بازیچه قدرتها؛ چگونه پکک با شعار «ضدامپریالیسم» به ابزار سرویسهای اطلاعاتی صدام و اسد تبدیل شد؟

بیتاوان: پکک در دهه ۱۹۷۰ کار خود را با تندترین شعارها علیه دیگر احزاب کرد آغاز کرد؛ اوجالان تمامی رهبران سنتی و احزاب دیگر کرد (از ملا مصطفی بارزانی گرفته تا کمال بورکای) را به دلیل ارتباط با دولتهای منطقه، «خائن»، «همدست دشمن» و «عقبمانده» میخواند و حتی اعضای آنها را ترور میکرد. اما اسناد و اعترافات ثبتشده در کتاب «خون و عقیده» نشان میدهد که خودِ پکک برای بقا و قدرتگیری، به یکی از وابستهترین ابزارهای اطلاعاتی رژیمهای دیکتاتوری منطقه تبدیل شد.
۱. در آغوش استخبارات سوریه؛ سکوت در برابر سرکوب کردهای سوریه و فرستادن آنها به کام مرگ!
در حالی که رژیم حافظ اسد در سوریه بیش از ۱۲۰ هزار کرد سوری را از حق شهروندی محروم کرده بود (به طوری که حتی حق خرید ملک، خودرو یا دریافت گذرنامه نداشتند) و زبان و احزاب کردی را ممنوع کرده بود، عبدالله اوجالان سالها در آپارتمانهای امن دمشق تحت حفاظت کامل مخابرات سوریه زندگی میکرد.
در ازای این پناهگاه امن، معامله کثیفی شکل گرفت: پکک متعهد شد هیچگونه فعالیتی برای حقوق کردهای سوریه انجام ندهد! از آن بدتر، دولت دمشق پکک را تشویق کرد تا جوانان کرد سوریه را جذب کرده و برای کشته شدن به کوههای ترکیه بفرستد تا انرژی اعتراضی جوانان کرد در داخل سوریه تخلیه شود!
زمانی که «مسعود آکیول» (از رهبران چپ ترک) در سال ۱۹۸۳ به اوجالان هشدار داد که تسلیم کردن لیست اعضا به استخبارات سوریه آنها را به «مهره شطرنج رژیم سوریه» تبدیل میکند، اوجالان پاسخ داد: «البته که میدانم آنها میخواهند از من استفاده کنند، اما من هم از آنها استفاده میکنم!» حتی خود اوجالان در سال ۱۹۸۸ در مصاحبه با مهمت علی بیراند اعتراف کرد که اگر سوریه بخواهد، با یک دستور ویژه میتواند کل فعالیت ما را متوقف کند!
۲. همکاری اطلاعاتی با ارتش صدام حسین در بحبوحه بمباران شیمیایی حلبچه!
اوج تناقض اخلاقی و سیاسی پکک در اواخر دهه ۱۹۸۰ رقم خورد. در سال ۱۹۸۸، درست در دورانی که ارتش بعث صدام حسین عملیات نسلکشی «انفال» و بمباران شیمیایی حلبچه را علیه کردهای عراق اجرا میکرد (که منجر به کشته شدن ۲۰۰ هزار کرد و آوارگی ۱.۵ میلیون نفر شد)، پکک با ارتش صدام حسین وارد همکاری اطلاعاتی شد!
به شهادت «آزمان» (زکی اوزتورک، وکیل و کادر ارشد سابق پکک)، فرماندهان پکک در مرز، اطلاعات تحرکات پیشمرگههای کرد عراقی (حزب دموکرات کردستان) را به ارتش صدام حسین میدادند و در مقابل، ارتش عراق چشمان خود را به روی پایگاههای پکک میبست و حتی در زمستانها، پایگاههای نظامی تخلیهشده ارتش عراق به عنوان سرپناه در اختیار نیروهای پکک قرار میگرفت!
نتیجهگیری:
هزاران جوان بیتاوان کرد از سوریه، ترکیه و عراق با باور به شعار «کردستان مستقل و متحد» جان خود را فدا کردند؛ بیخبر از آنکه رهبرانشان در پشتپرده، مشغول مبادله اطلاعات با سرویسهای امنیتی همان دولتهایی بودند که کردها را سرکوب و شیمیایی میکردند.



