«موازنه» یا حفظ تشکیلات؟؛ پژاک از چه چیزی میترسد؟
وقتی بقای پژاک به مسئله موازنه قدرت در منطقه گره میخورد

بیتاوان: اظهارات اخیر ریوار آبدانان، سخنگوی پژاک، درباره روند انحلال پکک، بیش از آنکه یک موضعگیری سیاسی معمول باشد، تصویری روشن از دغدغههای تشکیلاتی این گروه تروریستی ارائه میدهد؛ دغدغهای که در آن، مسئله اصلی ظاهراً نه پایان یک ساختار مسلح، بلکه پیامدهای پایان آن برای جایگاه پژاک در رقابتهای منطقهای است.
بر اساس گزارش رسانه «آمارگی»، سخنگوی پژاک معتقد است انحلال یا خلع سلاح این گروه در امتداد مرزهای ایران و عراق میتواند «خلأ سیاسی و امنیتی» ایجاد کند و موازنه میان جریانهای کرد ایرانی را به زیان پژاک تغییر دهد.
این استدلال، یک تناقض آشکار را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد:
اگر پژاک برای مردم است، چرا مسئله اصلی در توضیحات سخنگوی آن، حفظ موازنه میان سازمانها و جلوگیری از تقویت رقیبان است؟
پژاک در این روایت، نه از پایان یک بحران، بلکه از تغییر وزن خود در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه ابراز نگرانی میکند.
حتی زمانی که سخنگوی پژاک درباره سیاست ترکیه صحبت میکند، استدلال او بر این محور استوار است که آنکارا ممکن است به دلیل نگرانی از تقویت سایر جریانهای کرد ایرانی، فشار فوری برای خلع سلاح پژاک را ضروری نداند.
به بیان سادهتر، پژاک بقای خود را در قالب یک ضرورت ژئوپلیتیک توضیح میدهد.
اما همین منطق، پرسشهای جدیتری ایجاد میکند.
اگر آینده پژاک وابسته به این است که ترکیه، آمریکا، اسرائیل و سایر بازیگران منطقهای چه برداشتی از نقش جریانهای کرد داشته باشند، پس ادعای استقلال و تصمیمگیری بر اساس منافع مردم دقیقاً کجای این معادله قرار میگیرد؟
سخنگوی پژاک همچنین میگوید چارچوب جدید ترکیه ممکن است کمتر به سابقه ارتباط سازمانها با پکک و ایدئولوژی اوجالان و بیشتر به نقش استراتژیک آنها در سوریه، عراق و ایران وابسته باشد.
این سخنان یک نکته مهم را روشن میکند:
پژاک خود نیز آیندهاش را نه در خلأ، بلکه در میدان رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تعریف میکند.
از همین رو، استفاده از عباراتی مانند «خلأ امنیتی» نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی پرسش افکار عمومی باشد.
پرسش اصلی این است:
آیا پایان فعالیت پژاک واقعاً خلأ ایجاد میکند، یا فقط خلأیی در جایگاه تشکیلاتی پژاک به وجود میآورد؟
شاید برای افکار عمومی، مهمترین بخش این اظهارات همین باشد؛ زیرا پشت تمام بحثهای ژئوپلیتیک، یک نگرانی کاملاً تشکیلاتی دیده میشود:
اگر پژاک کنار برود، چه کسی جای آن را میگیرد؟
و این پرسش، ناخواسته روایت دیگری را آشکار میکند؛ روایتی که در آن «بقای تشکیلات» میتواند با عنوان «حفظ موازنه» بازتعریف شود.
پژاک باید روشن کند: از آینده مردم سخن میگوید یا از آینده خود؟



