«همه مدارس باید تعطیل شوند!»؛ کارنامه سیاه پکک در ترور دهها معلم و محروم کردن کودکان کرد از تحصیل

بی تاوان _ یکی از هولناکترین جنایات پکک علیه آینده مردم کرد، حمله سازمانیافته به زیرساختهای آموزشی، سوزاندن مدارس و تیرباران معلمان در روستاها و شهرهای کردنشین بود. اگرچه پکک در اواخر دهه ۱۹۸۰ نیز چندین معلم را به قتل رسانده بود، اما بر اساس مستندات فصل دهم کتاب «خون و عقیده»، در سال ۱۹۹۳ این سیاست به یک کارزار تمامعیار برای به تعطیلی کشاندن کامل آموزش در منطقه تبدیل شد.
پاییز ۱۹۹۳؛ صدور فرمان ممنوعیت مطلق مدرسه رفتن کودکان!
در نوامبر ۱۹۹۳، پکک با صدور حکمی کلی، فعالیت تمامی مدارس در مناطق کردنشین را ممنوع اعلام کرد و به معلمان و دانشآموزان هشدار داد که مدارس را ترک کنند!
نتیجه این فرمان، یک فاجعه فرهنگی و انسانی بود: صدها مدرسه در سراسر منطقه هرگز برای سال تحصیلی جدید بازگشایی نشدند؛ بسیاری از مدارس توسط نیروهای پکک به آتش کشیده شدند و بقیه نیز به دلیل فرار معلمان از ترس جانشان، تعطیل گشتند.
تنها در همان سال (۱۹۹۳)، نیروهای مسلح پکک ۳۴ معلم غیرنظامی را به ضرب گلوله به قتل رساندند (در حالی که سال قبل از آن نیز ۱۰ معلم را ترور کرده بودند)!
باجگیری از ساخت مدرسه در روستاها!
دشمنی پکک با آموزش و آبادانی تا جایی پیش رفت که حتی اگر فردی خیرخواه میخواست در روستای زادگاهش مدرسه بسازد، باید به پکک باج میداد! آلیزا مارکوس در صفحه ۱۹۰ کتاب روایت میکند که وقتی یک شهروند موفق کرد مقیم آنکارا تصمیم گرفت در روستای پدری خود در جنوبشرق، مدرسهای برای کودکان بسازد، سرکارگر پروژه به او اطلاع داد که برای جلوگیری از حمله و تخریب مدرسه توسط پکک، باید مبلغ اضافهای را به عنوان «حق حساب و باج» به پکک پرداخت کند!
کشتار ۳۳ سرباز غیرمسلح و کشاندن آتش جنگ به درون شهرها:
در مه ۱۹۹۳، پکک آتشبس یکجانبه خود را به فجیعترین شکل ممکن شکست: نیروهای این گروه اتوبوسی حامل ۳۳ سرباز وظیفه غیرمسلح (که لباس شخصی به تن داشتند و در حال انتقال بودند) را متوقف کرده و تمامی آنها را به رگبار بستند. در اکتبر همان سال نیز با حمله به شهر «لیجه» (Lice)، ربودن دو کارگر و به آتش کشیدن مدرسه شهر، جنگی را آغاز کردند که دود آن مستقیماً به چشم ۱۰ هزار سکنه غیرنظامی شهر رفت و خانه و کاشانه مردم را به ویرانه تبدیل کرد.
نتیجهگیری:
حذف فیزیکی معلمان و سوزاندن مدارس، نسلی از کودکان بیتاوان کرد را از حق طبیعی خواندن و نوشتن محروم کرد. البته دلیل ترس پکک از مدرسه روشن بود: کودکانی که درس بخوانند و آگاه شوند، کمتر فریب شعارهای فرقهای را میخورند و راحتتر نمیتوان از آنها در ۱۴ سالگی «سرباز و بمب متحرک» ساخت!



