از کوهستان تا میز مذاکره؛ پژاک یکشبه «دموکرات» شد!

بیتاوان: پژاک بار دیگر تحولات مربوط به پکک در ترکیه را دستاویزی برای طرح مطالبات سیاسی خود در ایران قرار داده است؛ این بار سخنگوی دیپلماسی اروپایی این گروه، از پشت تریبون رسانهای نزدیک به جریان پکک، آشکارا از تعمیم روند جاری در ترکیه به ایران سخن میگوید و برای آینده سیاسی کشور نسخه میپیچد.
زاگرس اندریاری، سخنگوی به اصطلاح دیپلماسی اروپای پژاک، در گفتوگو با خبرگزاری گروهکی، مجموعهای از مواضع این گروه درباره تحولات ترکیه، ایران و آینده جریانهای کردی مخالف جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرده است.
اظهارات اندریاری بیش از هر چیز نشان میدهد که پژاک تحولات جاری میان دولت ترکیه و جریان تحت رهبری عبدالله اوجالان را فرصتی برای بازتعریف موقعیت خود میبیند؛ فرصتی که این گروه امیدوار است دامنه آن از مرزهای ترکیه فراتر رفته و به ایران نیز کشیده شود.
چشم پژاک به آنسوی مرز؛ آیا نوبت ایران است؟
اندریاری در سخنان خود، پیشنویس ۱۲ مادهای موسوم به «قانون تقویت همبستگی ملی و یکپارچگی اجتماعی» در ترکیه را گامی مهم توصیف کرده و مدعی شده است که پیامدهای روند جاری میتواند به ایران، عراق و سوریه نیز سرایت کند.
اما نکته قابل توجه آنجاست که سخنگوی پژاک خیلی زود از تحولات داخلی ترکیه عبور کرده و پای ایران را به میان میکشد.
او از آزادی زندانیان سیاسی، بازگشت مخالفان، قانونی شدن احزاب کردی و حتی آغاز مذاکرات رسمی با جمهوری اسلامی سخن میگوید؛ مجموعهای از مطالبات که نشان میدهد پژاک امیدوار است از فضای ایجادشده پیرامون پکک برای کسب امتیاز و مشروعیت سیاسی در ایران بهرهبرداری کند.
به بیان دیگر، روندی که هنوز سرنوشت نهایی آن حتی در ترکیه مشخص نشده، از هماکنون به بستری برای طرح آرزوهای سیاسی پژاک درباره ایران تبدیل شده است.
وقتی پژاک از «سیاست» میگوید
بخش قابل تأمل دیگر اظهارات اندریاری، تأکید او بر انتقال مسئله از درگیری مسلحانه به «سیاست، گفتوگو و مبارزه دموکراتیک» است.
این سخنان در حالی مطرح میشود که پژاک سالها نام خود را با فعالیت مسلحانه و درگیری با نیروهای ایرانی گره زده و اکنون یکی از سخنگویان این جریان، از ضرورت گسترش فضای سیاسی و قانونی سخن میگوید.
پرسشی که در این میان بیپاسخ میماند این است که آیا پژاک واقعاً آماده کنار گذاشتن کامل منطق سلاح و پذیرش قواعد فعالیت سیاسی است، یا ادبیات تازه صرفاً تلاشی برای سازگار کردن چهره این گروه با شرایط جدید منطقه است؟
ائتلاف ششگانه؛ امید تازه برای خروج از انزوا؟
سخنگوی دیپلماسی اروپای پژاک در بخش دیگری از مصاحبه خود به ائتلاف شش جریان کردی مخالف جمهوری اسلامی ایران اشاره کرده و آن را «فرصتی مهم» خوانده است.
اندریاری خواستار دستیابی اعضای این ائتلاف به برنامهای مشترک درباره ساختار سیاسی آینده ایران، تمرکززدایی، تقسیم قدرت، حقوق زبانی و فرهنگی و نحوه اداره مناطق شده است.
همین بخش از سخنان او نشان میدهد که هدف صرفاً همکاری مقطعی میان چند گروه نیست؛ بلکه پژاک تلاش دارد از چنین ائتلافهایی بهعنوان ابزاری برای افزایش وزن سیاسی خود در سناریوهای احتمالی آینده ایران استفاده کند.
با این حال، کنار هم قرار گرفتن چند جریان با سوابق، ساختارها و دیدگاههای متفاوت، لزوماً به معنای شکلگیری یک نیروی سیاسی منسجم نیست. تجربه اختلافات و رقابتهای درون این جریانها نیز پرسشهای جدی درباره میزان دوام و کارآمدی چنین ائتلافهایی ایجاد میکند.
نسخه اوجالان برای ایران؛ پروژهای که پژاک به آن دل بسته است
شاید صریحترین قسمت سخنان اندریاری جایی باشد که پای عبدالله اوجالان را به میان میکشد.
او رویکرد منتسب به اوجالان برای انتقال مسئله کردها از میدان درگیری مسلحانه به عرصه سیاست و گفتوگو را الگویی میداند که به گفته او میتواند با شرایط ایران نیز تطبیق داده شود.
اینجاست که جهتگیری سخنان مقام پژاک روشنتر میشود: این گروه به دنبال آن است که تحولات پکک در ترکیه را به الگویی منطقهای تبدیل کرده و برای خود نیز در ایران مسیری مشابه تعریف کند.
اما ایران، ترکیه نیست و شرایط سیاسی، اجتماعی و امنیتی دو کشور نیز یکسان نیست. تصور اینکه میتوان نسخهای شکلگرفته در بستر منازعه چنددهساله ترکیه و پکک را بدون توجه به این تفاوتها به ایران منتقل کرد، بیش از آنکه یک برنامه سیاسی روشن باشد، به یک محاسبه خوشبینانه از سوی پژاک شباهت دارد.
تغییر تاکتیک یا تغییر واقعی؟
اظهارات اخیر سخنگوی پژاک یک سؤال اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا این جریان واقعاً در حال عبور از گذشته مسلحانه خود و حرکت به سمت فعالیت صرفاً سیاسی است، یا فقط با مشاهده تغییر شرایط منطقه، ادبیات خود را تغییر داده است؟
پژاک اکنون از «گفتوگو»، «فعالیت سیاسی»، «قانونی شدن احزاب» و «مذاکره» سخن میگوید؛ واژگانی که با بخش مهمی از سابقه عملی این گروه فاصله قابل توجهی دارند.
تحولات ترکیه ظاهراً امید تازهای در میان رهبران و سخنگویان پژاک ایجاد کرده است؛ امید به اینکه تغییر مسیر پکک بتواند دریچهای برای بازسازی چهره سیاسی و افزایش وزن این جریان در معادلات ایران باز کند.
با این همه، پیش از نسخهپیچی برای آینده ایران، پرسش مهمتری مقابل پژاک قرار دارد: آیا این گروه حاضر است نسبت خود با فعالیت مسلحانه را بهطور شفاف و عملی تعیین کند و مسئولیت گذشته خود را بپذیرد، یا «سیاست و گفتوگو» تنها واژگان تازهای برای ادامه همان اهداف قدیمی با تاکتیکی متفاوت هستند؟



