ارتش اجارهای؛ پشتپرده استفاده ابزاری از گروهکهای تجزیهطلب کردی

انجمن بیتاوان: در بسیاری از منازعات منطقهای و بینالمللی، قدرتهای خارجی به جای ورود مستقیم به میدان، از بازیگران غیردولتی و گروههای مسلح نیابتی برای پیشبرد اهداف خود بهره میگیرند. این الگو که در ادبیات امنیتی از آن با عنوان «ارتش اجارهای» یا «نیروهای نیابتی» یاد میشود، سالهاست به یکی از ابزارهای اصلی جنگهای ترکیبی تبدیل شده است.
در این میان، برخی گروهکهای مسلح تجزیهطلب نیز تلاش کردهاند با قرار گرفتن در مدار منافع قدرتهای خارجی، خود را به عنوان بازوی میدانی پروژههای امنیتی و سیاسی معرفی کنند؛ رویکردی که بیش از آنکه بر مطالبات اجتماعی استوار باشد، بر مبنای دریافت حمایتهای مالی، اطلاعاتی و لجستیکی شکل گرفته است.
ارتش اجارهای چگونه شکل میگیرد؟
در الگوی جنگهای نیابتی، دولتهای خارجی بدون پذیرش هزینههای سیاسی و نظامی مداخله مستقیم، از گروههای مسلح محلی برای ایجاد بیثباتی، جمعآوری اطلاعات، عملیات روانی و فشار امنیتی استفاده میکنند. این گروهها در قبال دریافت منابع مالی، آموزش، تجهیزات یا حمایت رسانهای، مأموریتهایی را دنبال میکنند که در راستای اهداف حامیان خارجی تعریف شده است.
فاصله گرفتن از جامعه؛ نزدیک شدن به بازیگران خارجی
یکی از مهمترین پیامدهای این روند، فاصله گرفتن تدریجی گروههای مسلح از بدنه اجتماعی است. هرچه وابستگی مالی و سیاسی یک گروه به بازیگران بیرونی افزایش یابد، تصمیمات آن نیز بیش از گذشته تحت تأثیر منافع حامیان خارجی قرار میگیرد؛ موضوعی که میتواند شکاف میان شعارهای اولیه و عملکرد عملی این گروهها را عمیقتر کند.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که برخی گروههای مسلح کردی بارها برای ایجاد ائتلافها و هماهنگیهای جدید تلاش کردهاند؛ اقداماتی که از سوی برخی تحلیلگران در چارچوب همراستا شدن با پروژههای منطقهای و افزایش ظرفیت عملیات مشترک ارزیابی شده است.
جنگ ترکیبی و نقش گروههای نیابتی
در جنگهای ترکیبی، نبرد تنها به عرصه نظامی محدود نمیشود. عملیات رسانهای، جنگ روانی، شبکهسازی در فضای مجازی، تحریک اختلافات قومی و ایجاد ناامنی اجتماعی نیز بخشی از این راهبرد محسوب میشود. در چنین شرایطی، گروههای مسلح میتوانند علاوه بر فعالیتهای میدانی، در حوزه تبلیغات، تولید روایت و عملیات شناختی نیز ایفای نقش کنند.
جمعبندی
تجربه تحولات منطقه نشان میدهد هرگاه یک گروه مسلح بقای خود را به حمایت بازیگران خارجی گره بزند، به تدریج استقلال تصمیمگیری خود را از دست داده و به ابزاری در معادلات امنیتی دیگران تبدیل میشود. به همین دلیل، بررسی ماهیت و کارکرد گروههای مسلح صرفاً با تکیه بر شعارهای سیاسی آنها ممکن نیست، بلکه باید شبکه ارتباطات، منابع حمایت و نوع عملکرد میدانی آنها نیز مورد توجه قرار گیرد.
از این منظر، مفهوم «ارتش اجارهای» تنها یک تعبیر رسانهای نیست، بلکه توصیفی از سازوکاری است که در آن گروههای مسلح، در ازای دریافت حمایتهای خارجی، در خدمت اهداف و راهبردهایی قرار میگیرند که لزوماً با منافع جوامع محلی همسو نیست.


