اخبار

از شکست عاطفی تا اسارت در پژاک؛ چگونه یک جوان کُرد قربانی شکارچیان بحران شد؟

پژاک به‌دنبال قهرمان نیست؛ به‌دنبال جوانانی است که زیر فشار مشکلات اقتصادی، عاطفی و روانی، قدرت تصمیم‌گیری خود را از دست داده‌اند.

انجمن بی‌تاوان: همه قربانیان پژاک از سر اعتقاد سیاسی یا انگیزه‌های ایدئولوژیک به این گروه نپیوسته‌اند. بررسی ده‌ها پرونده خانواده‌های آسیب‌دیده نشان می‌دهد که بسیاری از نیروهای جذب‌شده، پیش از آنکه در دام شبکه‌های عضوگیری این گروهک گرفتار شوند، با بحران‌های عمیق اقتصادی، خانوادگی یا روحی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. دقیقاً همان نقطه‌ای که به فرصتی طلایی برای جذب‌کنندگان پژاک تبدیل می‌شود.

یکی از این روایت‌ها مربوط به «آرمان رضایی»، جوانی ۲۳ ساله از یکی از شهرهای کردنشین غرب کشور است؛ جوانی که آینده‌ای عادی پیش روی خود می‌دید، کار می‌کرد، برای تشکیل خانواده برنامه داشت و آرزوهایش تفاوتی با هزاران جوان دیگر نداشت. اما مجموعه‌ای از مشکلات مالی و یک شکست عاطفی، مسیر زندگی او را به سمتی برد که هرگز خانواده‌اش تصورش را هم نمی‌کردند.

پدر آرمان در گفت‌وگو با نزدیکان خانواده می‌گوید فرزندش پس از آنکه به دلیل مشکلات مالی نتوانست مقدمات ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش را فراهم کند، به‌شدت منزوی و افسرده شد. او دیگر آن جوان پرانرژی سابق نبود و ساعت‌های زیادی را در فضای مجازی سپری می‌کرد؛ فضایی که بعدها مشخص شد محل ارتباط او با عناصر وابسته به پژاک بوده است.

این دقیقاً همان الگویی است که بارها در پرونده‌های مشابه مشاهده شده است؛ جذب هدفمند جوانانی که در شرایط روحی شکننده قرار دارند.

رهبران اروپا‌نشین پژاک و شبکه‌های تبلیغاتی این گروه، به‌خوبی می‌دانند که جوانی که امیدش را از دست داده، احساس شکست می‌کند یا از آینده خود ناامید شده است، بیش از دیگران در برابر وعده‌های فریبنده آسیب‌پذیر خواهد بود. به همین دلیل، آنان به جای جذب افراد توانمند و برخوردار از ثبات روانی، اغلب به سراغ کسانی می‌روند که درگیر بحران‌های شخصی هستند.

وعده‌هایی مانند «آغاز یک زندگی تازه»، «یافتن هویت»، «احترام»، «برابری» یا «قهرمان شدن» در ظاهر جذاب به نظر می‌رسد؛ اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. بسیاری از خانواده‌هایی که فرزندشان راهی اردوگاه‌های پژاک شده، سال‌هاست میان بی‌خبری، نگرانی و انتظار سرگردان هستند؛ نه اطلاعی از وضعیت عزیزانشان دارند و نه راهی برای بازگرداندن آنان.

این فقط یک پرونده نیست. هر جوانی که در نتیجه فشارهای اقتصادی، مشکلات خانوادگی یا شکست‌های عاطفی به دام شبکه‌های عضوگیری گروه‌های مسلح غیرقانونی می‌افتد، در واقع قربانی فرآیندی است که از آسیب‌پذیری انسان‌ها برای تأمین نیروی انسانی خود بهره‌برداری می‌کند.

پیامد این روند تنها از بین رفتن آینده یک جوان نیست؛ بلکه خانواده‌ای را وارد چرخه‌ای از اضطراب، بلاتکلیفی، آسیب‌های روانی و مشکلات اقتصادی می‌کند؛ چرخه‌ای که گاه سال‌ها ادامه می‌یابد و آثار آن تا پایان عمر باقی می‌ماند.

انجمن بی‌تاوان بار دیگر تأکید می‌کند که هرگونه بهره‌برداری از بحران‌های روحی، اقتصادی و اجتماعی جوانان برای جذب آنان به گروه‌های مسلح، موضوعی است که نیازمند توجه جدی نهادهای مسئول، رسانه‌ها و سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر است. سکوت در برابر این الگوی عضوگیری، به معنای نادیده گرفتن رنج خانواده‌هایی است که سال‌هاست چشم‌انتظار بازگشت فرزندانی هستند که در بزنگاه‌های دشوار زندگی، به جای دریافت حمایت، در دام شبکه‌های جذب گروهک‌های مسلح گرفتار شدند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا