قندیل پس از پ.ک.ک؛ آیا پژاک میتواند جای خالی را پر کند؟
انحلال پ.ک.ک پایان یک ساختار مسلحانه است یا آغاز مرحلهای تازه برای بازتوزیع تروریسم در قندیل؟

بیتاوان: قندیل برای چند دهه صرفاً یک رشتهکوه در مرزهای عراق، ایران و ترکیه نبود؛ این منطقه به یکی از مهمترین مراکز سازماندهی، آموزش و استقرار شبکههای مسلح وابسته به جریان پ.ک.ک تبدیل شد. اما با تغییر مسیر پ.ک.ک و اعلام پایان ساختار مسلحانه آن، یک پرسش مهم در برابر معادلات امنیتی منطقه قرار گرفته است: اگر پ.ک.ک از صحنه نظامی عقبنشینی کند، چه نیرویی جای خالی آن را در قندیل پر خواهد کرد؟
در نگاه نخست، نام پژاک بیش از سایر گروهها مطرح میشود. این گروه از ابتدا ارتباطات سازمانی و ایدئولوژیک نزدیکی با پ.ک.ک داشته و پایگاههای آن نیز در جغرافیای قندیل شکل گرفته است. منابع مختلف همچنان از حضور و فعالیت پژاک در مناطق کوهستانی قندیل سخن میگویند.
اما تبدیل این ارتباط تاریخی به یک «جانشینی کامل» چندان ساده نیست.
قندیل؛ میراثی که بر سر آن رقابت خواهد شد
قندیل طی سالهای گذشته برای جریان وابسته به پ.ک.ک چیزی فراتر از یک پایگاه نظامی بوده است؛ این منطقه عملاً بخشی از زیرساخت سیاسی، نظامی و لجستیکی این شبکه را در خود جای داده است.
به همین دلیل، خروج یا کاهش حضور پ.ک.ک الزاماً به معنای خالیشدن قندیل نیست. احتمال مهمتر آن است که بخشی از ساختار موجود تلاش کند با تغییر عنوان، آرایش سازمانی یا مأموریت، حضور خود را حفظ کند.
اینجاست که پژاک اهمیت پیدا میکند.
پژاک از نظر جغرافیایی، سازمانی و نیروی انسانی، نسبت به بسیاری از گروههای کُرد ایرانی موقعیت متفاوتی دارد. سابقه حضور در قندیل و ارتباط تاریخی با پ.ک.ک باعث شده این گروه از زیرساختی برخوردار باشد که سایر گروههای مسلح کُرد ایرانی الزاماً در اختیار ندارند.
اما همین نقطه قوت میتواند به بزرگترین نقطه ضعف آن نیز تبدیل شود.
مشکل اصلی پژاک؛ استقلال یا وابستگی؟
یکی از پرسشهای اساسی درباره آینده پژاک این است که آیا این گروه میتواند خود را بهعنوان یک بازیگر مستقل تعریف کند یا همچنان در چارچوب شبکه بزرگتر پ.ک.ک باقی خواهد ماند.
در ادبیات سیاسی و امنیتی، پژاک سالها بهعنوان گروهی مرتبط با پ.ک.ک شناخته شده است. منابع مختلف نیز به پیوندهای سازمانی و ایدئولوژیک میان این دو اشاره کردهاند.
بنابراین، اگر پ.ک.ک واقعاً وارد مرحله جدیدی از خلع سلاح و پایان فعالیت مسلحانه شود، پژاک با یک انتخاب دشوار مواجه خواهد شد:
یا باید مسیر مستقلی تعریف کند، یا خطر آن وجود دارد که صرفاً به عنوان ادامه یک ساختار قدیمی با نامی متفاوت دیده شود.
این مسئله بهویژه در شرایطی اهمیت پیدا میکند که دیگر گروههای کُرد ایرانی نیز تلاش میکنند جایگاه خود را در معادلات جدید تثبیت کنند.
بازیگران رقیب فقط پژاک نیستند
تصویر قندیل را نباید به رقابت پ.ک.ک و پژاک محدود کرد.
گروههایی مانند حزب دموکرات کردستان ایران، کومله، حزب آزادی کردستان و سایر جریانهای کُرد ایرانی نیز در سالهای اخیر در معادلات سیاسی و امنیتی اقلیم کردستان عراق حضور داشتهاند.
