پژاک؛ شعاری برای آزادی، کارنامهای برای ویرانی

انجمن بیتاوان: سالگرد شکلگیری پژاک، نه یادآور یک مسیر رهایی، بلکه مرور یک پروژه شکستخورده و پر از تناقض است؛ جریانی که از همان ابتدا بیش از آنکه ریشه در خواست واقعی مردم داشته باشد، در فضای مبهم بازیهای امنیتی و سیاسی منطقهای شکل گرفت.
سالهاست این پرسش بیپاسخ مانده:
پژاک دقیقاً چه دستاوردی برای مردم کرد داشته است؟
نتیجهای که امروز دیده میشود، چیزی جز ناامنی، قربانی شدن جوانان، و عقبماندن مناطق کردنشین از مسیر توسعه نیست. گروهی که با شعار آزادی آغاز کرد، در عمل بسیاری از همان مردمی را که مدعی دفاع از آنها بود، به میدان خطر و خشونت کشاند.
منتقدان بارها تأکید کردهاند که این جریان، بیش از آنکه نماینده مطالبات واقعی کردها باشد، در راستای اهداف و سناریوهای بیرونی حرکت کرده؛ سناریوهایی که هدف آنها نه پیشرفت مردم، بلکه ایجاد شکاف، ناامنی و فشار بر ایران بوده است. در این نگاه، پژاک نه یک راهحل، بلکه ابزاری برای بیثباتسازی تلقی میشود.
واقعیت تلخ این است:
پژاک نهتنها منفعتی برای کردها نداشت، بلکه هزینههای سنگینی بر آنها تحمیل کرد؛ از جانهای از دسترفته گرفته تا فرصتهای سوخته.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، این سؤال باید با صدای بلند پرسیده شود:
آیا وقت آن نرسیده که میان «شعارهای پرطمطراق» و «نتایج واقعی» تفاوت قائل شد؟
تاریخ، نه با ادعاها، بلکه با کارنامهها قضاوت میکند—و کارنامه پژاک، چیزی برای دفاع باقی نگذاشته است.



