فریب با واژگان زنانه؛ پارادوکس شعار «زن و طبیعت» در قرارگاههای اجباری پژاک

بی تاوان _ در نشریه شماره نوزدهم ارگان رسمی گروهک پژاک، تلاشی سیستماتیک برای تئوریزهکردن رابطه میان «رهایی طبیعت» و «رهایی زن» صورت گرفته است. نویسندگان نشریه مدعی شدهاند که «ذهنیت سلطه بر طبیعت ریشه در سلطه بر زن دارد» و بدینترتیب کوشیدهاند فرقهای با ساختار تماماً پادگانی و استالینیستی را پیشتاز آزادی زنان معرفی کنند!
این ادعاها در حالی مطرح میشود که گزارشهای مکرر خانوادههای چشمانتظار و قربانیان نجاتیافته در انجمن دفاع از قربانیان تروریسم (بیتاوان)، حکایت از عمق فاجعه در درون مقرهای این فرقه دارد:
ربایش و فریب دختران کمسنوسال: پژاک سالها دختران نوجوان کُرد را با وعدههای دروغین تحصیل و کار فریب داده و به غارها و تونلهای نمور قندیل منتقل کرده است؛ دخترانی که حق کمترین تماس با مادران و خانوادههای خود را ندارند و هویت فردی، احساس مادری و آزادی زنانه آنان به طور کامل سرکوب میشود.
زندان نامرئی در کوهستان: ساختار فرقه به هیچ زنی اجازه تفکر مستقل، زندگی خانوادگی یا بازگشت به آغوش جامعه را نمیدهد. مرگهای مشکوک متعدد، خودکشیهای تلخ دختران محبوس در قرارگاهها و شستوشوی مغزی سیستماتیک، بخش واقعی ماهیت پژاک است.
ابزارسازی از زن برای پولشویی هویتی: پژاک تلاش میکند تا با سوءاستفاده از شعار «ژن، ژیان، ئازادی»، جنایات و ترورهای کور خود را تطهیر کند و خود را جنبشی مدرن و پیشرو بنامد. اما حقیقت روشن است: آزادی واقعی زن در کردستان، داشتن حق انتخاب، رشد در کنار خانواده و بهرهمندی از فرصتهای اجتماعی و علمی است، نه تبدیل شدن به پیادهنظام ترور در میان کوههای صعبالعبور.
انجمن بیتاوان به عنوان صدای رسای خانوادههای قربانیان تروریسم اعلام میکند: گروهی که دختران کُرد را از طبیعیترین حق حیات یعنی کانون خانواده محروم میکند، حق ندارد از «پیوند زن و طبیعت» دم بزند.