در سال ۲۰۲۶ نیز چند جریان کُرد ایرانی برای افزایش هماهنگی سیاسی و نظامی تلاش کردند و ائتلافهای جدیدی میان برخی گروهها شکل گرفت. در این میان، پژاک به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباطات خود با قندیل، همچنان بازیگری متفاوت محسوب میشود.
بنابراین، مسئله فقط این نیست که «چه کسی جای پ.ک.ک را میگیرد؟»
پرسش مهمتر این است:
آیا اساساً یک گروه میتواند جای پ.ک.ک را بگیرد؟
قندیل بدون پ.ک.ک، الزاماً قندیلِ پژاک نیست
بزرگترین خطای تحلیلی این است که کاهش نقش پ.ک.ک را مساوی با افزایش خودکار قدرت پژاک بدانیم.
پژاک با محدودیتهای جدی روبهروست؛ از فشارهای ایران و ترکیه گرفته تا ملاحظات دولت عراق و اقلیم کردستان. حضور گروههای مسلح ایرانی در اقلیم کردستان نیز طی سالهای گذشته تحت فشار فزاینده قرار گرفته و توافق امنیتی تهران و بغداد در سال ۲۰۲۳، فشار برای خلع سلاح و جابهجایی این گروهها را افزایش داده است.
از سوی دیگر، قندیل منطقهای نیست که هر بازیگری بتواند بهسادگی کنترل آن را در دست بگیرد.
بنابراین، حتی اگر بخشی از نیروهای وابسته به پ.ک.ک در این منطقه باقی بمانند، تبدیل این حضور به یک ساختار نظامی مستقل و پایدار، مسئلهای کاملاً متفاوت خواهد بود.
آیا پژاک به «نسخه ایرانی پ.ک.ک» تبدیل میشود؟
این شاید مهمترین پرسش آینده باشد.
اگر پژاک بتواند از ساختار قدیمی فاصله گرفته و سازمان، اهداف و استراتژی مستقل خود را تعریف کند، ممکن است در معادلات آینده وزن بیشتری پیدا کند.
اما اگر صرفاً به عنوان بازوی ایرانی همان شبکه سابق باقی بماند، تغییر نام یا تغییر بخشی از ساختار نمیتواند واقعیت بنیادین را تغییر دهد.
در چنین شرایطی، پایان پ.ک.ک میتواند به جای آنکه پایان یک شبکه باشد، به تغییر نام و توزیع مجدد نقشها میان شاخههای آن منجر شود.
و این دقیقاً همان نقطهای است که باید با دقت بیشتری زیر نظر گرفته شود.
قندیل در آستانه یک بازآرایی
تحولات چند سال اخیر نشان میدهد که قندیل و مناطق مرزی عراق و ایران وارد مرحلهای تازه شدهاند. از یک سو فشار دولتهای منطقه برای محدودکردن فعالیت گروههای مسلح افزایش یافته و از سوی دیگر، تحولات امنیتی منطقه اهمیت نیروهای کُرد ایرانی را بیشتر کرده است.
در چنین شرایطی، خلأ ناشی از کاهش نقش پ.ک.ک ممکن است نه با یک گروه واحد، بلکه با ترکیبی از نیروها، شبکهها و ساختارهای محلی و فرامرزی پر شود.
پژاک یکی از مهمترین نامها در این معادله است، اما هنوز نمیتوان آن را برنده قطعی این رقابت دانست.
جمعبندی
پایان فعالیت مسلحانه پ.ک.ک، اگر در عمل تثبیت شود، یک خلأ مهم در ساختار امنیتی قندیل ایجاد خواهد کرد؛ اما این خلأ الزاماً به معنای انتقال قدرت به پژاک نیست.
پژاک از نظر جغرافیایی و سازمانی مزیتهایی دارد، اما همزمان با یک مشکل بنیادین مواجه است: چگونه میتواند از سایه پ.ک.ک خارج شود و به یک بازیگر مستقل تبدیل شود؟
از این منظر، آینده قندیل بیش از آنکه داستان «جانشینی پژاک به جای پ.ک.ک» باشد، داستان رقابت بر سر میراث یک ساختار مسلحانه چند دههای خواهد بود.
و شاید پرسش اصلی این نباشد که «چه کسی جای پ.ک.ک را میگیرد؟»
بلکه باید پرسید:
آیا قندیل اساساً اجازه خواهد داد ساختار مسلحانهای با همان منطق گذشته، تنها با نامی جدید به حیات خود ادامه دهد؟


