«اعدام بدون محاکمه در خط مقدم»؛ چگونه فرماندهان پکک نیروهای منتقد خودی را عمداً به کام مرگ میفرستادند؟

بیتاوان: زمانی که در اوایل دهه ۱۹۹۰، آمار اعدامهای درونگروهی پکک (به اتهام جاسوسی) به قدری بالا رفت که باعث وحشت و افت روحیه در میان نیروها شد، رهبری پکک ظاهراً دستور داد که اعدامها تنها پس از برگزاری «دادگاه حزبی» انجام شود. اما شهادت جنگجویان سابق در کتاب «خون و عقیده» نشان میدهد که اولاً این دادگاهها نمایشهایی یکروزه و مضحک بودند، و ثانیاً فرماندهان پکک روش بسیار کثیفتر و بیدردسرتری برای خلاص شدن از دست نیروهای منتقد یا خسته پیدا کردند: فرستادن عمدی آنها به مأموریتهای انتحاری و خط مقدم برای کشته شدن توسط ارتش ترکیه!
دادگاههایی که در آن متهم حتی جرأت دفاع از خود را نداشت!
یکی از اعضای سابق پکک که در سال ۱۹۹۱ شاهد یکی از این «دادگاههای صحرایی» در کوهستان بوده است، فضای رعب و وحشت آن را چنین توصیف میکند:
«دادگاه یک روزه بود. جو به قدری ترسناک بود که هیچکس، حتی خودِ متهم، جرأت نمیکرد کیفرخواست و اتهامات را رد کند! اگر حکم اعدام صادر میشد، همان روز در مقابل چشمان همه اجرا میگردید. در یک مورد که من شاهدش بودم، تیمی ۶ تا ۷ نفره با کلاشینکف جوان متهم را به رگبار بستند و سپس یک نفر جلو رفت و تیر خلاص را به سرش شلیک کرد. به یاد دارم که یکی از دختران چریک با دیدن این صحنه از حال رفت و بیهوش شد.»
توطئه مرگ در میدان نبرد؛ و ثبت نام مقتول به عنوان «شهید»!
برای اینکه نیازی به برگزاری همین دادگاههای نمایشی هم نباشد، فرماندهان پکک از اواسط دهه ۱۹۹۰ روش جدیدی را در پیش گرفتند. هرگاه یکی از اعضای گروه از فرمانده خود انتقاد میکرد، در جنگ تردید نشان میداد یا سؤالات زیادی میپرسید، فرمانده به جای اعدام علنی، او را در نوک پیکان یک حمله بسیار خطرناک و غیرممکن قرار میداد تا مطمئن شود که در درگیری کشته میشود!
یکی از چریکهای سابق پکک که بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۸ در منطقه «بوتان» میجنگید، فاش میکند:
«شاید دادگاههای علنی کمتر شده بود، اما این کار (فرستادن عمدی بچهها به کام مرگ) به شدت رایج بود. فقط در یکی از ۵ زیرمنطقه بوتان که من در آن حضور داشتم، طی سه سال حدود ۲۰ نفر از نیروهای خودمان دقیقاً به همین روش کشته شدند!»
و فرمانده استانی دیگری اضافه میکند: «هر کسی را میشد به هر بهانهای کشت؛ چون در نهایت این خودِ فرمانده بود که گزارش را مینوشت و میگفت فلانی جاسوس بود یا در درگیری کشته شد!»
کشتن برادر به جرم فرارِ برادر دیگر!
جنون انتقامگیری در پکک حتی به قوانین قبیلهای و خونبس نیز تنه میزد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، در منطقه «بهدینان» در مرز عراق، هنگامی که یکی از اعضا از صفوف پکک فرار کرد، فرماندهان پکک دو برادر دیگر او به نامهای «جعفر» و «فریک» را که همچنان در اردوگاه بودند، صرفاً به جرم داشتن نسبت خونی با فرد فراری، تیرباران کردند!
نتیجهگیری:
چه بسیار جوانانی که نامشان در لیست «شهدای پکک» ثبت شد و خانوادههایشان برایشان مراسم گرفتند، در حالی که در واقعیت، قربانی توطئه فرماندهان خودی شده بودند؛ فرماندهانی که برای حذف یک صدای منتقد، او را به مسلخ فرستادند.



