«رهایی با اسلحه یا فریب با کلمات؟ تناقضی به نام پژاک»

انجمن بیتاوان: آنچه در بیانیه گروهک تروریستی پژاک دیده میشود، نمونهای روشن از بازی همیشگی با واژههاست؛ جایی که مفاهیمی چون «آزادی»، «آگاهی» و «مشارکت» بارها تکرار میشوند، اما در عمل، نشانی از تحقق آنها دیده نمیشود. پژاک تلاش میکند فعالیت مسلحانه را نه یک ابزار خشونت، بلکه بخشی از یک «استراتژی اجتماعی» معرفی کند؛ ادعایی که بیش از آنکه قانعکننده باشد، تلاشی برای تطهیر کارنامهای پر از ابهام است.
بزرگترین تناقض اینجاست: چگونه میتوان از «دموکراسی مشارکتی» سخن گفت، اما ساختاری بسته و غیرپاسخگو داشت؟ چگونه از «آگاهیبخشی» حرف زد، اما تحمل کوچکترین نقد و اختلاف نظر را نداشت؟ این دوگانگی، نه یک خطای موردی، بلکه نشانهای از یک مشکل عمیق در ماهیت این جریان است.
در بخشهایی از بیانیه، «دفاع مسلحانه» بهعنوان پیششرط آزادی معرفی میشود. اما تجربههای متعدد در منطقه و جهان نشان دادهاند که خشونت، نهتنها به آزادی پایدار منجر نمیشود، بلکه اغلب چرخهای از ناامنی و بیثباتی را بازتولید میکند. آیا واقعاً میتوان با ابزار ترس، به جامعهای آگاه و آزاد رسید؟
از سوی دیگر، ادعای «توانمندسازی جامعه» و «ایجاد شبکههای تصمیمگیری محلی» در حالی مطرح میشود که این گروه هرگز پاسخ شفافی درباره سازوکارهای درونی خود ارائه نمیدهد. اگر مشارکت واقعی است، چرا شفافیت وجود ندارد؟ اگر مردممحوری اصل است، چرا صدای مخالف شنیده نمیشود؟
بیانیه همچنین با بزرگنمایی نقش خود در تحولات اجتماعی، تلاش دارد جایگاهی فراتر از واقعیت برای خود ترسیم کند. اما افکار عمومی امروز، بیش از هر زمان دیگری به تفاوت میان «شعار» و «عمل» آگاه است. دیگر نمیتوان با ادبیات آرمانگرایانه، کارنامهای پر از تناقض را پنهان کرد.
در نهایت، آنچه از این متن برمیآید، نه یک مسیر روشن برای «رهایی»، بلکه تکرار همان روایت قدیمی است: پوشاندن واقعیتهای سخت با کلمات زیبا. تا زمانی که این فاصله میان ادعا و عملکرد باقی بماند، چنین بیانیههایی بیش از آنکه الهامبخش باشند، موجب بیاعتمادی بیشتر خواهند شد.


