد؛ روایتی که حتی هم‌سنگران بازمانده بریتان را نیز از شدت وقاحت دروغ‌پردازی، شوکه کرد.

قاتل متغیر؛ تغییر تاریخ به نرخ روز قندیل! شرم‌آورترین بخش پرونده بریتان، دستکاری مداوم داستان مرگ او بر اساس منافع دیپلماتیک پ.ک.ک است. اگر تاریخچه بیانیه‌های این گروه را مرور کنیم، می‌بینیم که دشمنِ فرضیِ بریتان در لحظه مرگ، هر چند سال یک‌بار تغییر کرده است:

سال ۱۹۹۲: اوجالان اعلام کرد بریتان در برابر نیروهای جلال طالبانی (YNK) مقاومت کرده و کشته شده است.

سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸: با گرم شدن روابط پ.ک.ک و اتحادیه میهنی، نام YNK به دستور رهبری از تاریخ حذف شد و شعار خیالی بریتان به «مبارزه با ناسیونالیسم بدوی» تغییر یافت!

سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳: با شروع دور جدید درگیری‌های پ.ک.ک و YNK، دوباره نام اتحادیه میهنی به عنوان قاتل بریتان وارد متون حزبی شد.

از ۲۰۱۳ تا امروز: پس از قدرت‌گیری جمیل بایک و امضای پیمان‌های استراتژیک با YNK، ورق کاملاً برگشت. سازمان‌های زنان پ.ک.ک (PAJK و KJK) ناگهان تاریخ را از نو نوشتند و مدعی شدند که بریتان در برابر نیروهای حزب دموکرات (KDP) از صخره پریده است! ادعایی که با جغرافیای جنگ در جبهه لیلکان (که مطلقاً در کنترل YNK بود) در تضاد کامل است.

پرونده بریتان، آینه تمام‌نمای ماهیت پ.ک.ک و پژاک است؛ تشکیلاتی که در آن انسان‌ها در زمان حیات، مهره‌هایی بی‌ارزش و فاقد اراده‌اند که حتی ارزش حمل شدن در زمان مجروحیت را ندارند، اما جنازه‌هایشان سرمایه‌ای پرسود برای مهندسی افکار عمومی، فریب نسل جدید و تداوم چرخه خشونت است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا