پژاک در پیچ آخر؛ قندیل که خاموش شود، شاخه ایرانی چه خواهد کرد؟

انجمن بیتاوان: تحولات ترکیه دیگر فقط معادلات آنکارا و پکک را تغییر نمیدهد؛ این تحولات زنگ خطر را برای تمام شاخههای وابسته به این سازمان به صدا درآورده است. در رأس آنها، پژاک قرار دارد؛ گروهی که سالها تلاش کرد خود را «مستقل» معرفی کند، اما هر تحول در قندیل، نخستین لرزههایش را بر پیکره این تشکیلات وارد کرده است.
اگر پروژه «ترکیه عاری از تروریسم» به سرانجام برسد و عبدالله اوجالان و پکک وارد مرحلهای جدید از تعامل با دولت ترکیه شوند، نخستین قربانی این تغییر، شاخههایی خواهند بود که موجودیت خود را بر استمرار راهبرد نظامی پکک بنا کردهاند. سؤال اینجاست؛ در معادله جدید، اصلاً جایی برای پژاک باقی میماند؟
پژاک سالها با شعار دفاع از حقوق کردهای ایران فعالیت کرد، اما در عمل هیچگاه نتوانست از سایه سنگین پکک خارج شود. از ادبیات ایدئولوژیک گرفته تا ساختار فرماندهی، آموزش نیروها، تصمیمات راهبردی و حتی تعیین اولویتهای سیاسی، همهچیز در امتداد سیاستهای قندیل تعریف شده است. به همین دلیل است که هر تغییری در رأس هرم پکک، مستقیماً آینده پژاک را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
واقعیت تلخ برای رهبران پژاک این است که اگر پکک تصمیم بگیرد سلاح را کنار بگذارد یا اولویتهای خود را تغییر دهد، این گروه با بحرانی روبهرو خواهد شد که با هیچ بیانیه و تبلیغاتی قابل پنهان کردن نیست. بحرانی که نه فقط تشکیلات، بلکه فلسفه وجودی آن را هدف قرار میدهد.
پرسش اساسی اینجاست؛ اگر پکک دیگر جنگ را راهبرد اصلی خود نداند، پژاک با چه توجیهی به حیات خود ادامه خواهد داد؟
سالها ادعا شد پژاک سازمانی مستقل است، اما اگر چنین است، چرا سرنوشت آن به مذاکرات اوجالان، تصمیمات قندیل و سیاستهای آنکارا گره خورده است؟ چگونه میتوان از استقلال سخن گفت، در حالی که کوچکترین تغییر در رأس پکک، آینده این گروه را با ابهام روبهرو میکند؟
شاید سختترین ضربه، نه از جنس نظامی، بلکه از جنس ایدئولوژیک باشد. بدنه پژاک سالها با این باور تربیت شده که پکک محور «مبارزه» در منطقه است. اگر همین محور مسیر دیگری را انتخاب کند، رهبران پژاک چگونه خواهند توانست نیروهای خود را قانع کنند که همچنان در همان مسیر گذشته باقی بمانند؟
امروز پژاک بیش از هر زمان دیگری در برابر یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است؛ یا باید هویت، راهبرد و ساختار خود را از نو تعریف کند، یا بپذیرد که بدون قندیل، چیزی فراتر از یک شاخه بیپشتوانه نیست.
شاید بزرگترین بحران پیش روی پژاک، نه عملیات نظامی، نه فشارهای امنیتی و نه مشکلات مالی باشد؛ بلکه فرو ریختن روایتی است که سالها مشروعیت تشکیلات را بر آن بنا کرده بود.
این بار، تهدید اصلی از بیرون نمیآید؛ از دل همان تحولی برمیخیزد که روزگاری مهمترین تکیهگاه پژاک به شمار میرفت.



