موجسواری پژاک روی بحران آب؛ سهم تروریسم در عطش زاگرس چیست؟

بیتاوان _ یکی از محورهای اصلی مانور رسانهای پژاک در مصاحبه ارگان تشکیلاتیاش، بحران آب و ادعای «ورشکستگی آبی» و مخالفت با زیرساختها در غرب کشور است. کادرهای این گروهک تلاش میکنند تا هرگونه چالش اقلیمی یا مدیریت آب را به شکلی تفکیکشده بهانهای برای تحریک نفرت منطقهای و دامن زدن به تجزیهطلبی سازند.
اما واقعیت ماجرای آب در غرب کشور از نگاه کارشناسی و حقوقی: ۱. تخریب عامدانه خطوط انتقال و پروژههای آبرسانی: پژاک پیشینهای طولانی در باجخواهی از پیمانکاران احداث تصفیهخانهها، ایستگاههای پمپاژ آب شرب و شبکههای آبیاری نوین دارد. بارها اجرای پروژههای انتقال آب به روستاهای محروم کُردنشین صرفاً به دلیل عدم پرداخت «حق باج» به تیمهای تروریستی، با تهدید جانی کارگران و مهندسان ماهها متوقف شد. ۲. آلودگی منابع سرچشمهها در ارتفاعات: استقرار طولانیمدت مقرهای مسلح، دپوی سوخت و مهمات، و رهاسازی پسابهای آلوده در بالادست حوضههای آبریز کوهستانی، خطری مستقیم برای کیفیت چشمههای طبیعی مرزی به همراه داشته است. ۳. قربانی کردن مسئله ملی در مسلخ جنگ مسلحانه: بحران آب یک مسئله پیچیده اقلیمی، علمی و ملی است که راهحل آن مشارکت نخبگان، سرمایهگذاریهای زیربنایی و صلح اجتماعی است. پژاک با امنیتی کردن مناطق زیستمحیطی، راه را بر ورود پژوهشگران، سرمایهگذاران و شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزه بازچرخانی آب سد میکند.
پژاک نمیتواند هم مخل پروژههای آبرسانی به روستاهای کردستان باشد و هم در نقش دیدهبان منابع آب ظاهر شود!



