از «میدان جنگ» تا «میدان سیاست»؛ آیا پژاک واقعاً از مبارزه مسلحانه عبور کرده است؟

فواد بریتان، عضو شورای مدیریتی گروهک تروریستی پژاک، در گفتوگویی با رسانه ایتالیایی «اِلمانیفستو» مدعی شده است که صلح به معنای تسلیم نیست، بلکه به معنای انتقال مبارزه از میدان جنگ به میدان سیاست است؛ اظهاراتی که بار دیگر بحث درباره آینده پژاک و نسبت این گروه با مبارزه مسلحانه را مطرح میکند.
بر اساس گزارشی که ارگان رسانه ای گروهک تروریستی پ.ک.ک منتشر کرده، فواد بریتان با اشاره به تحولات منطقه و روندهای سیاسی اخیر، از ضرورت عبور از مبارزه مسلحانه و استفاده از ابزارهای سیاسی، اجتماعی و دموکراتیک سخن گفته است. او تأکید کرده که کنار گذاشتن سلاح، در صورت ادامه پیگیری اهداف سیاسی از مسیرهای دیگر، نباید «تسلیم» تلقی شود.
بریتان همچنین آینده پژاک را در قالب نقشآفرینی سیاسی و اجتماعی، سازماندهی جامعه، فعالیت در پارلمان، شهرداریها، جامعه مدنی، دانشگاه، رسانه و دیگر عرصههای اجتماعی ترسیم کرده و قدرت سیاسی و اجتماعی را جایگزین قدرت نظامی دانسته است.
اما در این میان یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا تغییر ادبیات سیاسی، بهتنهایی به معنای پایان مبارزه مسلحانه است؟
تجربه چند دهه فعالیت گروههای مسلح در منطقه نشان داده است که فاصله میان «تغییر گفتمان» و «تغییر واقعی رفتار» میتواند قابل توجه باشد. اعلام انتقال مبارزه از کوه و میدان نظامی به عرصه سیاست، زمانی میتواند جدی تلقی شود که با اقدامات روشن، قابل راستیآزمایی و پایدار همراه باشد؛ از جمله کنار گذاشتن ساختارهای مسلحانه، پایان فعالیتهای نظامی و پذیرش کامل سازوکارهای قانونی و سیاسی.
نکته قابل توجه دیگر در اظهارات بریتان، تعریف «صلح» است. او صلح را صرفاً خاموش شدن سلاحها نمیداند و آن را به مجموعهای از مطالبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیوند میزند. چنین تعریفی، عملاً نشان میدهد که در نگاه او، پایان درگیری مسلحانه نه پایان مبارزه، بلکه تغییر ابزار و میدان آن است.
از منظر بیتاوان، مسئله اصلی در هر روند صلح، نه شعارها و واژهها، بلکه رفتار قابل سنجش و تعهد عملی به پایان خشونت است.
اگر گروهی که سالها با ساختار مسلحانه فعالیت کرده، اکنون از سیاست، جامعه مدنی و فعالیت دموکراتیک سخن میگوید، جامعه حق دارد بپرسد:
سلاحها کجا هستند؟ ساختار نظامی چه سرنوشتی پیدا میکند؟ چه تضمینی برای عدم بازگشت به خشونت وجود دارد؟ و آیا فعالیت سیاسی آینده در چارچوب قانون و بدون تهدید و اجبار نظامی خواهد بود؟
پاسخ روشن به این پرسشهاست که میتواند میان یک تغییر واقعی و یک تغییر صرفاً تبلیغاتی در ادبیات سیاسی تفاوت ایجاد کند.
در نهایت، اگر انتقال از «میدان جنگ» به «میدان سیاست» واقعاً رخ داده باشد، نخستین و مهمترین نتیجه آن باید کاهش خشونت، حفظ جان انسانها و فراهم شدن امکان فعالیت سیاسی بدون اسلحه باشد؛ زیرا هیچ جامعهای نباید هزینه جاهطلبیهای سیاسی را با جان جوانان خود بپردازد.
صلح زمانی معنا پیدا میکند که اسلحه از معادلات سیاسی حذف شود، نه اینکه صرفاً نقش آن در ادبیات سیاسی تغییر کند.



