فرافکنی ارگان رسانهای واشنگتن برای پوشاندن بنبست «قندیل و آنکارا»؛ وقتی فرقه تروریستی پکک در تله انحلال دستوپا میزند!

بیتاوان – در حالی که فرآیند موسوم به «صلح و خلع سلاح» میان دولت ترکیه و فرقه تروریستی پکک به دلیل بیاعتمادی ساختاری و باجخواهیهای متقابل به بنبست خورده است، وبسایت آمریکایی «الحره» با توسل به چهرههای ورشکسته تجزیهطلب، کوشیده است بحران درونی قندیل و بنبست سیاسی آنکارا را به جمهوری اسلامی ایران فرافکنی کند؛ سناریویی نخنما که بیش از هر چیز، هراس جریانهای مسلح از پایان تاریخ مصرفشان را برملا میسازد.
چهار دهه پس از آغاز خشونتطلبی و ترور توسط فرقه پکک که حاصلی جز تباهی نسلها، کودکسربازی و ویرانی مناطق کردنشین نداشته است، اکنون پرونده انحلال این گروه به کلافی سردرگم تبدیل شده است. رسانه آمریکایی «الحره» در گزارشی تازه با عنوان «آنکارا و پکک؛ ایران چه میخواهد؟» تلاش کرده است با کنار هم چیدن اظهارات چند سرکرده گروهکهای تجزیهطلب کُردی و اهوازی، توقف روند خلع سلاح و تردیدهای موجود در این پرونده را به «نگرانیهای راهبردی تهران» پیوند بزند.
۱. تناقضگویی رسانهای؛ از اعتراف به ضربات کوبنده سپاه تا توهم ارتباط!
نکته قابل تأمل در گزارش «الحره»، تناقض آشکار در روایتپردازی علیه ایران است. این رسانه از یکسو تریبون را در اختیار عناصر معاند قرار میدهد تا ادعاهای بیپایهای درباره «نفوذ تهران بر جناحهایی از پکک» مطرح کنند، اما بلافاصله در ادامه گزارش ناچار به اعتراف میشود که پس از تأسیس شاخه اقماری و تروریستی «پژاک» در سال ۲۰۰۴، جمهوری اسلامی ایران نهتنها هیچ مماشاتی با این جریان نداشته، بلکه مواضع آنها در کوهستان قندیل را هدف سنگینترین آتشبارهای توپخانهای و عملیاتهای نظامی قرار داده است.
حتی نزدیکان خود فرقه پکک در اقلیم کردستان نیز در گفتگو با این رسانه آمریکایی، ادعاهای مضحک سایر گروهکها را رد کرده و اذعان داشتهاند که در سالهای اخیر بارها هدف ضربات سنگین نیروهای مسلح ایران قرار گرفتهاند. این اعتراف، بار دیگر رسوایی و دوگانهگویی جریانهای مسلح معاند را نشان میدهد که در رقابت برای جلب نظر کارفرمایان غربی، به هر دروغ و سناریوسازی متوسل میشوند.
۲. بنبست واقعی کجاست؟ التماس برای عفو یا گروگانگیری سیاسی؟
برخلاف فضاسازی رسانه دولتی آمریکا که میکوشد پای بازیگران بیرونی را به میان بکشد، واقعیت میدانی نشان میدهد که مانع اصلی خلع سلاح، ذات فرقهای و تروریستی پکک و بیاعتمادی عمیق میان آنکارا و سران قندیل است.
بر اساس دادههای همین گزارش، در حالی که دولت ترکیه طرح «ترکیه بدون تروریسم» را به معنی تسلیم بیقیدوشرط و تحویل کامل سلاح پیش از هرگونه امتیاز قانونی میداند، سرکردگان «کجک» (KCK) از افتادن در تله حذف فیزیکی و سیاسی وحشت دارند. تهدید علنی شورای اجرایی کجک مبنی بر «عدم اجرای مصوبات کنگره انحلال» و مشروط کردن آن به آزادی عبدالله اوجالان، گواه آن است که ساختار مافیایی قندیل حتی به پیامهای سرکرده زندانی خود نیز تنها به چشم یک تاکتیک برای بقا مینگرد و حاضر نیست بهراحتی از قدرت مسلحانه و منابع مالی قاچاق دست بکشد.
۳. سرگردانی عناصر مسلح و کابوس انحلال برای پژاک
بخش دیگری از گزارش «الحره» ناخواسته به یکی از مهمترین واقعیتهای امنیتی منطقه اشاره میکند: سرنوشت عناصر مسلحی که حاضر به زمین گذاشتن سلاح نیستند و احتمال سرریز شدن آنها به شاخههای اقماری همچون گروهک تروریستی «پژاک».
تجربه دهههای گذشته ثابت کرده است که پکک و شاخه ایرانی آن (پژاک) دو روی یک سکهاند؛ هر زمان که عرصه در ترکیه یا سوریه بر این فرقه تنگ شده، سران قندیل کوشیدهاند با تغییر تابلو و انتقال نیرو به زیر چتر پژاک، بقای تشکیلات خود را تضمین کنند. با این حال، برخلاف تحلیلهای سطحی کارشناسان مورد استناد «الحره» که مدعی کاهش ابزارهای بازدارندگی ایران شدهاند، اشراف اطلاعاتی و دکترین قاطع امنیتی–نظامی ایران در مرزهای غرب و شمالغرب کشور به گونهای است که هرگونه تحرک عناصر سرگردان پکک در قالب پژاک را در نطفه خفه خواهد کرد. هماهنگیهای امنیتی میان تهران، بغداد و اربیل برای خلع سلاح و جمعآوری مقرهای تروریستی، گواه روشنی بر پایان دوران مصونیت این گروهکها در پناهگاههای برونمرزی است.
جمعبندی: صلح پایدار از مسیر حذف تروریسم میگذرد، نه معامله با آن
جمهوری اسلامی ایران همواره از بازگشت ثبات، امنیت و پایان یافتن تروریسم در کشورهای همسایه استقبال کرده است؛ چرا که قربانیان اصلی چهار دهه ترور و خشونت پکک و پژاک، مردم بیگناه منطقه و جوانان کُردی بودهاند که در آزمایشگاههای ایدئولوژیک این فرقه به کام مرگ فرستاده شدند. با این حال، تقلاهای رسانهای واشنگتن برای مقصرنمایی ایران، نمیتواند این حقیقت را پنهان کند که پروژههای مسلحانه و تجزیهطلبانه به پایان خط رسیدهاند و سران قندیل، چه در مسیر تسلیم به آنکارا و چه در توهم ادامه مزدوری، آیندهای جز فروپاشی کامل پیش رو ندارند.



